جزء 10 (مالیات دینی خمس)
سوره مبارکه انفال - 41
وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا یَوْمَ الْفُرْقَانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿۴۱﴾
#نکات_تفسیری
و براى تاکید اضافه مىکند:" که اگر شما به خدا و آنچه بر بنده خود در (روز جنگ بدر) روز جدایى حق از باطل، روزى که دو گروه مؤمن و کافر در مقابل هم قرار گرفتند، نازل کردیم ایمان آوردهاید باید به این دستور عمل کنید و در برابر آن تسلیم باشید" (إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ).
در اینجا توجه به این نکته لازم است: با اینکه روى سخن در این آیه به مؤمنان است، زیرا پیرامون غنائم جهاد اسلامى بحث مىکند و معلوم است مجاهد اسلامى مؤمن است، ولى با این حال مىگوید:" اگر ایمان به خدا و پیامبر آوردهاید" اشاره به اینکه نه تنها ادعاى ایمان نشانه ایمان نیست بلکه شرکت در میدان جهاد نیز ممکن است نشانه ایمان کامل نباشد و این عمل به خاطر اهداف دیگرى انجام گیرد، مؤمن کامل کسى است که در برابر همه دستورات مخصوصا دستورات مالى تسلیم باشد و تبعیضى در میان برنامههاى الهى قائل نگردد.
3- منظور از ذى القربى چیست؟
منظور از ذى القربى در این آیه همه خویشاوندان نیست و نه همه خویشاوندان پیامبر ص بلکه امامان اهل بیت هستند دلیل بر این موضوع روایات متواترى است که از طرق اهل بیت پیامبر ص نقل شده است و در کتب اهل سنت نیز اشاراتى به آن وجود دارد.
بنا بر این آنها که یک سهم از خمس را متعلق به همه خویشاوندان پیامبر مىدانند در برابر این سؤال قرار مىگیرند که این چه امتیازى است که اسلام براى اقوام و بستگان پیامبر ص قائل شده است، در حالى که مىدانیم اسلام ما فوق نژاد و قوم و قبیله است.
ولى اگر آن را مخصوص امامان اهل بیت بدانیم با توجه به اینکه آنها جانشینان پیامبر و رهبران حکومت اسلامى بوده و هستند علت دادن این یک سهم از خمس به آنها روشن مىگردد، به تعبیر دیگر" سهم خدا" و" سهم پیامبر" و" سهم ذى القربى" هر سه سهم متعلق به" رهبر حکومت اسلامى" است، او زندگى ساده خود را از آن اداره مىکند و بقیه را در مخارج گوناگونى که لازمه مقام رهبرى امت است مصرف خواهد نمود، یعنى در حقیقت در نیازهاى جامعه و مردم.
[4- منظور از" یتیمان، مسکینان و واماندگان ..."]
4- منظور از" یتیمان" و" مسکینان" و" واماندگان در راه" تنها ایتام و مساکین و ابناء سبیل بنى هاشم و سادات مىباشند، اگر چه ظاهر آیه مطلق است و قیدى در آن دیده نمىشود، دلیل ما بر این تقیید روایات زیادى است که در تفسیر آیه از طرق اهل بیت وارد شده و مىدانیم بسیارى از احکام در متن قرآن به طور مطلق آمده ولى" شرائط و قیود" آن بوسیله" سنت" بیان شده است و این منحصر به آیه مورد بحث نیست تا جاى تعجب باشد.
به علاوه با توجه به آنکه زکاة بر نیازمندان بنى هاشم به طور مسلم حرام است باید احتیاجات آنها از طریق دیگرى تامین گردد و این خود قرینه مىشود بر اینکه منظور از آیه فوق خصوص نیازمندان بنى هاشم است لذا، در احادیث مىخوانیم که امام صادق ع مىفرموده" خداوند هنگامى که زکاة را بر ما حرام کرد خمس را براى ما قرار داد بنا بر این زکاة بر ما حرام است و خمس حلال"
5- آیا غنائم منحصر به غنائم جنگى است؟
از مجموع آنچه گفته شد چنین نتیجه گرفته مىشود که:
آیه غنیمت معنى وسیعى دارد و هر گونه در آمد و سود و منفعتى را شامل مىشود زیرا معنى لغوى این لفظ عمومیت دارد و دلیل روشنى بر تخصیص آن در دست نیست.
تنها چیزى که جمعى از مفسران اهل تسنن روى آن تکیه کردهاند این است که آیات قبل و بعد در زمینه جهاد وارد شده است و همین موضوع قرینه مىشود که آیه غنیمت نیز اشاره به غنائم جنگى باشد.
در حالى که مىدانیم شان نزولها و سیاق عمومیت آیه را تخصیص نمىزنند و به عبارت روشنتر هیچ مانعى ندارد که مفهوم آیه یک معنى کلى و عمومى باشد و در عین حال مورد نزول آیه غنائم جنگى که یکى از موارد این حکم کلى است بوده باشد و اینگونه احکام در قرآن و سنت فراوان است که حکم کلى است و مصداق جزئى است:
مثلا در آیه 7 سوره حشر مىخوانیم ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا":" هر چه پیامبر براى شما مىآورد بگیرید و هر چه از آن نهى مىکند خود دارى کنید".
این آیه یک حکم کلى در باره لزوم پیروى از فرمانهاى پیامبر ص بیان مىکند در حالى که مورد نزول آن اموالى است که از دشمنان بدون جنگ به دست مسلمانان مىافتد (و اصطلاحا به آن" فىء" گفته مىشود).
و نیز در آیه 233 سوره بقره یک قانون کلى به صورت" لا تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَها":" هیچ کس بیش از آنچه قدرت دارد تکلیف نمىشود" بیان شده در حالى که مورد آیه در باره اجرت زنان شیرده است و به پدر نوزاد دستور داده شده است به اندازه توانایى خود به آنها اجرت بدهد، ولى آیا ورود آیه در چنین مورد خاصى مىتواند جلو عمومیت این قانون (عدم تکلیف به ما لا یطاق) را بگیرد؟! خلاصه اینکه: آیه در ضمن آیات جهاد وارد شده ولى مىگوید: هر در آمدى از هر موردى عاید شما شود که یکى از آنها غنائم جنگى است خمس آن را بپردازید مخصوصا" ما" موصوله و" شیء" که دو کلمه عام و بدون هیچ گونه قید و شرطند این موضوع را تایید مىکنند.
7- منظور از سهم خدا چیست؟
ذکر سهمى براى خدا به عنوان" للَّه" به خاطر اهمیت بیشتر روى اصل مسئله خمس و تاکید و تثبیت ولایت و حاکمیت پیامبر و رهبر حکومت اسلامى است، یعنى همانگونه که خداوند سهمى براى خویش قرار داده و خود را سزاوارتر به تصرف در آن دانسته است پیامبر و امام را نیز بهمان گونه حق ولایت و سرپرستى و تصرف داده، و گر نه سهم خدا در اختیار پیامبر قرار خواهد داشت و در مصارفى که پیامبر یا امام صلاح مىداند صرف مىگردد، و خداوند نیاز به سهمى ندارد.
--------------------------------
تفسیر نمونه، ج7، ص: 172