نور در حرم نور

تفسیر قران در محضر حضرت معصومه سلام الله علیها

نور در حرم نور

تفسیر قران در محضر حضرت معصومه سلام الله علیها

کلمات کلیدی

آخرین نظرات

جزء 10 (مالیات دینی خمس)

يكشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۹، ۰۸:۴۳ ب.ظ

سوره مبارکه انفال - 41   

 

وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا یَوْمَ الْفُرْقَانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿۴۱﴾

 

 

۹۹/۱۲/۱۰ موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین صفاریان

j10

نظرات  (۱۱)

۲۰ اسفند ۹۹ ، ۱۹:۳۷ محمدجعفر مصلحی

#نکات_تفسیری

و براى تاکید اضافه مى‏کند:" که اگر شما به خدا و آنچه بر بنده خود در (روز جنگ بدر) روز جدایى حق از باطل، روزى که دو گروه مؤمن و کافر در مقابل هم قرار گرفتند، نازل کردیم ایمان آورده‏اید باید به این دستور عمل کنید و در برابر آن تسلیم باشید" (إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ‏).

در اینجا توجه به این نکته لازم است: با اینکه روى سخن در این آیه به مؤمنان است، زیرا پیرامون غنائم جهاد اسلامى بحث مى‏کند و معلوم است مجاهد اسلامى مؤمن است، ولى با این حال مى‏گوید:" اگر ایمان به خدا و پیامبر آورده‏اید" اشاره به اینکه نه تنها ادعاى ایمان نشانه ایمان نیست بلکه شرکت در میدان جهاد نیز ممکن است نشانه ایمان کامل نباشد و این عمل به خاطر اهداف دیگرى انجام گیرد، مؤمن کامل کسى است که در برابر همه دستورات مخصوصا دستورات مالى تسلیم باشد و تبعیضى در میان برنامه‏هاى الهى قائل نگردد.

 

3- منظور از ذى القربى چیست؟

منظور از ذى القربى در این آیه همه خویشاوندان نیست و نه همه خویشاوندان پیامبر ص بلکه امامان اهل بیت هستند دلیل بر این موضوع روایات متواترى است که از طرق اهل بیت پیامبر ص نقل شده است و در کتب اهل سنت نیز اشاراتى به آن وجود دارد.

بنا بر این آنها که یک سهم از خمس را متعلق به همه خویشاوندان پیامبر مى‏دانند در برابر این سؤال قرار مى‏گیرند که این چه امتیازى است که اسلام براى اقوام و بستگان پیامبر ص قائل شده است، در حالى که مى‏دانیم اسلام ما فوق نژاد و قوم و قبیله است.

ولى اگر آن را مخصوص امامان اهل بیت بدانیم با توجه به اینکه آنها جانشینان پیامبر و رهبران حکومت اسلامى بوده و هستند علت دادن این یک سهم از خمس به آنها روشن مى‏گردد، به تعبیر دیگر" سهم خدا" و" سهم پیامبر" و" سهم ذى القربى" هر سه سهم متعلق به" رهبر حکومت اسلامى" است، او زندگى ساده خود را از آن اداره مى‏کند و بقیه را در مخارج گوناگونى که لازمه مقام رهبرى امت است مصرف خواهد نمود، یعنى در حقیقت در نیازهاى جامعه و مردم.

 

 [4- منظور از" یتیمان، مسکینان و واماندگان ..."]

4- منظور از" یتیمان" و" مسکینان" و" واماندگان در راه" تنها ایتام و مساکین‏ و ابناء سبیل بنى هاشم و سادات مى‏باشند، اگر چه ظاهر آیه مطلق است و قیدى در آن دیده نمى‏شود، دلیل ما بر این تقیید روایات زیادى است که در تفسیر آیه از طرق اهل بیت وارد شده و مى‏دانیم بسیارى از احکام در متن قرآن به طور مطلق آمده ولى" شرائط و قیود" آن بوسیله" سنت" بیان شده است و این منحصر به آیه مورد بحث نیست تا جاى تعجب باشد.

به علاوه با توجه به آنکه زکاة بر نیازمندان بنى هاشم به طور مسلم حرام است باید احتیاجات آنها از طریق دیگرى تامین گردد و این خود قرینه مى‏شود بر اینکه منظور از آیه فوق خصوص نیازمندان بنى هاشم است لذا، در احادیث مى‏خوانیم که امام صادق ع مى‏فرموده" خداوند هنگامى که زکاة را بر ما حرام کرد خمس را براى ما قرار داد بنا بر این زکاة بر ما حرام است و خمس حلال"

 

5- آیا غنائم منحصر به غنائم جنگى است؟

از مجموع آنچه گفته شد چنین نتیجه گرفته مى‏شود که:

آیه غنیمت معنى وسیعى دارد و هر گونه در آمد و سود و منفعتى را شامل مى‏شود زیرا معنى لغوى این لفظ عمومیت دارد و دلیل روشنى بر تخصیص آن در دست نیست.

تنها چیزى که جمعى از مفسران اهل تسنن روى آن تکیه کرده‏اند این است که آیات قبل و بعد در زمینه جهاد وارد شده است و همین موضوع قرینه مى‏شود که آیه غنیمت نیز اشاره به غنائم جنگى باشد.

در حالى که مى‏دانیم شان نزول‏ها و سیاق عمومیت آیه را تخصیص نمى‏زنند و به عبارت روشن‏تر هیچ مانعى ندارد که مفهوم آیه یک معنى کلى و عمومى باشد و در عین حال مورد نزول آیه غنائم جنگى که یکى از موارد این حکم کلى است بوده باشد و اینگونه احکام در قرآن و سنت فراوان است که حکم کلى است و مصداق جزئى است:

مثلا در آیه 7 سوره حشر مى‏خوانیم‏ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا":" هر چه پیامبر براى شما مى‏آورد بگیرید و هر چه از آن نهى مى‏کند خود دارى کنید".

این آیه یک حکم کلى در باره لزوم پیروى از فرمانهاى پیامبر ص بیان مى‏کند در حالى که مورد نزول آن اموالى است که از دشمنان بدون جنگ به دست مسلمانان مى‏افتد (و اصطلاحا به آن" فى‏ء" گفته مى‏شود).

و نیز در آیه 233 سوره بقره یک قانون کلى به صورت" لا تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَها":" هیچ کس بیش از آنچه قدرت دارد تکلیف نمى‏شود" بیان شده در حالى که مورد آیه در باره اجرت زنان شیرده است و به پدر نوزاد دستور داده شده است به اندازه توانایى خود به آنها اجرت بدهد، ولى آیا ورود آیه در چنین مورد خاصى مى‏تواند جلو عمومیت این قانون (عدم تکلیف به ما لا یطاق) را بگیرد؟! خلاصه اینکه: آیه در ضمن آیات جهاد وارد شده ولى مى‏گوید: هر در آمدى از هر موردى عاید شما شود که یکى از آنها غنائم جنگى است خمس آن را بپردازید مخصوصا" ما" موصوله و" شی‏ء" که دو کلمه عام و بدون هیچ گونه قید و شرطند این موضوع را تایید مى‏کنند.

7- منظور از سهم خدا چیست؟

ذکر سهمى براى خدا به عنوان" للَّه" به خاطر اهمیت بیشتر روى اصل مسئله خمس و تاکید و تثبیت ولایت و حاکمیت پیامبر و رهبر حکومت اسلامى است، یعنى همانگونه که خداوند سهمى براى خویش قرار داده و خود را سزاوارتر به تصرف در آن دانسته است پیامبر و امام را نیز بهمان گونه حق ولایت و سرپرستى و تصرف داده، و گر نه سهم خدا در اختیار پیامبر قرار خواهد داشت و در مصارفى که پیامبر یا امام صلاح مى‏داند صرف مى‏گردد، و خداوند نیاز به سهمى ندارد.

--------------------------------

تفسیر نمونه، ج‏7، ص: 172

۲۰ اسفند ۹۹ ، ۱۹:۳۸ محمدجعفر مصلحی

#نکات_تفسیری

 

تفسیر نور، ج‏3، ص: 321

«ذى القربى»، به دلیل روایات بسیار از شیعه‏[1] و نیز برخى روایات اهل‏سنّت، همه‏ى بستگان پیامبر صلى الله علیه و آله نیستند، بلکه مراد، امامان اهل‏بیت علیهم السلام مى‏باشند که مقام امامت ورهبرى دارند و خمس، متعلّق به رهبر و حکومت اسلامى است، نه فامیل پیامبر.

علاوه بر روایات، قرار گرفتن ذى‏القربى، در ردیف «للّه و للرسول» به خصوص با حرف «لام»، نشانه‏ى آن است که ذى‏القربى افراد خاصّى هستند که در خط خدا و رسولند.

از مصارف دیگر خمس در روایات، مساکین و در راه ماندگان از سادات بنى‏هاشم است، چون گرفتن زکات بر فقراى سادات حرام است، پس باید از طریق خمس، نیازهاى آنان تأمین شود.[2] در واقع اسلام براى برطرف کردن محرومیّت‏هاى جامعه، دو چیز را واجب کرده است: یکى زکات که مربوط به همه‏ى فقراى جامعه مى‏باشد و دیگرى خمس که بخشى از آن مخصوص فقراى سادات است و خمس و زکات به اندازه‏ى نیاز سال فقرا به آنان پرداخت مى‏شود، نه بیشتر.

امام رضا علیه السلام فرمودند: «تصمیم‏گیرى در مقدار سهم براى هر یک از موارد ششگانه‏ى ذکر شده در آیه، با امام است».[3]

 

پیام‏ها:

4- محرومیّت زدایى، از برنامه‏هاى اسلام است و باید از ثمره‏ى جهاد و غنائم به سود فقرا گام برداشت. «وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ»

5- ایمان، عامل عمل به وظیفه و ایثار است. لِلَّهِ خُمُسَهُ‏ ... إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ‏

6- دل کندن از مال، آن قدر دشوار است که گاهى رزمندگان هم در آن مى‏مانند.

غَنِمْتُمْ‏ ... إِنْ کُنْتُمْ‏ ...

7- نشانه‏ى ایمان کامل، خمس دادن است. بعد از بیان ایمان، عبادت، هجرت و جهاد مى‏فرماید: لِلَّهِ خُمُسَهُ‏ ... إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ‏ ... بنابراین خمس، واجب دائمى و مستمرّ است، نه موسمى و موقّت، چون شرط ایمان است.

 

[1] . تفسیر نورالثقلین و کافى، ج 1، ص 544.

[2] . تفسیر مجمع‏البیان، وسائل، ج 6، کتاب الخمس.

[3] . تفسیر صافى.

۲۰ اسفند ۹۹ ، ۱۹:۴۰ محمدجعفر مصلحی

#امام و آقا

اسلام نه با سرمایه داری موافق است نه با کمونیسم

امام خمینی ره :

امروز ما گرفتار دو جریان هستیم: یکی آن جریانی است که همین که به نفع مستضعفین و محرومین سخن گفته شود واز کاخ نشین‌ها وغاصبین حقوق مردم‌صحبتی بشود می‌گویند این همان کمونیسم است.. وجریان دیگر این که وقتی گفته شود خودسرانه اقدام به تقسیم زمین یا گرفتن اموال ننمایید، می‌گویند طرفداری از سرمایه داران وفئودال‌ها شده است. در حالی که همان طور که می‌دانید اسلام نه با سرمایه داری موافق است نه با کمونیسم. اسلام راه ورسم دیگری غیر از اینها دارد. من متأسفم که در بین گروه اول گاهی کسانی هستند که بعضی اوقات به احادیثی متوسل می‌شوند، مثلاً مستند خود را آن فرمان حضرت امیر ـ علیه السلام ـ قرار می‌دهند که ایشان به مالک اشتر فرمودند[۱]؛ اولاً این فرمایش حضرت یک حکم حکومتی است ونمی شود به آن فتوا داد، ثانیاً در مورد زکات است، در حالی که حکومت اسلامی به وسیله خمس اداره می‌شود. احتمال است حضرت یا به لحاظ وضع خاص منطقه چنین حکمی کرده باشند یا این که علم داشته‌اند که مردم آن منطقه افرادی راستگو وصادق هستند. اما ما حدیث داریم که می‌شود با آن فتوا داد و عمل کرد و آن این است که «باشد به این که فقرا در مال اغنیا شریک هستند»[۲]. مگر نه این است که مال مورد شرکت مشاع است، پس فقرا در مال اغنیا شرکت دارند. کسی که حقوق مالی خود را پرداخت نکرده است، سهمی که می‌بایست پرداخت کند به صورت مشاع در دست اوست و در صورت عدم پرداخت به صورت تصاعدی افزایش پیدا می‌کند، تا آن جا که اگر کلیه اموالشان را هم بدهند باز بدهکارند.

زمان:۲۷ فروردین ۱۳۶۰ / ۱۱جمادی‌الثانی ۱۴۰۱

۲۰ اسفند ۹۹ ، ۱۹:۴۰ محمدجعفر مصلحی

#امام و آقا

بیانات در مراسم تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری

 

مسأله دوم هم مسأله سیاستها و برنامه‌هاست. من فقط یک جمله در باب سیاستهای اقتصادی عرض کنم - که بحمداللَّه، دولت عزیزمان برنامه اوّل را به اواخرش رساند و به زودی برنامه دوم را بعد از یکسال یا کمتر، شروع خواهد کرد - اساس در نظام اسلامی، عبارت است از رفاه عمومی و عدالت اجتماعی. فرق عمده ما با نظامهای سرمایهداری همین است.
 
در نظامهای سرمایهداری، اساس، رشد اقتصادی و شکوفایی اقتصادی و ازدیاد و تولید ثروت است. هر که بیشتر و بهتر تولید ثروت کند، او مقدّم است. آن‌جا مسأله این نیست که تبعیض یا فاصله پیش آید. فاصله در درآمدها و نداشتن رفاهِ جمع کثیری از مردم، نگرانی نظام سرمایهداری نیست. در نظام سرمایهداری، حتی تدابیری که ثروت را تقسیم کند، از نظر نظام سرمایهداری، تدابیر منفی و مردودی است. نظام سرمایهداری میگوید: «معنی ندارد که ما بگوییم ثروت جمع کنید تا آن را از شما بگیریم تقسیم کنیم! این معنی ندارد. این‌که شکوفایی نخواهد شد!» نظام اسلامی این‌گونه نیست. نظام اسلامی معتقد به یک جامعه ثروتمند است، نه یک جامعه فقیر و عقب‌مانده. معتقد به رشد اقتصادی است؛ ولی رشد اقتصادی برای عدالت اجتماعی و برای رفاه عمومی، مسأله اوّل نیست. آنچه در درجه اوّل است، این است که فقیر در جامعه نباشد؛ محروم نباشد؛ تبعیض در استفاده از امکانات عمومی نباشد. هر کس برای خودش امکاناتی فراهم کرد، متعلّق به خود اوست. اما آنچه که عمومی است - مثل فرصتها و امکانات - متعلّق به همه کشور است و باید در اینها تبعیضی وجود نداشته باشد. معنی ندارد که یک نفر پای خود را بگذارد روی دوش مأمورین دولتی و با ترفند و خدای ناکرده با اِعمال روشهای غلط، امتیاز بگیرد، رشدی افسانه‌ای بکند و بعد بگوید: «آقا، من ثروت را خودم به دست آورده‌ام.» در نظام اسلامی، چنین چیزی را نداریم. ثروتی که بر پایه صحیحی نیست، از اصل نامشروع است.
 
ما با نظام سوسیالیستی هم، به همین اندازه فاصله داریم. نظام سوسیالیستی، فرصت را از مردم میگیرد؛ ابتکار و میدان را میگیرد؛ کار و تولید و ثروت و ابزار تولید و منابع عمده سرمایه و تولید را در دولت متمرکز، و به آن متعلّق میکند. این، غلط اندر غلط است. در اسلام، چنین چیزی نداریم. نه آن را داریم، نه این را. هم آن غلط است، هم این. نظام اقتصاد اسلامی، درست است. این‌طور نیست که نظام اقتصادی اسلامی، عبارت باشد از هر چه که در هر دوره‌ای مصلحت باشد. نخیر! نظر شریف امام رضوان‌اللَّه‌علیه هم این نبود. من خودم یک وقت از ایشان پرسیدم.
 
اسلام یک روش خاص خود دارد. مسلکی در مسائل اقتصادی جامعه اسلامی دارد و آن مسلک را طی میکند. اساس سیاست کلّی اقتصادی کشور، عبارت است از رفاه عمومی و عدالت اجتماعی. البته ممکن است یک نفر با تلاش و استعدادِ بیشتر، بهره بیشتری برای خودش فراهم کند. این مانعی ندارد. اما در جامعه فقر نباید باشد. هدف برنامه‌ریزان باید این باشد. سازمان برنامه و برنامه‌ریزان کشور، با این سیاست کلّی و بر این اساس باید برنامه‌ریزی کنند.
 ۱۳۷۲/۰۵/۱۲

۲۱ اسفند ۹۹ ، ۰۹:۳۹ محمدجعفر مصلحی

#متفرقه

آنچه براى محقّق اقتصادى در اسلام حایز اهمیّت است این است که بداند که آیا خمس به شخص امام و سه گروه دیگر تعلّق دارد، یا متعلّق به منصب امامت است (نه شخص امام). این بحث مهمى است که به مکتب اقتصادى اسلام ارتباطى شدید پیدا مى‏کند.

-----------------------------

الحیاة / ترجمه احمد آرام ؛ ج‏6 ؛ ص334

 بعضى از فقها گفته‏اند:

«... نیازمندیهاى شخصى رسول اللَّه «ص» و ذرّیه او و آنچه حفظ شئون ایشان وابسته به آن است، قطعا از مصارف خمس و انفال است، ولى ظاهرا خمس و نیز انفال ملک اشخاص ایشان نیست ... بلکه به منصب (مسئولیت) امامت و حکومت حقّه تعلّق دارد، نه به آن گونه که حیثیّت امامت «حیثیّتى تعلیلى» براى تملّک باشد، بلکه «حیثیّتى تقییدى» است؛ پس مالکیّت مخصوص خود حیثیّت امامت و حکومت و مسئولیّت است، یعنى اداره امور و مصالح مسلمانان؛ نهایت این است که اداره و حفظ شئون شخصى رسول خدا و سپس امامان «ع» در عصر خویش، و رفع نیازمندیهاى ذرّیّه طاهره پیامبر اکرم «ص»، از جمله مهمترین مصالح اسلام و مسلمانان است.

«و از جمله شواهد بر اینکه، «خمس»، ملک منصب یعنى حاکمیّت اسلامى است نه ملک اشخاص حاکم، این است که امام علىّ بن ابى طالب «ع»، در «حدیث محکم و متشابه»، خمس را «وجه الإمارة اموال حکومت» خوانده است:

«و أمّا ما جاء فی القرآن من ذکر معایش الخلق و أسبابها، فقد أعلمنا- سبحانه- ذلک من خمسة أوجه: وجه الإمارة، و وجه العمارة، و وجه الإجارة، و وجه التّجارة، و وجه الصّدقات، فأمّا وجه الإمارة فقوله: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ، فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکِینِ‏، فجعل للَّه خمس الغنائم ...»

قرآن از راههاى معیشت مردمان و منابع آن سخن گفته است، زیرا خداى سبحان، ما را از پنج منبع آگاه کرده است:

مال حکومت، مال عمران، مال اجاره، مال کسب و تجارت، و خیرات عمومى،

 مال حکومت همان است که در آیه خمس فرموده است: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ‏ ...» و خمس غنائم را از آن خداى متعال قرار داده است ...

«و حاصل آنکه خمس و انفال، از آن رسول خدا «ص» و امامان «ع» است، لیکن نه ملک شخصى خود ایشان، بلکه این اموال در اختیار آنان قرار مى‏گیرد، از آن جهت که پیشوایان و حاکمان جامعه اسلامیند،و گر نه چگونه مى‏توان گفت که در اسلام- با آنکه دین مساوات و عدالت است- چنین تشریع شده است که پنج یک بیشتر اموال مردم، و همچنین همه انفال با همه کثرت آنها، مخصوص شخص واحدى باشد؟

با آنکه انفال- در اعتبار عرف و عقلا- در همه زمانها و مکانها املاک عمومى و متعلّق به همگان بوده و براى مصالح عامّه مردم مصرف مى‏شده است. ظاهر آن است که شریعت اسلام اجراى چیزى را مقرّر داشته است که عرف و عقلا در قدیم و جدید آن را پذیرفته‏اند، و اختیار امر را به دست امام معصوم عادلى قرار داده که هیچ کس- اگر چه نزدیکترین کسان به خود- را بى‏جهت بر دیگرى ترجیح نمى‏نهاده است، آیا نمى‏دانید که على «ع» چگونه عقیل را که- با وجود فقر شدید- خواستار یک صاع از گندم مسلمانان شده بود از خود راند، در صورتى که کودکان وى از فقر ژولیده مو و رنگ پریده بودند؟»..

خمس از درآمدهاى حکومت اسلامى است، که باید به آن پرداخته شود تا در مصالح گوناگون امّت به مصرف برساند، که تأمین نیازمندیهاى «ذریّه»- بهمراه ادب و تکریم- از مهمترین آنهاست و آشکار است که در قلمرو حاکمیّت مصالح مهمّى دیگر نیز وجود دارد، که حکومت اسلامى و مراکز مالى آن نباید از آنها غافل بمانند، از جمله:

1- رسیدگى به حال متعّهدان با رسالت و انقلابیون فداکار، تا در راه آشکار حق استقامت ورزند، و به قدرتهاى باطل روى نیاورند، چنان که ائمّه طاهرین «ع» نیز چنین مى‏کردند.

2- رسیدگى به حال شاعران و هنرمندان متعهّد، به همان گونه که ائمّه طاهرین «ع» شاعران تشیّع و مشعلداران «حماسه جاوید» را هماره تکریم مى‏کردند، و نیازمندیهاى ایشان را برطرف مى‏ساختند.

3- حفظ استقلال اقتصادى جریانهاى پیوسته به حق، تا به باطل و پایگاههاى آن نزدیک نشوند.

4- تأمین معاش دعوت‏کنندگان به حق و حامیان آن در هر زمان، در سطح فرهنگى و سیاسى و اجتماعى و هنرى و دفاعى، خواه آشکار و غالب باشند، و خواه پنهان و مستور.

5- خریدن سلاح و وسایل جنگى براى حفظ موجودیّت اسلام و مسلمانان، بلکه ایجاد کارخانه‏هایى به همین منظور، و ساخت نوترین سلاح، تا کار در این زمینه به وابستگى و نیازمندى به بیگانگان و دشمنان نینجامد، و مسلمانان نیز همواره مغلوب و مقتول نباشند.

6- انتشار فرهنگ درست اسلامى، به صورتى شایسته و کامل، در شرق و غرب جهان.

۲۱ اسفند ۹۹ ، ۱۰:۵۹ محمدجعفر مصلحی

#روایات

الصّادق (علیه السلام)- فَالصَّدَقَهْ عَلَیْنَا حَرَامٌ وَ الْخُمُسُ لَنَا فَرِیضَه وَ الْکَرَامَهْ لَنَا حَلَالٌ.

امام صادق ( پس صدقه بر ما حرام است ولی خُمس برای ما از طرف خداوند واجب شده است و [گرفتن] پیشکشی بر ما حلال است

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۵، ص۵۷۰ فقه القرآن، ج۱، ص۲۶۲/ البرهان

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ زُرَارَهًَْ وَ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ وَ أَبِی‌بَصِیرٍ أَنَّهُم قَالُوا لَهُ مَا حَقُّ الْإِمَامِ فِی أَمْوَالِ النَّاسِ قَالَ الْفَیْءُ وَ الْأَنْفَالُ وَ الْخُمُسُ وَ کُلُّ مَا دَخَلَ مِنْهُ فَیْءٌ أَوْ أَنْفَالٌ أَوْ خُمُسٌ أَوْ غَنِیمَهًٌْ فَإِنَّ لَهُمْ خُمُسَهُ فَإِنَّ اللَّهَ یَقُولُ وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ وَ کُلُّ شَیْءٍ فِی الدُّنْیَا فَإِنَّ لَهُمْ فِیهِ نَصِیباً فَمَنْ وَصَلَهُمْ بِشَیْءٍ فَمِمَّا یَدَعُونَ لَهُ لَا مِمَّا یَأْخُذُونَ مِنْهُ.

امام صادق ( زراره و محمّدبن‌مسلم و ابوبصیر به امام صادق (عرض کردند: «حقّ امام در اموال مردم چیست»؟ فرمود: «فیء و انفال و خُمس و هر چیزی که فیء یا انفال یا خُمس یا غنیمت از آن عاید می‌شود، خُمس آن برای ایشان است، چراکه خدا می‌فرماید: وَ اعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَیْءٍ فَأَنَّ لِلهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبَی وَ الْیَتَامَی وَ المَسَاکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ و هرچیزی که در دنیاست، ایشان بهره‌ای از آن دارند. پس اگر کسی با پرداخت خُمس به آنان خود را به ایشان وصل کند، [بداند مقداری را که برای آن شخص دعا می‌کنند [و از راه دعا به او می­رسد]، بیشتر از چیزیست که [آنان] دریافت می‌کنند».

وسایل الشیعهْ، ج۹، ص۵۳۴/ العیاشی، ج۲، ص۶۱/ بحار الأنوار، ج۹۳، ص۲۰۰

 

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌حَمْزَهًَْ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ لَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ سِهَاماً ثَلَاثَهًًْ فِی جَمِیعِ الْفَیْءِ فَقَالَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ فَنَحْنُ أَصْحَابُ الْخُمُسِ وَ الْفَیْءِ وَ قَدْ حَرَّمْنَاهُ عَلَی جَمِیعِ النَّاسِ مَا خَلَا شِیعَتَنَا وَ اللَّهِ یَا أَبَاحَمْزَهًَْ مَا مِنْ أَرْضٍ تُفْتَحُ وَ لَا خُمُسٍ یُخْمَسُ فَیُضْرَبُ عَلَی شَیْءٍ مِنْهُ إِلَّا کَانَ حَرَاماً عَلَی مَنْ یُصِیبُهُ فَرْجاً کَانَ أَوْ مَالًا.

 

امام باقر ( ابوحمزه از امام باقر (روایت کرده که فرمود: «خداوند از تمامی فَیْء (غنائمی که بدون جنگ از کفّار گرفته شده) سه سهم برای ما اهل بیت قرار داده و فرموده است: وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ المَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ، ماییم صاحبان خُمس و فَیْء که آن را بر تمامی مردم جز شیعیانمان حرام کرده‌ایم. ای اباحمزه! قسم به خدا هیچ سرزمینی تصرّف نشود و خُمسِ هیچ مالی پرداخت نشود و بر چیزی از آن [خُمس] دست نزنند مگر آنکه به‌دست هرکس که رسد [تصرّف در آن] برایش حرام است خواه [آن دارایی] زن باشد [از طریق ازدواج‌کردن به‌وسیله‌ی آن دارایی یا خرید کنیز] یا مال».

 

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۵، ص۵۸۰ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۵۵۲

 

 

مُحَمَّدُ بْنُ زَیْدٍ الطَّبَرِیُّ قَالَ: کَتَبَ رَجُلٌ مِنْ تُجَّارِ فَارِسَ مِنْ بَعْضِ مَوَالِی أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع یَسْأَلُهُ الْإِذْنَ فِی الْخُمُسِ فَکَتَبَ إِلَیْهِ‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ* إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ کَرِیمٌ ضَمِنَ عَلَى الْعَمَلِ الثَّوَابَ‏ عَلَى الضِّیقِ الْهَمَّ- لَا یَحِلُّ مَالٌ إِلَّا مِنْ وَجْهٍ أَحَلَّهُ اللَّهُ وَ إِنَّ الْخُمُسَ عَوْنُنَا عَلَى دِینِنَا وَ عَلَى عِیَالاتِنَا وَ عَلَى مَوَالِینَا وَ مَا نَبْذُلُهُ وَ نَشْتَرِی مِنْ أَعْرَاضِنَا مِمَّنْ نَخَافُ سَطْوَتَهُ فَلَا تَزْوُوهُ عَنَّا وَ لَا تَحْرِمُوا أَنْفُسَکُمْ دُعَاءَنَا مَا قَدَرْتُمْ عَلَیْهِ فَإِنَّ إِخْرَاجَهُ مِفْتَاحُ رِزْقِکُمْ وَ تَمْحِیصُ‏ ذُنُوبِکُمْ‏ وَ مَا تَمْهَدُونَ لِأَنْفُسِکُمْ لِیَوْمِ فَاقَتِکُمْ وَ الْمُسْلِمُ مَنْ یَفِی لِلَّهِ بِمَا عَهِدَ إِلَیْهِ وَ لَیْسَ الْمُسْلِمُ مَنْ أَجَابَ بِاللِّسَانِ وَ خَالَفَ بِالْقَلْبِ وَ السَّلَامُ

کافی ج1 ص 547

سَیْنِ الْمُرْتَضَى فِی رِسَالَةِ الْمُحْکَمِ‏ وَ الْمُتَشَابِهِ نَقْلًا مِنْ تَفْسِیرِ النُّعْمَانِیِّ بِإِسْنَادِهِ الْآتِی عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ: وَأَمَّا مَا جَاءَ فِی الْقُرْآنِ- مِنْ ذِکْرِ مَعَایِشِ الْخَلْقِ وَ أَسْبَابِهَا فَقَدْ أَعْلَمَنَا سُبْحَانَهُ ذَلِکَ مِنْ خَمْسَةِ أَوْجُهٍ وَجْهِ الْإِمَارَةِ وَ وَجْهِ الْعِمَارَةِ وَ وَجْهِ الْإِجَارَةِ وَ وَجْهِ التِّجَارَةِ وَ وَجْهِ الصَّدَقَاتِ فَأَمَّا وَجْهُ الْإِمَارَةِ فَقَوْلُهُ‏ وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ- وَ لِذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکِینِ‏- فَجُعِلَ لِلَّهِ خُمُسُ الْغَنَائِمِ وَ الْخُمُسُ یُخْرَجُ مِنْ أَرْبَعَةِ وُجُوهٍ مِنَ الْغَنَائِمِ الَّتِی یُصِیبُهَا الْمُسْلِمُونَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَ مِنَ الْمَعَادِنِ وَ مِنَ الْکُنُوزِ وَ مِنَ الْغَوْصِ.

وسائل الشیعة ؛ ج‏9 ؛ ص489

۲۱ اسفند ۹۹ ، ۱۱:۱۶ محمدجعفر مصلحی
۲۱ اسفند ۹۹ ، ۱۱:۱۸ محمدجعفر مصلحی

#آیات مرتبط

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْأَنْفَالِ ۖ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ ۖ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَیْنِکُمْ ۖ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ

انفال 1

۲۱ اسفند ۹۹ ، ۱۱:۲۰ محمدجعفر مصلحی
#روایاتامام رضا علیه السلام می فرمایند :

پرداخت خمس کلید روزى شما و مایه از بین رفتن گناهان شما مى‏باشد و چیزى است که براى روز نیاز خودتان (یعنى قیامت) ذخیره مى‏کنید.

اِنَّ اِخْراجَهُ مِفْتاحُ رِزْقِکُمْ وَ تَمْحیصُ ذُنُوبِکُمْ وَما تُمَهِّدُونَ لِاَنْفُسَکُمْ لِیَوْمِ فاقَتِکُمْ

 

وسائل الشیعة، 6، 375

 

حضرت مهدی عجل الله فرجه می فرمایند :

(در پاسخ پرسشهاى عثمان عَمرى ) امّا آنچیزى که سؤال کرده بودى درباره کسى که آنچه را از اموال ما در دست دارد حلال مى‏شمرد و در آن تصرّف مى‏کند مثل تصرفى که در مال خود مى‏کند بدون اینکه از طرف ما مجاز باشد او ملعون است و ما دشمن او هستیم.

فیما وَرَدَ عَلَى الشَیْخِ اَبى جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمانَ الْعَمْرى فى جَوابِ مَسائلَ اِلى صاحِبِ الدَّارِعلیه‏السلام: اَمَّا ما سَأَلْتَ عَنْهُ مِنْ اَمْرِ مَنْ یَسْتَحِلُّ ما فىیَدِهِ مِنْ اَمْوالِنا وَ یَتَصَرَّفُ فیهِ تَصَرُّفَهُ فىمالِهِ مِنْ غَیْرِ اَمْرِنْا فَمَنْ فَعَلَ ذلک فَهُوَ مَلْعُونٌ و نَحْنُ خُصَماؤُهُ.

 

اکمال الدین، 287

 

حضرت مهدی عجل الله فرجه می فرمایند :

لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر کسى باد که یک درهم از اموال ما را حلال شمارد

لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَةِ وَالنَّاسِ اَجْمَعینَ عَلى مَنِ اسْتَحَلَّ مِنْ اَمْوالِنا دِرْهَماً.

 

اکمال الدین، 2، 198

۲۱ اسفند ۹۹ ، ۱۱:۲۵ محمدجعفر مصلحی

#روایات

وَ رُوِیَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع أَصْلَحَکَ اللَّهُ‏ مَا أَیْسَرُ مَا یَدْخُلُ بِهِ الْعَبْدُ النَّارَ قَالَ مَنْ أَکَلَ مِنْ مَالِ الْیَتِیمِ دِرْهَماً وَ نَحْنُ الْیَتِیمُ‏

من لایحضره الفقیه ج2 ص 41

۲۲ اسفند ۹۹ ، ۱۹:۲۱ محمدجعفر مصلحی

#آیات_مرتبط

  1. وَ فی‏ أَمْوالِهِمْ‏ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ (19ذاریات)
  2. خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ‏ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ (103 توبه)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی