نور در حرم نور

تفسیر قران در محضر حضرت معصومه سلام الله علیها

نور در حرم نور

تفسیر قران در محضر حضرت معصومه سلام الله علیها

کلمات کلیدی

آخرین نظرات

جزء 27: قیام مردم به قسط، هدف جامعه اسلامی

شنبه, ۲۷ آذر ۱۴۰۰، ۰۶:۳۶ ب.ظ

سوره مبارکه حدید - 25

 

لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدیدَ فیهِ بَأْسٌ شَدیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزیزٌ (25)

۰۰/۰۹/۲۷ موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین صفاریان

j27

نظرات  (۲۵)

منظور از قیام در قرآن، معمولا یک نوع مقاومت و فراهم کردن لوازم یک چیز است. ابن عاشور چنین توضیح می‌دهد: "و أصل القیام فی اللغة هو الانتصاب المضاد للجلوس و الاضطجاع، و إنما یقوم القائم لقصد عمل صعب لا یتأتى من قعود، فیقوم الخطیب و یقوم العامل و یقوم الصانع و یقوم الماشی فکان للقیام لوازم عرفیة مأخوذة من عوارضه اللازمة[1]" مسئله‌ای که علامه مصطفوی نیز به آن اشاره کرده و توضیح می‌دهد: "فالإقامة إفعال: یلاحظ فیه جهة القیام بالفعل، کإقامة الصلاة، و إقامة الجدار، و إقامة التوراة، و إقامة الحدود، و إقامة الشهادة".

 

[1] التحریر و التنویر، جلد 1، صفحه 228

منظور از قیام در قرآن کریم نوعاً به معنای مقاومت است نه ایستادن عمودی این ایستادن یعنی ایستادگی. مردم برای اقامه قسط ایستادگی کنند: "قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلّهِ" در آن آیه قرآن کریم می‌فرماید خدا یک موعظه می‌کند خدای سبحان به رسول خود فرمود: بگو! من شما را به یک امر موعظه می‌کنم و آن این است که برای حفظ احکام و حِکم الهی ایستادگی کنید, نه بایستید. الآن که شما در حوزه بحث قرآن نشسته‌اید، ایستاده‌اید و آن که ایستاده است و دارد گناه می‌کند نشسته است. منظور از ایستادن همان مقاومت است. نه یعنی ایستادن عمودی. چون انسان حالاتی دارد از قیام و قعود و اضطجاع و استلقا و مانند آن و در بین این شئون و حالات، قوی‌ترین حالت، حالت ایستادن است که انسان هم به کار خود می‌رسد هم جلو بیگانه را در حال ایستادن می‌گیرد. از آن به قیام و مقاومت و امثال ذلک تعبیر شده است. یعنی ایستادگی کنید[1]

 

[1] تفسیر سوره حدید آیت الله جوادی آملی، جلسه 17

#بررسی لغوی
قسط به معنای
"الحِصّة و النَّصیب‏" است. فلذا "تَقَسَّطوا الشى‏ءَ بینهم" را تقسیم عادلانه معنا کرده‌اند[1]. چنان‌چه در قرآن داریم: "وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُ‏ الْمُقْسِطِین[2]". ابن عاشور چنین توضیح می‌دهد: "القسط: العدل فی جمیع الأمور، فهو أعم من المیزان المذکور لاختصاصه بالعدل بین متنازعین و أما القسط فهو إجراء أمور الناس على ما یقتضیه الحق فهو عدل عام بحیث یقدر صاحب الحق منازعا لمن قد احتوى على حقه". یعنی قسط معنای عام‌تری نسبت به عدل دارد و به نوعی دادگری و تلاش برای تحقق عدل در مقام عینیت را شامل می‌شود. چنان‌چه علامه مصطفوی در التحقیق بیان می‌کنند: "هو إیصال شی‏ء الى مورده و إیفاء الحقّ الى محلّه. و هذا المعنى إنّما یتحقّق فی مقام إجراء العدل و إعماله فی الخارج‏"[3].

 

[1] المحکم و المحیط، جلد 6، صفحه 221

[2] سوره حجرات، آیه 9

[3] التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج‏9، ص: 259

#آقا

قسط چیست؟ قسط یعنی استقرار عدالت اجتماعی در جامعه[1]. «قسط» با «عدل» فرق می‌کند. عدل یک معنای عام است. عدل همان معنای والا و برجسته‌ای است که در زندگی شخصی و عمومی و جسم و جان و سنگ و چوب و همه‌ی حوادث دنیا وجود دارد. یعنی یک موازنه‌ی صحیح. عدل این است. یعنی رفتار صحیح؛ موازنه‌ی صحیح؛ معتدل بودن و به سمت عیب و خروج از حد نرفتن. این، معنای عدل است. لکن قسط، آن‌طور که انسان می‌فهمد، همین عدل در مناسبات اجتماعی است. یعنی آن چیزی که ما امروز از آن به «عدالت اجتماعی» تعبیر می‌کنیم. این، غیر از آن عدل به معنای کلی است. انبیا اگرچه حرکت کلی‌شان به سمت آن عدالت به معنای کلی است - «بالعدل قامت السموات و الارض»؛ آسمان‌ها هم با همان اعتدال و عدالت و میزان بودن سر پا هستند - اما آن چیزی که فعلاً برای بشر مسأله است و او تشنه‌ی آن است و با کمتر از آن نمی‌تواند زندگی کند، قسط است. قسط یعنی این‌که عدل، خُرد شود و به شکل عدالت اجتماعی در آید. «لیقوم الناس بالقسط» انبیا برای این آمدند[2]

 

[1] بیانات‌ در دیدار کارگزاران نظام و سفرای کشورهای اسلامی در سالروز عید مبعث - ۱۳۸۵/۰۵/۳۱

[2] بیانات در دیدار کارگزاران نظام - ۱۳۷۱/۱۱/۰۱

#روایت
#فلسفه پذیرش خلافت

لَولا حُضُورُ الحاضِرِ، و قِیامُ الحُجَّةِ بِوُجودِ الناصِرِ، و ما أخَذَ اللّه ُ عَلَى العُلَماءِ أن لا یُقارُّوا على کِظَّةِ ظالِمٍ، و لا سَغَبِ مَظلومٍ ، لأَلقَیتُ حَبلَها على غاربِهِا"[1].

 

[1] اگر نبود حضور آن جمعیت و تمام شدن حجّت با وجود یار و یاور و اگر نبود که خداوند از دانایان پیمان گرفته است که بر سیرى ستمگر و گرسنگى ستمدیده رضایت ندهند، هر آینه مهار شتر خلافت را بر شانه‌اش مى‌انداختم

#روایت
#ارزش عدل

فَانَّ فی العَدْلِ سَعَةً و مَنْ ضاقَ علیه العَدْلُ فالجَوْرُ علیه اَضْیقُ

#روایت
#ارزش عدل

"اِجْعَلِ الدِّینَ کَهْفَکَ وَالْعَدْلَ سَیْفَکَ تَنْجُ مِنْ کُلِّ سوءٍ وَتَظْفَرْ عَلى کُلِّ عَدُوٍّ"[1]

 

[1] دین را پناهگاه و عدالت را اسلحه خود قرار ده تا از هر بدى نجات پیدا کنى و بر هردشمنى پیروز گردى. [غررالحکم، ج2، ص 221، ح 2433]

#روایت
#ارزش عدل

"اِسْتَعْمِلِ الْعَدْلَ وَاحْذَرِ الْعَسْفَ وَالْحَیْفَ فَاِنَّ الْعَسْفَ یَعودُ بِالْجَلاءِوَالْحَیْفَ یَدْعوا اِلَى السَّیْفِ"[1].

 

[1] عدالت را اجرا کن و از زورگویى و ستمگرى بپرهیز زیرا زورگویى مردم را به ترک ازوطن وامى دارد، و ستم آنان را به قیام مسلّحانه مى کشاند. [نهج البلاغه، حکمت 476]

#روایت
#ارزش عدل

خَیْرُ الْمُلوکِ مَنْ اَماتَ الْجَوْرَ وَ اَحْیَى الْعَدْلَ"[1].

 

[1] بهترین فرمانروا کسى است که ظلم را از بین ببرد و عدل را زنده کند. [غررالحکم، ج3، ص 431، ح 5005]

#روایت
#ارزش عدل

مَنْ عَمِلَ بِالْعَدْلِ حَصَّنَ اللّه ُ مُلْکَهُ[1]

 

[1] هر کس به عدالت رفتار کند، خداوند حکومتش را حفظ خواهد کرد. [غررالحکم، ج5، ص 355

#روایت
#ارزش عدل

اَلنّاسُ یَسْتَغْنونَ اِذا عُدِلَ بَینَهُمْ وَ تُنْزِلُ السَّماءُ رِزْقَها وَ تُخْرِجُا الاَرْضُ بَرَکَتَها بِاِذْنِ اللّه تَعالى"[1]

"اِذا حَکَموا بِغَیْرِ عَدْلٍ اِرْتَفَعَتِ الْبَرَکاتُ".[2]

 

[1] هنگامى که در میان مردم عدالت برقرار شود، بى نیاز مى شوند و به اذن خداوندمتعال آسمان روزىِ خود را فرو مى فرستد و زمین برکاتش را بیرون مى ریزد. [کافى، ج 3، ص 568، ح 6]


[2] هنگامى که به غیر عدالت حکم کنند، برکت ها از بین مى روند. [معدن الجواهر، ص 73]

#آقا
#جایگاه عدل
 

مشروعیت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعیض و نیز عدالت‌خواهی است. این، پایه‌ی مشروعیت ماست. الان درباره‌ی مشروعیت حرفه‌ای زیادی زده می‌شود، بنده هم از این حرفها بلدم. اما حقیقت قضیه این است که اگر ما دنبال عدالت نباشیم، حقیقتاً من که این‌جا نشسته‌ام، وجودم نامشروع خواهد بود. یعنی هرچه اختیار دارم و هرچه تصرّف کنم، تصرف نامشروع خواهد بود. دیگران هم همین‌طور. ما برای عدالت و رفع تبعیض آمده‌ایم. ما آمده‌ایم جامعه را از مواهب الهی خودش -که مهمترین مواهب الهی در عدالت وجود دارد- و همچنین مواهب اخلاقی و معنوی برخوردار کنیم. البته معنای این حرف این نیست که ما از زندگی دنیاییِ مردم غفلت کنیم؛ نخیر، مگر می‌شود؟ اصلاً آخرت بدون دنیا نمی‌شود و امکان ندارد که انسان بخواهد به آن مواهب معنوی برسد و دنیای ویرانی هم داشته باشد."[1]

 

[1]  بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت‌، 1382

#نکات تفسیری
#آیت الله جوادی آملی

 

انبیا را ما فرستادیم که هم جنبه علمی مردم را تأمین کنند و هم جنبه عملی مردم را. انسان وقتی کامل است و کامل می‌شود که خوب بفهمد و بر اساس آن فهمیده‌های خوب، خوب هم عمل بکند. اگر عالم بود و عمل نداشت به مقصد نمی‌رسد. اگر عمل می‌کند ولی نمی‌داند چه بکند باز هم به مقصد نمی‌رسد. نه علم بدون عمل راه گشاست نه عمل بدون علم راهنما. انسان هم باید خوب بفهمد و هم فهمیده‌ها را خوب اجرا کند. لذا قرآن کریم برای تربیت و هدایت انسان هم معیارهای علمی فرستاده و معین کرده است و هم معیارهای عملی را ارائه داده تا انسان هم معارف و حقایق را خوب درک کند و هم درک ‌کرده‌ها را خوب اجرا کند.[1]"

 

[1] تفسیر سوره حدید آیت الله جوادی آملی، جلسه 17

#آیات مرتبط

هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَةَ[1]

#آیات مرتبط

هُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ عَلَىٰ عَبْدِهِ آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۚ وَإِنَّ اللَّهَ بِکُمْ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ[1]

 

[1] سوره حدید آیه 9

#آیات مرتبط

وَ إِن تُطِع أَکثَرَ مَن فِی الأَرضِ یُضِلّوکَ عَن سَبیلِ اللَّهِۚ إِن یَتَّبِعونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِن هُم إِلّا یَخرُصونَ[1]

 

[1] سوره انعام آیه 116

#آیات مرتبط

قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَیْهِ مَا حُمِّلَ وَ عَلَیْکُمْ مَا حُمِّلْتُمْ وَ إِنْ تُطِیعُوهُ تَهْتَدُوا وَ مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ الْمُبِینُ[1]"، "إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ یَخْشَاهَا[2]فذَکِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَکِّرٌ. لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُسَیْطِرٍ[3]"وَ لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَکُوا وَ مَا جَعَلْنَاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظاً وَ مَا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ[4]"

 

[1] سوره نور آیه 54

[2] سوره نازعات آیه 45

[3] سوره غاشیه

[4] انعام آیه 107

#آقا
#جایگاه مردم

مسئله‌ی اصلی، کلید اصلی، اینجا است: حضور مردم در همه‌ی مسائل، حل‌کننده‌ی مشکلات است. آن چیزی که حضور مردم را تأمین بکند، مردم را تشویق به حضور در عرصه و در میدان بکند -میدانهای مختلف مورد ابتلای کشور- مغتنم است. و حضور مردم هیچ جایگزین دیگری ندارد؛ هنر اصلی انقلاب هم همین بود؛ هنر اصلی انقلاب این بود که جمهور مردم را از یک مجموعه و توده‌ی منفعل و مصرفی و فاقد یک نگاه ملّی و عمومی، تبدیل کرد به یک مجموعه‌ی پُرانگیزه، علاقه‌مند، همّت‌دار، هدف‌دار، آرمان‌خواه، و وارد میدان کرد؛ کار بزرگ انقلاب این بود.[1]"

 

[1] بیانات در مراسم تنفیذ حکم سیزدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران

#نکات تفسیری
#علامه
#این عاشور

در آیه 25 سوره مبارکه حدید بعد از بیان هدف ارسال رسل به خلقت آهن اشاره کرده و می‌فرماید: "فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ" که علامه طباطبایی چنین توضیح می‌دهند: "البأس‏ هو الشدة فی التأثیر و یغلب استعماله فی الشدة فی الدفاع و القتال، و لا تزال الحروب و المقاتلات و أنواع الدفاع ذات حاجة شدیدة إلى الحدید و أقسام الأسلحة المعمولة منه منذ تنبه البشر له و استخرجه[1]". مسئله‌ای که ابن عاشور نیز درباره آن چنین می‌گوید: "ضمیر فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ عائدا إلى الحدید باعتبار إعداده للبأس فکأن البأس مظروف فیه. و البأس: الضر. و المراد بأس القتل و الجرح بآلات الحدید من سیوف و رماح و نبال، و بأس جرأة الناس على إیصال الضر بالغیر بواسطة الواقیات المتخذة من الحدید[2]".

 

[1] المیزان، جلد19، صفحه 172

[2] التحریر و النویر، جلد 27، صفحه 375

#آقا
#لزوم قدرت داشتن

شما ببینید در همین آیه‌ی کریمه‌ی قرآن که راجع به قسط صحبت می‌کند و می‌گوید خدای متعال همه‌ی پیغمبران را فرستاد، «لیقوم النّاس بالقسط»؛ برای این‌که قسط و عدالت را در جامعه مستقر کنند، بلافاصله می‌فرماید: «و انزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للنّاس»؛ یعنی پیغمبران علاوه بر این‌که با زبان دعوت سخن می‌گویند، با بازوان و سرپنجگان قدرتی که مجهز به سلاح هستند و با زورگویان و قدرت‌طلبان فاسد، معارضه و مبارزه می‌کنند... . کسانی که طرفدار عدالت هستند، در مقابل زورگویان و زیاده‌طلبان و متجاوزان به حقوق انسان‌ها باید خود را به قدرت مجهز کنند.[1]».

 

[1] بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت عید نیمه‌شعبان - ۱۳۸۱/۰۷/۳۰

#روایت
#اهمیت قدرت سخت


"قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ الْخَیْرُ کُلُّهُ‏ فِی‏ السَّیْفِ‏ وَ تَحْتَ‏ ظِلِّ السَّیْفِ وَ لَا یُقِیمُ النَّاسَ إِلَّا السَّیْفُ وَ السُّیُوفُ مَقَالِیدُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ"[1].

 

[1] انما کان الخیر کله فی السیف و تحت ظل السیف لانه به یسلم الکفّار و به یستقیم الفجار و به ینتظم أمور الناس لما فیه من شدة البأس و به یثاب الشهداء و به یکون الظفر على الاعداء و به یغنم المسلمون و یفی‏ء الیهم الارضون و به یؤمن الخائفون و به یعبد اللّه المؤمنون. و المقالید: المفاتیح یعنى ان السیوف مفاتیح الجنة للمسلمین و مفاتیح النار للکفار.( فى). و قال المجلسیّ- رحمه اللّه-:

الکافی(ط - الإسلامیة)، جلد ‏5، صفحه: 3

 

#روایت
#اهمیت قدرت سخت

"قالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع‏ إِنَ‏ اللَّهَ‏ عَزَّ وَ جَلَ‏ فَرَضَ‏ الْجِهَادَ وَ عَظَّمَهُ‏ وَ جَعَلَهُ نَصْرَهُ وَ نَاصِرَهُ وَ اللَّهِ مَا صَلَحَتْ دُنْیَا وَ لَا دِینٌ إِلَّا بِهِ"[1].

 

[1] الکافی (ط - الإسلامیة)، جلد ‏5، صفحه: 9

#نکات تفسیری
#مراد از یاری دادن خدا

"المراد بنصره و رسله الجهاد فی سبیله دفاعا عن مجتمع الدین و بسطا لکلمة الحق، و کون النصر بالغیب کونه فی حال غیبته‏... و المراد بعلمه بمن ینصره و رسله تمیزهم ممن لا ینصر[1]".

 

[1] تفسیر المیزان، جلد 19، صفحه 172

#آقا
#ایمان به غیب
#اعتماد به وعده الهی شرط نصرت خدا

 

"مقاومت هم جز در سایه‌ی ایمان بالله و اتّکاء بالله و اعتماد به وعده‌ی الهی ممکن نیست؛ خدای متعال وعده فرموده است، با تأکید فرموده است: وَ لَیَنصُرَنَّ‌ اللهُ مَن یَنصُرُه؛ با تأکید، وعده‌ی نصرت داده است؛ این وعده تحقّق پیدا خواهد کرد. اگر چنانچه ما خودمان را اصلاح کنیم، به وعده‌ی الهی با چشم حُسن‌ظن نگاه کنیم نه با سوء‌ظن، پیروز خواهیم شد. سوء‌ظنّ به وعده‌ی الهی مال کفّار است؛ الظّانّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَّوءِ عَلَیهِم دائِرَةُ السَّوءِ‌ وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیهِم وَ لَعَنَهُم؛ این کسانی که به وعده‌ی الهی سوء‌ظن دارند، معلوم است که از وعده‌ی الهی سود نخواهند برد.[1]"

 

[1] بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی1397/09/04

#نظر شخصی

در سوره مبارکه حدید، هدف از ارسال رسل به همراه کتاب و میزان، قیامِ مردم به قسط معرفی می‌شود. سپس بیان می‌شود که برای تحقق آرمان قسط، به قدرت سخت هم نیاز است. اینکه مردم چه میزان برای تحقق آرمان قسط حاضر به انفاق باشند بستگی به میزان ایمان‌شان دارد. ایمانی که با لفظ غیب، قید می‌خورد. همین میزان انفاق سبب تمییز نوع انسان‌ها از یکدیگر شده و جایگاه‌شان را مشخص می‌کند. گفته شد اقوام مختلف آمدند و قیام هم کردند اما چون کثیر منهم فاسقون شدند این وظیفه بر عهده گروهی دیگر نهاده شد. به‌طور خلاصه می‌توان چنین نتیجه گرفت که در حال حاضر ظهور حضرت حجت عج هم معطل وجود قومی است که حاضر باشد تمام هستی‌اش را در این راه انفاق کند. قومی که کثیر منهم فاسقون نشود و این خوانش قرآن از بحث مهدویت و ظهور است.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی