نور در حرم نور

تفسیر قران در محضر حضرت معصومه سلام الله علیها

نور در حرم نور

تفسیر قران در محضر حضرت معصومه سلام الله علیها

کلمات کلیدی

آخرین نظرات

جزء 10 (ثروت اندوزی ممنوع)

يكشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۹، ۰۸:۴۸ ب.ظ

سوره مبارکه توبه - 34   

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ کَثِیرًا مِنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَیَأْکُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَیَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا یُنْفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ ﴿۳۴﴾

 

 

۹۹/۱۲/۱۰ موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین صفاریان

j10

نظرات  (۱۵)

۲۰ اسفند ۹۹ ، ۰۸:۲۷ محمدجعفر مصلحی

#نکات_تفسیری

شیوه برخی احبار و رهبان در اکل مال به باطل

جالب اینکه همانگونه که سیره قرآن است در اینجا حکم را روى همه افراد دانشمندان یهود و راهبان نبرده بلکه با تعبیر" کثیرا" در حقیقت اقلیت صالح را استثناء کرده است، و اینگونه دقت در سایر آیات قرآن نیز دیده مى‏شود که در سابق به آن اشاره کرده‏ایم.

اما اینکه آنها چگونه اموال مردم را بیهوده و بدون مجوز و به تعبیر قرآن از طریق" باطل" مى‏خورند در آیات دیگر کم و بیش به آن اشاره شده و قسمتى هم در تواریخ آمده است.

یکى اینکه: حقایق تعلیمات آئین مسیح ع و موسى ع را کتمان مى‏کردند تا مردم به آئین جدید (آئین اسلام) نگروند، منافع آنها به خطر نیفتد و هدایایشان قطع نشود، چنان که در آیات 41 و 79 و 174 سوره بقره به آن اشاره‏ شده است.

و دیگر اینکه: با گرفتن" رشوه" از مردم حق را باطل و باطل را حق مى‏کردند و به نفع زورمندان و اقویا حکم باطل مى‏دادند، چنان که در آیه 41 سوره" مائده" به آن اشاره شده است.

یکى دیگر از طرق نامشروع در آمدشان این بود که به نام" بهشت فروشى" و یا" گناه بخشى" مبالغ هنگفتى از مردم مى‏گرفتند و بهشت و آمرزش را که منحصرا در اختیار خداوند است به مردم مى‏فروختند که در تاریخ مسیحیت سر و صداى زیادى بپا کرده و بحثها و جدالهایى برانگیخته است!.

تفسیر نمونه، ج‏7، ص:390 تا 392

۲۰ اسفند ۹۹ ، ۰۸:۲۸ محمدجعفر مصلحی

#نکات_تفسیری

بیان قانون کلی در مورد ثروت اندوزان

سپس قرآن به تناسب بحث دنیا پرستى پیشوایان یهود و نصارى به ذکر یک قانون کلى در مورد ثروت‏اندوزان پرداخته، مى‏گوید:" کسانى که طلا و نقره را جمع‏آورى و پنهان مى‏کنند و در راه خدا انفاق نمى‏نمایند آنها را به عذاب دردناکى بشارت ده" (وَ الَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ‏).

" یکنزون" از ماده" کنز" بر وزن و به معنى" گنج" است که در اصل به معنى جمع و جور کردن اجزاء چیزى گفته مى‏شود لذا شتر پر گوشت را" کناز اللحم" مى‏نامند سپس به جمع‏آورى و نگهدارى و پنهان نمودن اموال و یا اشیاء گران قیمت اطلاق گردیده است.

فلسفه اصلى پول همان گردش کاملتر و سریعتر چرخهاى مبادلات اقتصادى است، و آنها که پول را به صورت" گنجینه" پنهان مى‏کنند نه تنها موجب رکود اقتصادى و زیان به منافع جامعه مى‏شوند بلکه عمل آنها درست بر ضد فلسفه پیدایش پول است.

عذاب دردناک این گروه تنها کیفر شدید روز رستاخیز نیست بلکه مجازاتهاى سخت این دنیا را که بر اثر بهم خوردن موازنه اقتصادى و پیدایش اختلافات طبقاتى دامان فقیر و غنى را مى‏گیرد نیز شامل مى‏شود.

اگر در گذشته مردم دنیا به اهمیت این دستور اسلامى درست آشنا نبودند امروز ما به خوبى مى‏توانیم به آن پى ببریم، زیرا نابسامانیهایى که دامن بشر را، بر اثر ثروت‏اندوزى گروهى خود خواه و بیخبر، گرفته و به شکل آشوبها و جنگها و خونریزیها ظاهر مى‏شود بر هیچکس پوشیده نیست.

---------

تفسیر نمونه، ج‏7، ص: 393

۲۰ اسفند ۹۹ ، ۰۸:۴۵ محمدجعفر مصلحی

#نکات_تفسیری

کیفر ثروت ‏اندوزان!

در آیه بعد اشاره به یکى از مجازاتهاى اینگونه افراد در جهان دیگر مى‏کند و مى‏گوید:" روزى فرا خواهد رسید که این سکه‏ها را در آتش سوزان دوزخ داغ و گداخته مى‏کنند و پیشانى و پهلو و پشتشان را با آن داغ خواهند کرد" (یَوْمَ یُحْمى‏ عَلَیْها فِی نارِ جَهَنَّمَ فَتُکْوى‏ بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ‏).

و در همین حال فرشتگان عذاب به آنها مى‏گویند:" این همان چیزى است که براى خودتان اندوختید و به صورت کنز در آوردید و در راه خدا به محرومان انفاق نکردید" (هذا ما کَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ‏).

" اکنون بچشید آنچه را براى خود اندوخته بودید" و عواقب شوم آن را دریابید(فَذُوقُوا ما کُنْتُمْ تَکْنِزُونَ‏).

این آیه بار دیگر این حقیقت را تاکید مى‏کند که اعمال انسانها از بین نمى‏روند و هم چنان باقى مى‏مانند و همانها هستند که در جهان دیگر برابر انسان مجسم مى‏شوند و مایه سرور و شادى و یا رنج و عذاب او مى‏گردند.

در اینکه در آیه فوق چرا از میان تمام اعضاء بدن تنها" پیشانى" و" پشت" و" پهلو" ذکر شده در میان مفسران گفتگو است، ولى از ابو ذر چنین نقل شده است که: او مى‏گفت: این به خاطر آن است که حرارت سوزان در فضایى که در پشت این سه نقطه قرار دارد نفوذ مى‏کند و تمام وجود آنها را فرا مى‏گیرد (حتى یتردد الحر فى اجوافهم)(ور الثقلین جلد 2 صفحه 214)

و نیز گفته شده این به خاطر آن است که با این سه عضو در مقابل محرومان عکس العمل نشان مى‏دادند: گاهى صورت را در هم مى‏کشیدند، و زمانى به علامت بى اعتنایى از روبرو شدن با آنها خود دارى مى‏کردند و منحرف مى‏شدند و گاهى به آنان پشت مى‏نمودند لذا این سه نقطه از بدن آنها را با اندوخته‏هاى زر و سیمشان داغ مى‏کنند

-----------------------------------------------

تفسیر نمونه، ج‏7، ص: 402

۲۰ اسفند ۹۹ ، ۰۹:۰۰ محمدجعفر مصلحی

#نکات_تفسیری

 

ابوذر و آیه‏ ى کنز

ابوذر غفارى، صحابى بزرگوار پیامبر، در اعتراض به زراندوزى‏هاى معاویه و عثمان و عمّال حکومت و حیف و میل اموال عمومى، صبح و شام این آیه را با صداى بلند در برابر معاویه و سپس در مقابل عثمان مى‏خواند و مى‏گفت: این آیه مخصوص مانعان زکات نیست و هر نوع زراندوزى را شامل مى‏شود.

در تفسیر شریف المیزان آمده است که از برخوردهاى ابوذر با عثمان و معاویه و کعب الأحبار، بر مى‏آید که ثروت‏اندوزى در جامعه‏ى فقیر حرام است، گرچه از راه حلال باشد و زکاتش پرداخت شده باشد.

البتّه برخى آن را به اجتهاد شخصى ابوذر نسبت مى‏دادند، ولى خودش مى‏گفت: «ما قلتُ لهم الّا ما سَمعتُ من نبیّهم» آنچه گفته‏ام از پیامبر شنیده‏ام. از طرفى صراحت و صداقت ابوذر هم مورد تأیید پیامبر است.

از فرازهاى برجسته‏ى زندگى ابوذر، همین امر به معروف و نهى از منکر او نسبت به حکّام،در زمینه‏ى ریخت‏وپاش‏هاى اقتصادى است و نزاعش با عثمان بر سر مال و مقام نبود، بلکه اعتراض به یک منکر اجتماعى بود.

----------------------

تفسیر نور، ج‏3، ص: 413

۲۰ اسفند ۹۹ ، ۰۹:۰۴ محمدجعفر مصلحی

#نکات_تفسیری

2- بهره‏گیرى علما از مال مردم و بهره نرساندن به آنان که موجب بى‏رغبتى مردم به دین مى‏شود شاید مصداقِ «صدّ عن سبیل اللَّه» باشد. لَیَأْکُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ‏ ... وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ‏

4- در اسلام، محدودیّتى براى سرمایه نیست، امّا راه تحصیل آن شروطى دارد و زراندوزى و بدمصرف کردن ثروت حرام است. الَّذِینَ یَکْنِزُونَ‏ ... وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللَّهِ‏ (وقتى زراندوزى حرام باشد، احتکارِ ضروریّات قطعاً حرام است)

6- دنیاپرستى علما و زراندوزى ثروتمندان، سبب قهر الهى است. فَبَشِّرْهُمْ‏ ...

7- جمع‏آورى طلا و نقره و پول، و انفاق نکردن و احتکار آن، گناه کبیره است.چون وعده‏ى عذاب به آن داده شده است. الَّذِینَ یَکْنِزُونَ‏ ... بِعَذابٍ أَلِیمٍ‏

------------------------------

تفسیر نور، ج‏3، ص: 415

۲۰ اسفند ۹۹ ، ۰۹:۱۴ محمدجعفر مصلحی

#امام و آقا

منفور بودن هم اسراف و هم جمع ثروت در اسلام

در اسلام انفاق یک اصل است؛ باید در راه خدا خرج کرد. نمیگویند معامله نکنید و تحصیل مال نکنید، بکنید، اما خرج کنید. اسلام مردم را عادت میدهد که آنچه را که به دست آورده‌اند، به قدر نیاز زندگی - نیاز متوسط، نه حالا با عسرت و فشار، نیاز معمولی و متوسط، ولو توأم با مقداری رفاه و آسایش و گشایش در روزی - برای خودش صرف کند و خرج کند، ماادای او و آنچه زیاد می‌آید، باید در راه مصالح عمومی جامعه خرج بشود. اگر کسی ثروت را درآورد و آن را با اسراف، با خرجهای بیخودی، با زیاده‌روی‌های گوناگون، با تجمل، با اشرافیگری، با خوراک مسرفانه، با پوشاک مسرفانه، با مرکب یا منزل مسرفانه، همه‌ی آن را خرج کرد یا آن را نگه داشت و جمعِ ثروت کرد، این از نظر اسلام مذموم و منفور است؛ عدم انفاق منفور و مذموم است و اگر با جمع ثروت همراه باشد، حرام است. آیات متعددی در قرآن بعلاوه‌ی روایات فراوان وجود دارد که من به این دو آیه اشاره میکنم که اولی در سوره‌ی حدید است، میفرماید: «و اللّه لا یحبّ کلّ مختال فخور. الّذین یبخلون و یأمرون النّاس بالبخل»؛(۱) آن کسانی که بخل میورزند، دیگران را هم وادار به بخل ورزیدن میکنند، دیگران را هم از انفاق در راه خدا باز میدارند، خودشان هم اموال خودشان را در راه خدا نمیدهند. این بخل کردن معنایش این نیست که فقط حقوق شرعیه را نمیدهد؛ بلکه فراتر از حقوق شرعیه، فراتر از آنچه که در شریعت اسلامی معین شده که باید ادا کند، اگر بیش از آن هم زیادی داشت، در حالی که جامعه به آن احتیاج دارد، باید در راه جامعه خرج کند. آنوقتی که جهاد متوقف به مال یک ثروتمندی است، بنای موارد لازم عمرانی در جامعه محتاج به اموال ثروتمندان هست که بدون آن کار مردم لنگ میماند و زندگی مردم معطل میماند، آنوقتی که در جامعه فقرای زیادی هستند که دولت اسلامی نمیتواند آنها را تأمین بکند، آنوقت آیا اسلام راضی است که همین طور فقرا در این فقر زندگی کنند یا مشکلات جنگ و جهاد در راه خدا بر دوش جامعه سنگینی کند، یک عده‌ای هم ثروتهای خودشان را جمع کنند که از همین امکانات عمومی جامعه به دست آوردند - و حالا فرض کنیم که از راه‌های حرام هم نبوده، از راه‌های معمولی و مشروع بوده، اگر فرض کنیم که از راه‌های مشروع آنقدر ثروتهای آنچنانی میشود فراهم بشود، اگر فرض کردیم فراهم نمیشود که هیچ، مطلب روشن است - اینها هم ثروتها را برای خودشان حفظ کنند و نگه دارند در حالی که جامعه به این احتیاج مبرم دارد، این قابل قبول نیست و از اسلام چنین چیزی بر نمی‌آید، بلکه ضد این بر می‌آید. آن آیه دیگر، همین آیه‌ی معروفی است که: «الّذین یکنزون الذّهب و الفضّة و لا ینفقونها فی سبیل اللّه فبشّرهم بعذاب الیم»؛(۲) آن کسانی که طلا و نقره را گنج میکنند، ذخیره میکنند و در راه خدا آن را انفاق نمیکنند - شاید طلا و نقره خصوصیتی نداشته باشد؛ آن کسانی که پول را، ثروت را، سرمایه را گنج میکنند و ذخیره میکنند و در حالی که نیاز مبرم جامعه به او هست، آن را در راه خدا انفاق نمیکنند، آن هم مشمول همین «یکنزون الذّهب و الفضّة» باشد - آن وقت میفرماید: «فبشّرهم بعذاب الیم». اگر این گناه نباشد، اگر گناه کبیره نباشد، این «فبشّرهم بعذاب الیم» دیگر چرا؟ آنها را به عذاب دردناکی مژده بده؛ یعنی بگو که منتظر عذاب دردناک الهی باشند که این عذاب دردناک هم میتواند در دنیا نتایج طبیعی اعمال سوء آنها باشد که البته فقط به خود آنها این نتایج برنمی‌گردد، بلکه گریبان همه‌ی جامعه را میگیرد. و البته ممکن است عذاب اخروی باشد، که احتمالاً هر دوی اینها هم هست. یعنی هم در دنیا و هم در آخرت عذاب الیمی ناشی از این کار خواهد شد. بنابراین انفاق یک عمل واجب و لازم هست که من حالا در باب انفاق و مسائل مربوط به انفاق باز هم بحث خواهم کرد و عرض خواهم کرد که این را به عنوان یک وظیفه‌ی عمومی تلقی کنید. انفاق فقط وظیفه‌ی یک عده‌ی از مردم نیست. آن هفته هم گفتم، متوسطین از مردم، بلکه ضعفای مردم، فقرای مردم در راه‌های عمومی انفاق میکنند؛ اما صاحبان سرمایه‌ها و ثروتهای انباشته کمتر دستشان به سمت انفاق در راه خدا میرود. این در نظر اسلام و در جامعه‌ی اسلامی و در یک دولت اسلامی قابل قبول نیست. وقتی که جامعه احتیاج دارد، حالا اگر فرض کردیم یک روزی را که هیچ احتیاجی اجتماع ندارد؛ همه‌ی مردم در حد کفاف و رفاه دارند و زندگی میکنند و دولت اسلامی درآمدهای سرشاری دارد و احتیاجی به پول اینها نیست، بسیار خوب، حالا آنجا را ما نمیدانیم، فکر نمیکنیم که ایرادی داشته باشد که آن ثروت را خودشان داشته باشند. شاید حالا آنجا هم باید تحقیق بیشتری بشود، بررسی بشود؛ به نظر میرسد که آنوقت ایرادی ندارد. اما آنوقتی که جامعه احتیاج دارد، می‌بینیم که با آن پولی که این آقا صرف یک میهمانی میکند، صرف یک خرید بیجا میکند یا توی خانه، توی صندوقچه و گنجینه یا در بانکهای گوناگون نگهداری میکند، در حالی که به آن نیازی هم ندارد، یا آن را در معاملات نادرست و مضر برای جامعه مانند بعضی از خرید و فروشهای فسادانگیز مصرف میکند، معامله‌گری‌های بد و ناباب، این پولی است که اگر صرف در مصرف فلان واحد نظامی در جبهه‌ی جنگ بشود، کلی در وضع اینها تغییر ایجاد خواهد کرد و اثر خواهد گذاشت. یا اگر چنانچه صرف فلان پروژه‌ی عمرانی در کشور بشود، بخش عظیمی از مردم از آن استفاده خواهند کرد و از فقر رهائی خواهند یافت. خب، ما چطور میشود قبول کنیم که اینها کنز ثروت کنند و ثروتهای خودشان را نگه دارند و در راه خدا مصرف نکنند و آنها هم با وجود چنین ثروتهائی در آن وضع نابسامان یا وضع جنگ و بقیه‌ی امور در یک شکل نامقبول و نابسامان باقی بمانند و «فبشّرهم بعذاب الیم» نباشد. واقعاً بایستی این افراد بشارت داده بشوند به عذاب الیم پروردگار. البته این یک حکم اخلاقی فقط نیست، بلکه بر اساس این، جامعه‌ی اسلامی و دولت اسلامی و ملت مسلمان بایستی برنامه‌ریزی هم بکنند.۱۳۶۶/۰۸/۱۵

خطبه‌های نماز جمعه‌ تهران

۲۰ اسفند ۹۹ ، ۰۹:۲۰ محمدجعفر مصلحی

انفاق؛ یک اصل اسلامی
اگر در جامعه‌ی اسلامی خلائی، نیازی وجود داشت، همه‌ی افراد جامعه بدون استثنا، کسانی که توانسته‌اند تحصیل مالی بکنند، موظفند بر حسب اختلاف تمکن خودشان آن خلأ را پر کنند. اسلام نمیگوید که مردم تحصیل مال بکنند، اما آن مال را فقط صرف مصارف شخصی خودشان بکنند، بلکه اسلام میگوید مردم تحصیل مال بکنند و از آن مالی که تحصیل کرده‌اند، حوائج معمولی زندگی و نیاز خود را برآورده بکنند و مابقی آن را در راه خدا انفاق بکنند. «و یسئلونک ما ذا ینفقون قل العفو»؛(۱) از تو سئوال میکنند که چه چیزی را انفاق بکنند - که ظاهر قضیه این است که سئوال کننده از جنس مورد انفاق سئوال کرده است - قرآن جواب را از سئوال او منصرف میکند، جواب نمیدهد که از چه جنسی انفاق بکن و از چه جنسی نکن، بلکه جواب میدهد «قل العفو»؛ به آنها بگو که زیادی‌ها را، هرچه مورد نیاز لازم زندگی شماست، خرج کنید؛ اما هر چیزی که مورد نیاز حقیقی زندگی نیست، آن را در راه خدا انفاق کنید. این یک اصل اسلامی است. بنابراین خیلی طبیعی است که ثروت‌اندوزی بر طبق نظر اسلام یک حرکت غیر اسلامی است که آیه‌ی شریفه‌ی «و الّذین یکنزون الذّهب و الفضّة و لا ینفقونها فی سبیل اللّه فبشرّهم بعذاب الیم»(۲)...............این نمیشود که در جامعه‌ی اسلامی کسانی کسب مال و ثروت بکنند و تصور بکنند که آنچه دارند، «انّما اوتیتوه علی علم»،(۴) حرف قارون را بزنند. قارون وقتی میگفتند این اموال را جمع میکنی، میگفت من با زیرکی خودم، با دانائی خودم، با کوشش و تلاش خودم به دست آوردم، ناز شصتم. این فکر، فکر غلطی است که کسی بگوید آنچه من به دست آوردم، با تلاش و زیرکی و هوشیاری خودم بوده، پس ناز شصتم. نه، مسئله این نیست در منطق اسلام، مسئله این است که همه موظفند به نیازهای اجتماعی کمک کنند. اگر در همین جامعه‌ی کنونی ما رفع فقر در جامعه با یک برنامه‌ریزی به وسیله‌ی کمکهای مردمی مورد توجه قرار بگیرد، مطمئناً در طول چند سالی وضعیت جامعه و چهره‌ی کشور عوض خواهد شد و در همه جای دنیا همین جور است. البته در مقیاس جهانی هم بین کشورهای فقیر و غنی مسائلی از همین قبیل و حادتر از این وجود دارد که حالا او از محل بحث ما خارج است؛ ما در چهارچوب جامعه‌ی خودمان بحث میکنیم. پس برای اینکه در جامعه تعادل ثروت به وجود بیاید، جامعه دو قطبی از لحاظ ثروت نشود، اسراف و فساد مالی به وجود نیاید، فقر به وجود نیاید، بهترین راه و موفقترین شیوه‌ها همین شیوه‌ی انفاق است. شما لذا می‌بینید که در قرآن آیات متعددی، ده‌ها آیه درباره‌ی انفاق هست و برای راه‌های مختلف، از جمله برای جهاد فی سبیل اللّه که گمان میکنم هفت تا، هشت تا آیه در قرآن، جهاد با مال را در کنار جهاد با جان قرار داده. همچنانی که جهاد با نفس واجب است، پس جهاد با مال هم واجب است. «و تجاهدون فی سبیل اللّه باموالکم و انفسکم»؛(۵) هم مال و هم جان، در یک ردیف، در یک طراز، با یک لحن مورد توجه قرار گرفته........

.۱۳۶۶/۰۸/۲۹

خطبه‌های نماز جمعه‌ تهران

 

۲۰ اسفند ۹۹ ، ۰۹:۴۱ محمدجعفر مصلحی

#روایات

وَ عَنْهُ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ فَرَضَ عَلَى أَغْنِیَاءِ النَّاسِ فِی أَمْوَالِهِمْ قَدْرَ الَّذِی یَسَعُ فُقَرَاءَهُمْ فَإِنْ ضَاعَ الْفَقِیرُ أَوْ أَجْهَدَ أَوْ عَرِیَ فَبِمَا یَمْنَعُ الْغَنِیُّ وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُحَاسِبُ الْأَغْنِیَاءِ فِی ذَلِکَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ مُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً أَلِیماً.

 بحارالانوار ج93 ص 28

 

عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَسَأَلَهُ رَجُلٌ فِی کَمْ تَجِبُ الزَّکَاةُ مِنَ الْمَالِ فَقَالَ لَهُ الزَّکَاةَ الظَّاهِرَةَ أَمِ الْبَاطِنَةَ تُرِیدُ فَقَالَ أُرِیدُهُمَا جَمِیعاً فَقَالَ أَمَّا الظَّاهِرَةُ فَفِی کُلِّ أَلْفٍ خَمْسَةٌ وَ عِشْرُونَ وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَلَا تَسْتَأْثِرْ عَلَى أَخِیکَ بِمَا هُوَ أَحْوَجُ إِلَیْهِ مِنْک‏

کافی ج3 ص 500

 

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّمَا أَعْطَاکُمُ اللَّهُ هَذِهِ الْفُضُولَ مِنَ الْأَمْوَالِ لِتُوَجِّهُوهَا حَیْثُ وَجَّهَهَا اللَّهُ وَ لَمْ یُعْطِکُمُوهَا لِتَکْنِزُوهَا.

خداوند این مال‏هاى اضافى را به شما عطا کرد تا در مسیر رضاى او خرج کنید، نه آنکه احتکار و گنج کنید.

کافی ج4 ص 32 ح5

۲۰ اسفند ۹۹ ، ۰۹:۵۱ محمدجعفر مصلحی

#روایات

جمع ثروت تا چه اندازه" کنز" محسوب مى‏شود؟

گزیده و تحقیق از تفسیر نمونه

در میان مفسران در مورد آیه فوق گفتگو است که آیا هر گونه گرد آورى ثروت اضافه بر نیازمندیهاى زندگى" کنز" محسوب مى‏شود، و طبق آیه فوق حرام است؟

یا این که این حکم مربوط به آغاز اسلام و قبل از نزول حکم زکات بوده و سپس با نزول حکم زکات بر داشته شده؟

و یا این که اصولا آنچه واجب است پرداختن زکات سالانه است و نه غیر آن، بنا بر این هر گاه انسان اموالى را جمع‏آورى کند و هر سال مرتبا مالیات اسلامى آن یعنى زکات را بپردازد مشمول آیه فوق نخواهد بود.

در بسیارى از روایات که در منابع شیعه و اهل تسنن وارد شده تفسیر سوم به چشم مى‏خورد مثلا در حدیثى از پیامبر ص چنین مى‏خوانیم:

فَقَدْ رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ: کُلُّ مَالٍ لَمْ تُؤَدَّ زَکَاتُهُ فَهُوَ کَنْزٌ وَ إِنْ کَانَ ظَاهِراً وَ کُلُّ مَالٍ أُدِّیَتْ زَکَاتُهُ فَلَیْسَ بِکَنْزٍ وَ إِنْ کَانَ مَدْفُوناً فِی الْأَرْضِ.

بحارالانوار ج 8 ص 242

و نیز مى‏خوانیم: هنگامى که آیه فوق نازل شد کار بر مسلمانان مشکل گردید و گفتند با این حکم هیچیک از ما نمى‏تواند چیزى براى فرزندان خود ذخیره کند و آینده آنها را تامین نماید ... سرانجام از پیامبر سؤال کردند، پیغمبر ص فرمود:"

ان اللَّه لم یفرض الزکاة الا لیطیب بها ما بقى من اموالکم و انما فرض المواریث من اموال تبقى بعدکم‏

":" خداوند زکات را واجب نکرده است مگر به خاطر این که باقیمانده اموال شما براى شما پاک و پاکیزه باشد، لذا قانون ارث را در باره اموالى که بعد از شما مى‏ماند قرار داده است

المنار جلد 10 صفحه 404.

یعنى اگر گردآورى مال به کلى ممنوع بود قانون ارث موضوع نداشت.

در کتاب" امالى" از پیامبر نیز همین مضمون نقل شده است که" هر کس زکات مال خود را بپردازد باقیمانده آن کنز نیست‏

1142- 49- وَ بِإِسْنَادِهِ، قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ «وَ الَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ» قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ): مَالٌ تُؤَدَّى زَکَاتُهُ فَلَیْسَ بِکَنْزٍ وَ إِنْ کَانَ تَحْتَ سَبْعِ أَرَضِینَ، وَ کُلُّ مَالٍ لَا تُؤَدَّى زَکَاتُهُ فَهُوَ کَنْزٌ وَ إِنْ کَانَ فَوْقَ الْأَرْضِ.

امالی ص 519

ولى روایات دیگرى در منابع اسلامى مشاهده مى‏کنیم که مضمون آن با تفسیر فوق ظاهرا و در بدو نظر سازگار نیست، از جمله حدیثى است که در" مجمع البیان" از على ع نقل شده که فرمود:"

ما زاد على اربعة آلاف فهو کنز ادى زکاته او لم یودها و ما دونها فهى نفقة فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ‏

" هر چه از چهار هزار (درهم)- که ظاهرا اشاره به مخارج یک سال است- بیشتر باشد" کنز" است خواه زکاتش را بپردازند یا نه، و آنچه کمتر از آن باشد نفقه و هزینه زندگى محسوب مى‏شود، بنا بر این ثروت‏اندوزان را به عذاب دردناک بشارت ده"

 مجمع البیان" ذیل آیه و" نور الثقلین" جلد 2 صفحه 213.

و در کتاب" کافى" از" معاذ بن کثیر" چنین نقل شده عَنْ مُعَاذِ بْنِ کَثِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ‏ مُوَسَّعٌ عَلَى شِیعَتِنَا أَنْ یُنْفِقُوا مِمَّا فِی أَیْدِیهِمْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا قَامَ قَائِمُنَا حَرَّمَ عَلَى کُلِّ ذِی کَنْزٍ کَنْزَهُ حَتَّى یَأْتِیَهُ بِهِ فَیَسْتَعِینَ بِهِ عَلَى عَدُوِّهِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ الَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ‏

 کافی ج4 ص 61

در شرح حال" ابو ذر" نیز کرارا و در بسیارى از کتب این مطلب نقل شده است که او آیه فوق را در برابر معاویه در شام هر صبح و شام مى‏خواند و با صداى بلند فریاد مى‏زد:" بشر اهل الکنوز بکى فى الجباه و کى بالجنوب و کى بالظهور ابدا حتى یتردد الحر فى اجوافهم":" به گنج‏اندوزان بشارت ده‏که هم پیشانى آنها را با این اموال داغ مى‏کنند و هم پهلوها و هم پشتهایشان را تا سوزش گرما، در درون وجود آنها به حرکت در آید"!

تفسیر نور الثقلین جلد 2 صفحه 214 و تفسیر برهان جلد 1 صفحه 122

و نیز استدلال" ابوذر" در برابر" عثمان" به آیه فوق نشان مى‏دهد که او معتقد بوده است که آیه مخصوص مانعان زکات نیست، بلکه غیر آنها را نیز شامل مى‏شود.

۲۰ اسفند ۹۹ ، ۱۰:۰۶ محمدجعفر مصلحی

# روایات

متدینین جهنمی

وَ عَنِ النَّبِیِّ ص قَالَ: لَیَجِیئَنَّ أَقْوَامٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ لَهُمْ مِنَ الْحَسَنَاتِ کَجِبَالِ تِهَامَةَ فَیُؤْمَرُ بِهِمْ إِلَی النَّارِ فَقِیلَ یَا نَبِیَّ اللَّهِ أَ مُصَلُّونَ قَالَ کَانُوا یُصَلُّونَ وَ یَصُومُونَ وَ یَأْخُذُونَ وَهْناً مِنَ اللَّیْلِ لَکِنَّهُمْ کَانُوا إِذَا لَاحَ(ظَهَرَ) لَهُمْ شَیْ‏ءٌ مِنَ الدُّنْیَا وَثَبُوا عَلَیْهِ.

مجموعة ورام، ج‏1، ص: 131
 

<!-- p.MsoFootnoteText, li.MsoFootnoteText, div.MsoFootnoteText {mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-link:"Footnote Text Char"; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; text-align:justify; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:10.0pt; font-family:"Traditional Arabic","serif"; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Traditional Arabic; mso-bidi-language:AR-SA;} span.MsoFootnoteReference {mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; vertical-align:super;} span.FootnoteTextChar {mso-style-name:"Footnote Text Char"; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-unhide:no; mso-style-locked:yes; mso-style-link:"Footnote Text"; mso-ansi-font-size:10.0pt; mso-bidi-font-size:10.0pt; font-family:"Traditional Arabic","serif"; mso-ascii-font-family:"Traditional Arabic"; mso-hansi-font-family:"Traditional Arabic"; mso-bidi-font-family:Traditional Arabic; mso-bidi-language:AR-SA;} -->مجالست با اغنیاء مترف، عامل دل مردگی

َ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ أَرْبَعٌ یُمِتْنَ الْقَلْبَ الذَّنْبُ عَلَى الذَّنْبِ وَ کَثْرَةُ مُنَاقَشَةِ النِّسَاءِ یَعْنِی مُحَادَثَتَهُنَّ وَ مُمَارَاةُ الْأَحْمَقِ تَقُولُ وَ یَقُولُ وَ لَا یَرْجِعُ إِلَى خَیْرٍ أَبَداً وَ مُجَالَسَةُ الْمَوْتَى فَقِیلَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ ص وَ مَا الْمَوْتَى قَالَ کُلُّ غَنِیٍّ مُتْرَفٍ.

الخصال ج1 ص 228

۲۰ اسفند ۹۹ ، ۱۰:۰۸ محمدجعفر مصلحی

#روایات

جمع بندی روایات

از بررسى مجموع احادیث فوق به ضمیمه خود آیه مى‏توان چنین نتیجه گرفت که در شرائط عادى و معمولى یعنى در مواقعى که جامعه در وضع ناگوار و خطرناکى نیست و مردم از زندگانى عادى بهره‏مندند پرداختن زکات کافى است و باقیمانده کنز محسوب نمى‏شود (البته باید توجه داشت که اصولا با رعایت موازین و مقررات اسلامى در درآمدها، اموال به صورت فوق العاده متراکم نمى‏شود، زیرا اسلام آن قدر قید و شرط براى آن قائل شده است که تحصیل چنین مالى غالبا غیر ممکن است).

و اما در مواقع فوق العاده و هنگامى که حفظ مصالح جامعه اسلامى ایجاب کند حکومت اسلامى مى‏تواند محدودیتى براى جمع‏آورى اموال قائل شود (آن چنان که در روایت على ع خواندیم) و یا به کلى همه اندوخته‏ها و ذخیره‏هاى مردم را براى حفظ موجودیت جامعه اسلامى مطالبه کند (آن چنان که در روایت امام صادق ع در باره زمان قیام قائم آمده است که با توجه به ذکر علت در آن روایت سایر زمانها را نیز شامل مى‏شود زیرا مى‏فرماید: (فیستعین به على عدوه‏). ولى تکرار مى‏کنیم که این موضوع تنها در اختیار حکومت اسلامى است و او است که مى‏تواند چنین تصمیمى را در مواقع لزوم بگیرد (دقت کنید).

-------------------------------

تفسیر نمونه، ج‏7، ص: 396

۲۰ اسفند ۹۹ ، ۱۰:۱۹ محمدجعفر مصلحی

#نکات_تفسیری

الآیة توعد الکانزین إیعادا شدیدا، و یهددهم بعذاب شدید غیر أنها تفسر الکنز المدلول علیه بقوله: «الَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ» بقوله: «وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللَّهِ‏» فتدل بذلک على أن الذی یبغضه الله من الکنز ما یلازم الکف عن إنفاقه فی سبیل الله إذا کان هناک سبیل.

و سبیل الله على ما یستفاد من کلامه تعالى هو ما توقف علیه قیام دین الله على ساقه و أن یسلم من انهدام بنیانه کالجهاد و جمیع مصالح الدین الواجب حفظها، و شئون مجتمع المسلمین التی ینفسخ عقد المجتمع لو انفسخت، و الحقوق المالیة الواجبة التی أقام الدین بها صلب المجتمع الدینی، فمن کنز ذهبا أو فضة و الحاجة قائمة و الضرورة عاکفة فقد کنز الذهب و الفضة و لم ینفقها فی سبیل الله فلیبشر بعذاب ألیم فإنه آثر نفسه على ربه و قدم حاجة نفسه أو ولده الاحتمالیة على حاجة المجتمع الدینی القطعیة.

۲۰ اسفند ۹۹ ، ۱۰:۲۷ محمدجعفر مصلحی

أنفق یا بلال فلا تخش من ذى العرش اقلالا.

(3) چیزى که دارى بخرج کن اى بلال و مترس که خداى تعالى درویش نبود.

گفته‏اند که: بلال اندک خرمائى بذخیره بنهاده بود جهت آنکه چون مصطفى علیه السّلام را مهمان برسد بخورد، رسول علیه السّلام گفت که: بخرج کن.

شرح فارسى شهاب الأخبار ؛ متن ؛ ص329

 

 

-عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ قَالَ: أَتَى یَهُودِیٌّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع فَسَأَلَهُ عَنْ مَسَائِلَ فَکَانَ فِیمَا سَأَلَهُ لِمَ سُمِّیَ الدِّرْهَمُ دِرْهَماً وَ الدِّینَارُ دِینَاراً فَقَالَ ع إِنَّمَا سُمِّیَ الدِّرْهَمُ دِرْهَماً لِأَنَّهُ دَارُ هَمٍّ مَنْ جَمَعَهُ وَ لَمْ یُنْفِقْهُ فِی طَاعَةِ اللَّهِ أَوْرَثَهُ النَّارَ وَ إِنَّمَا سُمِّیَ الدِّینَارُ دِینَاراً لِأَنَّهُ دَار النَّارِ مَنْ جَمَعَهُ وَ لَمْ یُنْفِقْهُ فِی طَاعَةِ اللَّهِ أَوْرَثَهُ النَّارَ فَقَالَ الْیَهُودِیُّ صَدَقْتَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِین‏

علل ج1 ص 3

 

قَالَ ع‏ لِابْنِهِ الْحَسَنِ ع یَا بُنَیَّ لَا تُخَلِّفَنَّ وَرَاءَکَ شَیْئاً مِنَ الدُّنْیَا فَإِنَّکَ تُخَلِّفُهُ لِأَحَدِ رَجُلَیْنِ إِمَّا رَجُلٌ عَمِلَ فِیهِ بِطَاعَةِ اللَّهِ فَسَعِدَ بِمَا شَقِیتَ بِهِ وَ إِمَّا رَجُلٌ عَمِلَ فِیهِ بِمَعْصِیَةِ اللَّهِ فَکُنْتَ عَوْناً لَهُ عَلَى مَعْصِیَتِهِ وَ لَیْسَ أَحَدُ هَذَیْنِ حَقِیقاً أَنْ تُؤْثِرَهُ عَلَى نَفْسِکَ.

نهج ص 549

۲۰ اسفند ۹۹ ، ۱۰:۲۸ محمدجعفر مصلحی

#پیشنهاد
 باتوجه به اینکه سالروز رحلت حضرت خدیجه س است تنبه به این موضوع که ایشان همه اموال خود را در راه اسلام و ارتقای دین پیامبر ص مصرف نموده و از ذخیره بیهوده آن امتناع کردند. در حقیقت این مال را برای خود نگه داشتند نه اینکه از دست داده باشند.

آن گونه که از تاریخ بر می‌‌آید ثروت حضرت خدیجه علیهاالسلام حاصل دست رنج خود وی بود و از ارث و میراث خبری نبود، به همین جهت پدر و عمویش هیچ‌‌گونه دخالت و تصرفی در امور و اموال ایشان نداشتند، به گونه‌‌ای که از ایشان به ملکه عظیمه تعبیر می‌‌کردند.

در مورد اموال حضرت، علامه مجلسی چند روایت نقل می‌‌کند که طبق این احادیث در شهر مکه کسی از ایشان ثروتمندتر نبود و در هر سو و ناحیه، غلامان احشام و اغنام فراوانی داشتند و بیش از 80 هزار شتر در مناطق مختلف برای تجارت داشتند، و در مناطق مختلفی چون مصر و حبشه تجارتخانه داشتند و عده‌‌ای برای ایشان مشغول تجارت بودند.

در مورد منزل ایشان گفته شده که از لحاظ وسعت به اندازه‌ای بود که تمام مردم مکه را در بر می‌گرفت و در بالای این منزل گنبدی از ابریشم آبی رنگ قرار داده بودند و در آن نقش‌‌های خورشید و ماه و ستارگان منقش بود و آن گنبد ابریشمی زیبا را با طناب‌هایی از ابریشم و میخ‌‌هایی از فولاد، محکم کرده بودند.این بانو بعد از ازدواج با پیامبر(ص) تمام اموال خود را در راه پیشرفت اهداف اسلام هدیه کردند. وی به عمویش ورقه گفت: کلید تمام اموالم را نزد حبیبم ببر و از جانب من به او بگو: تمامی این اموال هدیه است به او و تمامی آن ملک اوست که در آن هرگونه تصرفی بخواهد، انجام دهد.

 

قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ فَلَمَّا ذَکَرْنَا خَدِیجَةَ بَکَی رَسُولُ اللَّهِ ص ثُمَّ قَالَ «خَدِیجَةُ وَ أَیْنَ مِثْلُ خَدِیجَةَ صَدَّقَتْنِی حِینَ کَذَّبَنِی النَّاسُ وَ وَازَرَتْنِی عَلَی دِینِ اللَّهِ وَ أَعَانَتْنِی عَلَیْهِ بِمَالِهَا


إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَنِی أَنْ أُبَشِّرَ خَدِیجَةَ بِبَیْتٍ فِی الْجَنَّةِ مِنْ قَصَبِ الزُّمُرُّدِ لَا صَخَبَ فِیهِ وَ لَا نَصَبَ.»

۲۳ اسفند ۹۹ ، ۱۳:۲۵ محمدجعفر مصلحی

#آیات مرتبط

  1. زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنینَ وَ الْقَناطیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ‏ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِکَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ (آل عمران 14)
  2. یَوْمَ یُحْمى‏ عَلَیْها فی‏ نارِ جَهَنَّمَ فَتُکْوى‏ بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما کَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ فَذُوقُوا ما کُنْتُمْ تَکْنِزُونَ‏ ( توبه 35)
  3. وَیْلٌ لِّکُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ(1) الَّذِى جَمَعَ مَالًا وَ عَدَّدَهُ(2)یحَسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ(3)
  4. أَلْهَئکُمُ التَّکاَثُرُ(1) حَتىَ‏ زُرْتمُ‏ الْمَقَابِرَ(2)
  5. وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ‏ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظیمٌ (28 انفال)
  6. وَ لا تُعْجِبْکَ أَمْوالُهُمْ‏ وَ أَوْلادُهُمْ إِنَّما یُریدُ اللَّهُ أَنْ یُعَذِّبَهُمْ بِها فِی الدُّنْیا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ کافِرُونَ ( توبه 85)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی