جزء 30 (قرآن کتاب استقامت)
سوره مبارکه تکویر/ 27 - 28
إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِکْرٌ لِلْعالَمینَ (27)
لِمَنْ شاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقیمَ (28)
سوره مبارکه تکویر/ 27 - 28
إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِکْرٌ لِلْعالَمینَ (27)
لِمَنْ شاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقیمَ (28)
#نکته_تفسیری:
بعد از آیه "لِمَنْ شاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقیمَ (28)"
بیان می شود که "وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ یَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمینَ (29)"
می توان گفت که اگر ما بخواهیم استقامت داشته باشیم باید به این توجه کنیم که همین استقامت را هم باید از خداوند متعال بخواهیم و در استقامت خود به خداوند توجه داشته باشیم
در سوره حمد بیان می شود که ایاک نعبد و بلافاصله ایاک نستعین؛ در عبات خود هم از خداوند کمک می خواهیم
اگر توجه ما در مسیر به خداوند نباشد نمی توانیم استقامت داشته باشیم، ولو این که قدرت مادی کامل داشته باشیم
#نکته تفسیری
#برای استقامت نیاز به تذکر و توجه است
در انتهای این سوره بیان می شود إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِکْرٌ لِلْعالَمینَ (27) لِمَنْ شاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقیمَ (28)
می فهمیم که مردم اگر بخواهند استقامت داشته باشند نیاز به توجه و یادآوری و عدم غفلت دارند نسبت به اهداف، آرمان ها، وظایف، دشمن و ... که این هم با رجوع به قرآن حاصل می شود (ان هو الا ذکر للعالمین)؛ و اگر این توجه و یادآوری نباشد مردم نمی توانند استقامت کنند
#نکته_تفسیری
ان هو الا ذکر للعالمین؛ لمن شاء منکم ان یستقیم.
در آیه بیان شده است قرآن مایه تذکر و توجه است برای کسانی که می خواهند استقامت داشته باشند؛ برای کسانی که می خواهند "لمن شاء" و این اراده را دارند.
اگر ملتی همه امکانات را داشته باشد ولی اراده نکند و نخواهد که در مقابل سختی ها در مقابل دشمن و .. استقامت کند؛ خیلی زود شکست می خورند و هلاک می شوند؛ و بر عکس اگر ملتی ولو این که امکانات کاملی نداشته باشد ولی اراده و خواست استقامت می کند قطعا با توجهاتی (ذکر للعالمین) و دعاهایی (ان یشاء الله) که دارد می تواند پیروز بشود.
#مثال
ما در جنگ تحمیلی اراده استقامت کردیم (لمن شاء منکم از یستقیم) و توانستیم 8 سال ادامه بدهیم تا به نتیجه مطلوب خود رسدیم و وجبی از خاک کشورمان از دست نرفت
#آیات_مرتبط
وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ یَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمین
آن اختیار و اراده ایی هم که ما داریم تحت اختیار و اراده خداوند است همان طور که در سوره حمد بعد از "ایاک نعبد" بلافاصله می گوییم "ایاک نستعین" یعنی اگر ما عبادتی هم بکنیم با کمک و یاری خداوند است.
#آیات_مرتبط
ان هو الا ذکر للعالمین لمن شاء منکم أن یستقیم
قرآن مایه ذکر و توجه کسانی است که استقامت را بخواهند، و این اراده را داشته باشند.
همان طور که خداوند در سوره انفال می فرماید "(8) الأنفال : 53 ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیم" خداوند در صورتی تغییر می دهد که خود مردم تغییر کنند و بخواهند این تغییر را.
#آیات_مرتبط
فأین تذهبون
خداوند متعال با یک استفهام توبیخی؛ انسان را سرزنش می کند که از درگاه قرآن کجا می روید؟
همان طور که در سوره انشقاق با بیانی شدید تر باز در قالب یک یک استفهام توبیخی خطاب به پیامبر در مورد انسان ها می گوید "فما لهم لا یؤمنون و إذا قرئ علیهم القرآن لا یسجدون" چطور است که وقتی این آیات الهی بر آن ها خوانده می شود سجده نمی کنند؟ یا در آیه دیگری باز خداوند در قالب یک استفهام توبیخی سوال می کند "فما لهم عن التذکرة معرضین"
#روایات
#مهمترین_مصداق_استقامت
تفسیر البرهان:
قلت: قوله تعالى: فأین تذهبون* إن هو إلا ذکر للعالمین؟ قال: «أین تذهبون فی علی (علیه السلام)، یعنی ولایته، أین تفرون منها؟ إن هو إلا ذکر للعالمین لمن أخذ الله میثاقه على ولایته».
قلت: قوله تعالى: لمن شاء منکم أن یستقیم؟ قال: «فی طاعة علی (علیه السلام) و الأئمة من بعده».
قلت: قوله تعالى: و ما تشاؤن إلا أن یشاء الله رب العالمین؟ قال: «لأن المشیئة إلى الله تعالى لا إلى الناس».
با توجه به این روایت مهمترین مصداق استقامت، استقامت در راه خداوند متعال و اهل بیت است و در این راه توجه داشته باشیم که همه چیز دست خداوند متعال است.
#روایات
#خواست_خداوند_را_چطور_متوجه_بشویم
محمد السیاری، عن فلان، عن أبی الحسن (علیه السلام)، قال: «إن الله عز و جل جعل قلوب الأئمة موردا لإرادته، فإذا شاء الله شیئا شاءوه، و هو قوله: و ما تشاؤن إلا أن یشاء الله رب العالمین». البرهان
با توجه به این روایت اراده اهل بیت همان اراده خداوند است، اگر می خواهییم ببینیم که خداوند از ما چه خواسته است به خواسته اهل بیت نگاه از خودمان توجه کنیم.
#بیانات_آقا
#توجه_به_خداوند
#توجه_به_خداوند_نه_توجه_به_امکانات
همین حضرت موسیٰ یکجای دیگر -مکرّر البتّه در قرآن هست، حالا یکجای دیگرش را من عرض میکنم- وقتی که کارشان به معارضه و رودررویی علنی افتاد و بنیاسرائیل را جمع کرد که سحَر، [یعنی] صبحگاه خیلی زود یا نیمه شب، حرکت کردند به بیرون شهر که فرار کنند و بروند و از دست فرعون خلاص بشوند، صبح که شد و یکمقداری روز بالا آمد، جاسوسهای فرعون خبر دادند که بنیاسرائیل شهر را خالی کردهاند و همه رفتهاند؛ فرعون دستپاچه شد که اینها حالا میروند یکجای دیگر و یک هستهای درست میکنند؛ گفت جمع بشوید. لشکر را جمع کردند و پشت سر اینها راه افتادند؛ حالا چقدر فاصله شده من نمیدانم، شاید یکروز یا دو روز یا کمتر یا بیشتر فاصله شده که این لشکر راه افتاده است. خب، آنها پیاده داشتند بدون تجهیزات میرفتند -یک مشت مردم بودند؛ زن، مرد، بچّه- [امّا] اینها با تجهیزات و سپاه و لشگر و اسب و همهچیز؛ طبعاً زود به آنها میرسیدند؛ به آنها [هم] رسیدند. اصحاب موسی از دور دیدند که وای! لشکر فرعون دارد میآید؛ دستپاچه شدند. در قرآن -سورهی شعرا- میفرماید که «فَلَمّا تَرٰٓءَا الجَمعان»، وقتیکه دو گروه یعنی گروه حضرت موسی که جلو میرفتند و گروه فرعون که پشت سر میآمدند، همدیگر را از دور دیدند و اینقدر به هم نزدیک شدند که میتوانستند یکدیگر را ببینند، قالَ اَصحـٰبُ موسیٰٓ اِنّا لَمُدرَکون؛ بنیاسرائیل که با موسی بودند، خوفشان برداشت، گفتند که یا موسی! الان به ما میرسند؛ «مُدرَکون» یعنی الان آنها میرسند، ما را میگیرند و قتلعام میکنند. موسی چه جواب داد؟ حضرت موسی در جواب گفت: قالَ کَلّآ، هرگز چنین چیزی پیش نخواهد آمد؛ چرا؟ اِنَّ مَعِیَ رَبّی؛ معیّت این است. [گفت] خدا با من است، پروردگار من با من است؛ کَلّآ اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین.ببینید! معیّت الهی اینقدر اهمّیّت دارد. اینکه میگویند: اِنَّ ﷲَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوا وَ الَّذینَ هُم مُحسِنون،این معیّت را باید قدر دانست. اگر من و شما بتوانیم این معیّت الهی را حفظ کنیم، بدانید آمریکا که هیچ، اگر ده برابر قدرت آمریکا هم کسانی در دنیا نیرو داشته باشند، این نیرویی که خدا با او است، بر آنها غلبه خواهد کرد.۱۳۹۵/۰۹/۰۳
#بیانات_آقا
#توجه_به_خداوند
#توجه_به_خداوند_نه_توجه_به_امکانات
#محاسبات_معنوی_در_کنار_محاسبات_مادی
در این راه عظمت و عزّتی که ملت ایران در پیش دارد، توجّه به خدا و توکّل به خدا و ارتباط با خدا، یک نقش بزرگ و اساسی دارد. عدّهای غافلند، همهاش روی محاسبات مادّیِ محض محاسبه میکنند؛ در محاسباتشان معنویّت و کمک الهی و توکّل به خدا و حسن ظنّ به وعدهی الهی کأنّهُ هیچ راهی ندارد. خب این محاسبات مادّی را مستکبرین عالم هم دارند میکنند، بهتر از شما هم میکنند، چرا روزبهروز عقب میروند؟ چرا دچار این همه مشکلات میشوند؟ چرا مجبور میشوند ظلم کنند؟ چرا مجبور میشوند لشگرکشی کنند - به افغانستان، به عراق، به پاکستان - انسانهای بیگناه را بکُشند؟ وَ اِنَّما یَحتاجُ اِلی الظُّلمِ ضَعیف؛(۱) آن کسی که ضعیف است احتیاج دارد به اینکه ظلم بکند؛ ضعیفند که ظلم میکنند؛ چون دستشان با سلاح آشنا است، این سلاح را بیمحابا به کار میبرند، ظالمانه، متجاوزانه، خودسرانه؛ خب این خودش عقبرفت است، هم عقبرفت در معیارهای معنوی، هم عقبرفت در محاسبات مادّی. روزبهروز تمدّن غرب دارد مشکلات بیشتری در اطراف خود میتند، و این مشکلات اینها را از پا خواهد انداخت؛ این بهخاطر قطع ارتباط با مبدأ هستی است؛ این بهخاطر قطع ارتباط با معدن نور و عظمت است؛ فَتَصِلَ اِلی مَعدِنِ العَظَمَة، و تَصیرَ اَرواحُنا مُعَلقَةً بِعِزِّ قُدسِک؛(۲) اینها لازم است. امروز برای ملت ایران این زمینه آماده است.۱۳۹۲/۰۳/۲۲
#شعر
#اراده
من شاء منکم ان یستقیم
هر جا بعزم رزم ببالد اراده ات
مژگان گشودنی نکشد انتظار فتح
------------------------------
فلک در پیش من بازیچه ای تو
به پیشم تکه ای از شیشه ای تو
به دستم چکشی سفت از اراده
به رویت گر زنم صد تکه ای تو
قرآن با بیان خلقت حضرت آدم ع به ما می آموزد که زندگی آدمی از همان ابتدای خلقت آدم سراسر صحنه نبرد حق و باطل است. تک تک انسان ها در این نبرد نقش دارند.
معرفی دشمنان و بیان انواع تهاجمات آنها و حربه های شانشیطان
کفار
منافقان
تمسخر و تهمت و تهدید و قتل و جنگ روانی و فیزیکی و ...قرآن انواع تهدیداتی که بر سر راه انسان ها قرار دارد را بیان می کند که انسان آنها را شناخته و آماده مقابله با آنها باشد.
دستور به برپایی دین و عدلشَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهیمَ وَ مُوسى وَ عیسى أَنْ أَقیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فیهِ کَبُرَ عَلَى الْمُشْرِکینَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ اللَّهُ یَجْتَبی إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدی إِلَیْهِ مَنْ یُنیبُ (13)شوری
ارزش و جایگاه استقامت در راه حقپیام محوری ادیان الهی توحید و مقاومت در برابر طاغوت ها است
وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت – نحل 36
ثمرات استقامت / و مضرات سازش و سستی در برابر اهل باطلعزتقرآن به ما نشان می دهد که اگر دنبال عزت و سربلندی هستید، همه ی عزت را نزد خدا می یابید.
مَنْ کانَ یُریدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمیعاً – فاطر 10
مناسک : تمرین ها و مانور های استقامت. راه های افزایش مقاومتروزهیا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (183) بقره
دعادر صحنه ها خدا را صحنه گردان دیده و از او یاری بخواهیم
َ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرینَ (286) بقره
تاکتیک های مقاومتانواع تاکتیک هایی که مومنین در مقاومت بر علیه باطل باید به کار بگیرند را با زبان های مختلف بیان کرده است.
وظیفه رهبران جامعهرهبران الهی باید طلایه داران و اسوه های استقامت در جامعه خود باشند.
وظیفه مردمقرآن بیان کرده است که مردم باید نقش پیاده کردن عدل و قسط را با تبعیت از انبیاء و رهبران الهی و یاری ایشان، به عهده بگیرند.
لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدیدَ فیهِ بَأْسٌ شَدیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزیزٌ (25)
شاخص های صبر و استقامت26
معرفی اسوه های مقاومت: در مقابل معرفی عناصر سستدر قرآن نه تنها شاخص های مقاومت بیان شده و دستور به مقاومت و استقامت داده شده. بلکه با نشان دادن قله های استقامت مومنین را دعوت کرده است که آنها را اسوه خود قرار داده و به پیروی از آنها در راه حق استقامت کنند.
کسانی مثل حضرت نوح، حضرت مریم، حضرت آسیه
شهدا و جانبازان
بشارت های راه
در این مسیر انسان ها را رها نکرده است. و برای محکم شدن ایشان به بیان های مختلف بشارت بر پیروزی و جزا و حمایت و نصرت داده است
إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ (30) نَحْنُ أَوْلِیاؤُکُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ وَ لَکُمْ فیها ما تَشْتَهی أَنْفُسُکُمْ وَ لَکُمْ فیها ما تَدَّعُونَ (31) فصلت
بیان فرموده که سنت الهی بر پیروزی جبهه حق است
إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ (172) وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ (173) صافات
وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ (55) نور
بیان فرموده که باطل از بین رفتنی است و حق ماندنی است
وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً (81) اسراء
#آقا
اشکال دنیای آن عصر [عصر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) ] این بود که آحاد مردم و طبقات جامعه در همه جای عالم، به حاکمیت غیر خدا، به حاکمیت طاغوتها، به حاکمیت ظلم و به اختلاف طبقات خو گرفته بودند. چه کسانی باید در مقابل این مظاهر بایستند؟ قاعدتاً مظلومان. وقتی مظلومان خودشان هم باور میکنند که باید حاکمیت ظلم مستقر باشد، امید اصلاح از بین میرود. بیدار کردن مردم، بیدار کردن دنیا و بیدار کردن بشریّت، کار بزرگ پیامبر اکرم و دعوت نبوی بود؛ «ان هو الّا ذکر للعالمین»(۱). این ذکر است، یاد است، تذکّر است، هشدار است، بیدارباش برای همهی بشر است. آنجایی که خودِ آن بزرگوار متصدّی و متحمّل این بیدارباش شد، جزو سختترین جاها بود. تعصّبها، قبیلهگریها، مسائل شخصی و فردیتهای گوناگون، کار آن بزرگوار را دشوار میکرد. آن حضرت مجاهدت سختی را متحمّل شد، تا توانست این بنبست بشری را باز کند و این صخرهی عظیم را بشکافد. بعد از آن تا امروز، هر کس هر حرکتی کرده است، به دنبال آن بزرگوار و در ادامهی آن راه و با کمک ضرب دست این انسان والا بوده است.۱۳۷۸/۰۴/۱۰
#نکته
مومنین در هر نماز از پروردگار تقاضای هدایت به راهی که دارای قوام و استقامت است می کنند.
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ (6) حمد
خداوند بیان می دارد که اگر شما دنبال مستقیم شدن هستید، این قرآن ذکری است برای شما.
و پیامبر ص هم اسوه ای است بر سر این راه
إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلینَ (3) عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ (4) یس
با نصب عین قرار دادن قرآن و تبعیت از رسول الله ص و اهل بیت او در این راه استقامت کنید. و این جز با یاری خداوند محقق نمی شود.
#نکته_تفسیری:
در ابتدای این سوره از تغییر اوضاع هستی در روز قیامت سخن می گوید:
إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ (1)
وَ إِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَتْ (2)
وَ إِذَا الْجِبالُ سُیِّرَتْ (3)
وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ (4)
وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ (5)
وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ (6)
در انتهای سوره با بیان آیه مذکور می توان فهمید اگر کسی می خواهد در آن روز بر قوام خودش باقی بماند و از تغییر در امان بماند (من شاء منکم ان یستقیم) یکی از راه هایش این است که به قرآن رجوع کند.