نور در حرم نور

تفسیر قران در محضر حضرت معصومه سلام الله علیها

نور در حرم نور

تفسیر قران در محضر حضرت معصومه سلام الله علیها

کلمات کلیدی

آخرین نظرات

جزء 26 (شاخص های رزمندگان مقاومت)

يكشنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۸، ۰۲:۴۵ ب.ظ

سوره مبارکه فتح/29

 

مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ تَراهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سیماهُمْ فی‏ وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى‏ عَلى‏ سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظیماً (29)

۹۸/۱۲/۱۱ موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین صفاریان

j26

نظرات  (۱۴)

۲۳ اسفند ۹۸ ، ۱۱:۵۵ سید مهدی اکرمی

#آیات مرتبط

اگر استقامت نکنیم خداوند گروه دیگری را می آورد که این طور باشند

(5) المائدة : 54 یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکافِرینَ یُجاهِدُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیم‏

مجمع البیان فی تفسیر القرآن    ج‏3    321

و قیل أنهم الفرس و

روی‏ أن النبی (ص) سئل عن هذه الآیة فضرب بیده على عاتق سلمان فقال هذا و ذووه‏ ثم قال لو کان الدین معلقا بالثریا لتناوله رجال من أبناء فارس‏

۲۳ اسفند ۹۸ ، ۱۱:۵۶ سید مهدی اکرمی

# نکات تفسیری

تفسیر نمونه

" شطا" به معنى" جوانه" و" جوجه" است، جوانه‏هایى که از پائین ساقه و کنار ریشه‏ها بیرون مى‏آید.

" آزر" از ماده" موازره" به معنى معاونت است.

" استغلظ" از ماده" غلظت" به معنى سفت و محکم شدن است.

جمله" استوى على سوقه" مفهومش این است به حدى محکم شده که بر پاى خود ایستاده (توجه داشته باشید که" سوق" جمع" ساق" است).

...

تعبیر" یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ‏" یعنى به حدى از نمو سریع و جوانه‏هاى زیاد، و محصور وافر، رسیده، که حتى کشاورزانى که پیوسته با این مسائل سر و کار دارند در شگفتى فرو مى‏روند.

 

: در توصیف دوم که در انجیل آمده نیز پنج وصف عمده براى مؤمنان و یاران محمد ص ذکر شده است (جوانه زدن- کمک کردن براى پرورش- محکم شدن- بر پاى خود ایستادن- نمو چشمگیر اعجاب‏انگیز).

در حقیقت اوصافى که در تورات براى آنها ذکر شده اوصافى است که ابعاد وجود آنها را از نظر عواطف و اهداف و اعمال و صورت ظاهر بیان مى‏کند و اما اوصافى که در انجیل آمده بیانگر حرکت و نمو و رشد آنها در جنبه‏هاى مختلف است (دقت کنید).

آرى آنها انسانهایى هستند با صفات والا که آنى از" حرکت" باز نمى‏ایستند، همواره جوانه مى‏زنند، و جوانه‏ها پرورش مى‏یابد و بارور مى‏شود.

همواره اسلام را با گفتار و اعمال خود در جهان نشر مى‏دهند و روز به روز خیل تازه‏اى بر جامعه اسلامى مى‏افزایند.

آرى آنها هرگز از پاى نمى‏نشینند و دائما رو به جلو حرکت مى‏کنند، در عین عابد بودن مجاهدند، و در عین جهاد عابدند، ظاهرى آراسته، باطنى پیراسته، عواطفى نیرومند، و نیاتى پاک دارند، در برابر دشمنان حق مظهر خشم خدایند، و در برابر دوستان حق نمایانگر لطف و رحمت او.

سپس در دنباله آیه مى‏افزاید: این اوصاف عالى، این نمو و رشد سریع، و این حرکت پر برکت، به همان اندازه که دوستان را به شوق و نشاط مى‏آورد سبب خشم کفار مى‏شود" این براى آن است که کافران را به خشم آورد"

تفسیر نمونه، ج‏22، ص: 118

(لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ)[1].

 

[1] ( 1) لام در جمله" لیغیظ" را بسیارى از مفسران لام علت گرفته‏اند، بنا بر این مفهوم جمله چنین است:" این پیشرفت و قوت و قدرت را خدا نصیب یاران محمد( ص) کرد، تا کافران به خشم آیند".

۲۳ اسفند ۹۸ ، ۱۱:۵۶ سید مهدی اکرمی

#نکات تفسیری

تفسیر نور

تفسیر نور    ج‏9    149

4- ایمان به رسول خدا، «آمنوا به» گام اول است، مهم‏ترین گام، همراهى با رسول است. «وَ الَّذِینَ مَعَهُ»

6- بى‏تفاوتى ممنوع، مسلمان باید مظهر حبّ و بغض باشد. «أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ»

16- جامعه اسلامى باید خودکفا، مستحکم و مستقل باشد تا روى پاى خود بایستد. «فَاسْتَوى‏ عَلى‏ سُوقِهِ»

۲۳ اسفند ۹۸ ، ۱۱:۵۷ سید مهدی اکرمی
#روایت

همکاری و مواسات و کمک کردن به یکدیگر

الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏2 ؛ ص175

4- عَنْهُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبِی الْمَغْرَاءِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: یَحِقُّ عَلَى الْمُسْلِمِینَ الِاجْتِهَادُ فِی التَّوَاصُلِ وَ التَّعَاوُنُ عَلَى التَّعَاطُفِ وَ الْمُوَاسَاةُ لِأَهْلِ الْحَاجَةِ وَ تَعَاطُفُ بَعْضِهِمْ عَلَى بَعْضٍ حَتَّى تَکُونُوا کَمَا أَمَرَکُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ‏ مُتَرَاحِمِینَ مُغْتَمِّینَ لِمَا غَابَ عَنْکُمْ مِنْ أَمْرِهِمْ عَلَى مَا مَضَى عَلَیْهِ مَعْشَرُ الْأَنْصَارِ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص.

۲۳ اسفند ۹۸ ، ۱۱:۵۷ سید مهدی اکرمی

#روایت

اهل عبادت و شب زنده داری بودن

 من لا یحضره الفقیه ؛ ج‏1 ؛ ص473

1366- وَ سَأَلَهُ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سِنَانٍ‏ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- سِیماهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ قَالَ هُوَ السَّهَرُ فِی الصَّلَاةِ[1].

 

[1] ( 1).« سیماهم» أی علامتهم. و« من أثر السجود» یمکن أن یکون کنایة عن العبادة و آثارها من رقة القلب و الخضوع و الخشوع، أو اصفرار الوجه. و السهر- بالتحریک-: عدم النوم فی اللیل.

۲۳ اسفند ۹۸ ، ۱۱:۵۸ سید مهدی اکرمی

#روایت

مصداق تام این آیه

کشف الغمة فی معرفة الأئمة (ط - القدیمة) ؛ ج‏1 ؛ ص325

قَوْلُهُ تَعَالَى‏ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ[1] عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ هُوَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع.

 

[1] ( 2) الفتح: 29.

۲۳ اسفند ۹۸ ، ۱۱:۵۸ سید مهدی اکرمی

#روایت

صفات شیعه

صفات الشیعة ؛ ص17

34- أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنِی سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ صِفْ لِی شِیعَتَکَ قَالَ ع شِیعَتُنَا

مَنْ لَا یَعْدُو صَوْتُهُ سَمْعَهُ وَ لَا شَحْنَاؤُهُ بَدَنَهُ وَ لَا یَطْرَحُ کَلَّهُ عَلَى غَیْرِهِ وَ لَا یَسْأَلُ غَیْرَ إِخْوَانِهِ وَ لَوْ مَاتَ جُوعاً شِیعَتُنَا مَنْ لَا یَهِرُّ هَرِیرَ الْکَلْبِ وَ لَا یَطْمَعُ طَمَعَ الْغُرَابِ شِیعَتُنَا الْخَفِیفَةُ عَیْشُهُمْ الْمُنْتَقِلَةُ دِیَارُهُمْ شِیعَتُنَا الَّذِینَ فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ‏ وَ یَتَوَاسَوْنَ وَ عِنْدَ الْمَوْتِ لَا یَجْزَعُونَ وَ فِی قُبُورِهِمْ یَتَزَاوَرُونَ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَأَیْنَ أَطْلُبُهُمْ قَالَ فِی أَطْرَافِ الْأَرْضِ وَ بَیْنَ الْأَسْوَاقِ کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی کِتَابِهِ- أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکافِرِینَ‏.

۲۳ اسفند ۹۸ ، ۱۱:۵۹ سید مهدی اکرمی

#امام

پیام امام ره در شهادت شهید بهشتی.

با شهید قاسم سلیمانی هم می شود تطبیق داد.

 

صحیفه امام ؛ ج‏15 ؛ ص2

عیب بزرگ شما و هوادارانتان آن است که نه از اسلام و قدرت معنوى آن و نه از ملت مسلمان و انگیزه فداکارى او اطلاعى دارید. شما ملتى را که براى سقوط رژیم پلید پهلوى و رها شدن از اسارت شیطان بزرگ دهها جوان عزیز خود را فدا کرد و با شجاعت بیمانند ایستاد و خم به ابرو نیاورد، نشناخته‏اید. شما ملتى را که معلولانشان در تختهاى بیمارستانها آرزوى شهادت مى‏کنند و یاران را به شهادت دعوت مى‏کنند، نشناخته‏اید. شما کوردلان با آنکه دیده‏اید با شهادت رساندن شخصیتهاى بزرگ صفوف فداکاران در راه اسلام فشرده‏تر و عزم آنان مصمم‏تر مى‏شود، مى‏خواهید با به شهادت رساندن عزیزان ما این ملت فداکار را از صحنه بیرون کنید. شما تا توانسته‏اید به فرزندان اسلام چون شهید بهشتى و شهداى عزیز مجلس و کابینه با حربه ناسزا و تهمتهاى ناجوانمردانه حمله کردید که آنها را از ملت جدا کنید، و اکنون که آن حربه از کار افتاد و کوس رسوایى همه‏تان بر سر بازارها زده شد، در سوراخها خزیده و دست به جنایاتى ابلهانه زده‏اید که به خیال خام خود ملت شهیدپرور و فداکار را با این اعمال وحشیانه بترسانید، و نمى‏دانید که در قاموس شهادت واژه وحشت نیست. اکنون اسلام به این شهیدان و شهیدپروران افتخار مى‏کند و با سرافرازى همه مردم را دعوت به پایدارى مى‏نماید، و ما مصمم هستیم که روزى رخش ببینیم و این جان که از اوست تسلیم وى کنیم.

...

 گیرم که‏

صحیفه امام، ج‏15، ص: 3

شما با شهید بهشتى که مظلوم زیست و مظلوم مُرد و خار در چشم دشمنان اسلام و خصوص شما بود دشمنى سرسختانه داشتید، با بیش از هفتاد نفر بیگناه که بسیارى‏شان از بهترین خدمتگزاران خلق و مخالف سرسخت با دشمنان کشور و ملت بودند چه دشمنى داشتید؟ جز آنکه شما با اسم خلق از دشمنان خلق و راه صاف کنان چپاولگران شرق و غرب مى‏باشید. ما گر چه دوستان و عزیزان وفادارى را از دست دادیم که هر یک براى ملت ستمدیده استوانه بسیار قوى و پشتوانه ارزشمند بودند، ما گر چه برادران بسیار متعهدى را از دست دادیم که‏ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ‏[1] بودند و براى ملت مظلوم و نهادهاى انقلابى سدى استوار و شجره‏اى ثمربخش به شمار مى‏رفتند، لکن سیل خروشان خلق و امواج شکننده ملت با اتحاد و اتکال به خداى بزرگ هر کمبودى را جبران خواهد کرد. ملت ایران با اعتماد به قدرت لا یزال قادر متعال همچون دریایى مواج به پیش مى‏رود و در مقابل ابرقدرتها و تفاله‏هاى آنان با صفى مرصوص‏[2] ایستاده است، و شما درماندگان عاجز را که در سوراخها خزیده‏اید و نفَسهاى آخر را مى‏کشید به جهنم مى‏فرستد و خداوند بزرگ پشت و پناه این کشور و ملت است.

 

[1] - بخشى از آیه 29 سوره فتح:« مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ» محمد( ص) فرستاده خداست و کسانى که با اویند، بر کفار سخت مى‏گیرند و به خویشتن مهربانند»

[2] - استوار و مستحکم

۲۳ اسفند ۹۸ ، ۱۲:۰۰ سید مهدی اکرمی

#آقا

انقلاب؛ یک موجود زنده
انقلاب یک موجود زنده است؛ اینهایی که خیال میکنند انقلاب یک جرقّه بود، زد و تمام شد، از شناخت حقیقت انقلاب خیلی دورند. نخیر، انقلاب یک حقیقت زنده است، یک موجود زنده است که تولّد دارد، رشد دارد، قِوام دارد و عمر طولانی دارد در صورتی؛ و بیماری دارد، مرگ دارد، نابودی دارد، در صورت دیگری؛ انقلاب این‌جور است؛ مثل هر موجود زنده‌ی دیگری. انقلاب چون موجود زنده است، پس افزایش دارد، رشد دارد، قوام‌یافتگی و کمال‌یافتگی برای آن وجود دارد. ببینید، قرآن کریم میفرماید: وَمَثَلُهُم فِی الاِنجیلِ کَزَرعٍ اَخرَجَ شَطئَه فَئازَرَه فَاستَغلَظَ فَاستَویّْ عَلیّْ سوقِه؛(۱) یعنی مَثَل اصحاب پیغمبر، جامعه‌ی اسلامی -یعنی همان انقلابیّون- مثل یک گیاهی است که از زمین سر میزند، خودش را نشان میدهد، بعد بتدریج رشد میکند، بتدریج ساقه‌ی آن محکم میشود، بتدریج قد میکشد، بتدریج تبدیل میشود به یک موجودِ مستقرِّ بابرکتِ شگفت‌انگیز؛ شگفت‌انگیزی‌اش از کجا است؟ دنباله‌ی آیه میفرماید که «یُعجِبُ الزُّرّاع»؛ برای خود آن‌کسی که این گیاه را بر زمین نشانده، شگفت‌آور است، لِیَغیظَ بِهِمُ الکُفّار؛ دشمن را هم به خشم می‌آورد؛ انقلاب این[طور] است؛ روزبه‌روز میتواند رشد و تکامل پیدا بکند.۱۳۹۶/۱۱/۱۹

۲۳ اسفند ۹۸ ، ۱۲:۰۱ سید مهدی اکرمی

#آقا

شگفت زدگی دوستان و خشم دشمنان از رشد طلاب جوان
من وقتی نگاه میکنم، شما را -جوانها را، طلبه‌های جوان را- نهالهای قدکشیده‌ی بوستان امامت و ولایت میبینم. بحمدالله این نهالها قد کشیده‌اند؛ بعضی به ثمر رسیده‌اند، بعضی هم انسان را خاطرجمع میکنند که به ثمر خواهند رسید؛ از حرفها و از مجموع دیدار، انسان این را احساس میکند. وَ مَثَلُهُم فِی‌ الاِنجیلِ‌ کَزَرعٍ اَخرَجَ شَطئَه‌و فَئازَرَه‌و فَاستَغلَظَ فَاستَوﱝ‌ عَلیٰ سوقِهٖ یُعجِبُ الزُّرّاعَ لِیَغیظَ بِهِمُ الکُفّار؛(۱) این نکته‌ی اخیر خیلی مهم است. ایستادن شما بر روی پا، قد کشیدن شما، حجیم شدن معنوی شما، توانایی‌های گوناگون شما، هم زُرّاع را به شگفت می‌آورد، هم آن کسانی که این بذرها را پاشیده‌اند؛ وقتی نگاه میکنند و این پیشرفتها را، این فکرهای نو را، این چهره‌های امیدوار را می‌بینند، خودشان به شگفت می‌آیند. و مهم‌تر از این، «لِیَغیظَ بِهِمُ الکُفّار» است، دشمنانِ شما را خشمگین میکند؛ و این[طور] باید باشد. اگر ما دیدیم رفتار ما جوری است که دشمنان دین، دشمنان اسلام، دشمنان حاکمیّت قرآن نسبت به ما خشمگین نیستند و از وجود ما ناراحت نیستند، باید در مفید بودن خودمان شک کنیم. اگر امیرالمؤمنین است و آن قاطعیّت و آن حرکت و مانند اینها، باید [هم] کسانی مثل معاویه یا عمروعاص یا دیگران از او خشمگین باشند؛ شما هم همین راه را دارید حرکت میکنید؛ لِیَغیظَ بِهِمُ‌ الکُفّار.۱۳۹۶/۰۶/۰۶

بیانات در دیدار طلاب حوزه‌های علمیه استان تهران

۲۳ اسفند ۹۸ ، ۱۲:۰۲ سید مهدی اکرمی

#آقا

دانشگاه امام حسین(ع)، دانشگاهی بابرکت
دانشگاه افسری امام حسین؛ اوّلاً مبارک است بر شما که در این دانشگاه هستید، درس خواندید یا درس خواهید خواند؛ این خیلی فرصت باارزش و مغتنمی است؛ ثانیاً، این دانشگاه محلّ سر برآوردن نهالهایی است که در زمین مستعدّی نشانده شده‌اند. این دانشگاه، آنجایی است که میتواند انسانهای مستعد را به نقطه‌ای برساند که هر انسان بامعرفت برجسته‌ای وقتی به آن نقطه نگاه میکند، نسبت به آن غبطه بخورد. کسی مثل امام بزرگوار ما، آن شخصیّت عظیم، آن شخصیّت معنوی، آن عالم به دین، آن فقیه، آن حکیم -آدم کوچکی نبود امام- وقتی نگاه میکند به جایگاه رزمندگان اسلام و شهیدان این راه، با غبطه نگاه میکند؛ در فرمایشات ایشان، این به تکرار شنیده شده است؛ این دانشگاه، انسانها را، جوانها را به آنجا میرساند. این دانشگاه مصداق این آیه‌ی شریفه است: کَزَرعٍ اَخرَجَ شَطئَهُ فَئازَرَهُ فَاستَغلَظَ فَاستَوىٰ‌ عَلىٰ سُوقِهٖ یُعجِبُ‌ الزُّرّاعَ‌ لِیَغیظَ بِهِمُ الکُفّار؛(۱) آن کسانی که این مزرعه را آماده کرده‌اند، خودشان گاهی از محصولات این مزرعه به شگفت می‌آیند! مزرعه‌ی بابرکتی است و میتواند این‌جور نهالهای بارآوری و پُرباری را پرورش بدهد و به جامعه تقدیم کند. لِیَغیظَ بِهِمُ الْکُفّار؛ و کفّار هم از این انسانی که در اینجا پرورش پیدا میکند، دچار غیظ و خشم و غضب میشوند.۱۳۹۶/۰۲/۲۰

بیانات در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین (علیه‌السلام)

۲۳ اسفند ۹۸ ، ۱۲:۰۳ سید مهدی اکرمی

فیش خیلی مهم و زیبا

 

استقامت در راه حق، درسی از بعثت پیامبر(صلی الله علیه وآله)
وقتی که در مرحله‌ی اول بعثت، بعد از آنی که با گذشت سه سال یا بیشتر - که دعوت پنهانی بود، مخفی بود - پیغمبر توانسته بود سی، چهل نفر را مسلمان بکند، بعد امر الهی آمد که: «فاصدع بما تؤمر و اعرض عن المشرکین. انّا کفیناک المستهزءین» (۱) علنی کن، برو توی میدان، پرچم را به دست بگیر و کار را علنی کن. پیغمبر آمد وسط میدان و قضایائی که شنیده‌اید. بزرگان و صنادید قریش و زرمندان و زورمندان آن جامعه به خود ترسیدند و لرزیدند. اولین کاری که کردند، تطمیع آن بزرگوار بود. آمدند پیش جناب ابی‌طالب گفتند که این برادرزاده‌ی تو اگر ریاست میخواهد، ما ریاست مطلق خودمان را به او میدهیم؛ اگر ثروت میخواهد، آنقدر به او ثروت میدهیم که از همه‌ی ما ثروتمندتر بشود؛ اگر مایل است پادشاهی کند، ما او را به عنوان پادشاه خودمان انتخاب میکنیم. بگوئید از این حرفهائی که میزند، دست بردارد. جناب ابی‌طالب که بر جان پیغمبر میترسید و از توطئه‌ی آنها بیمناک بود، پیش پیغمبر آمد و گفت بزرگان مکه این پیغام را دادند؛ شاید نصیحت کرد، توصیه کرد که حالا شما هم یک خرده‌ای کوتاه بیائید؛ این ایستادگی به این اندازه دیگر چرا؛ لازم نیست. پیغمبر فرمود: «یا عمّ! واللَّه لو وضعوا الشّمس فی یمینی و القمر فی شمالی لاعرض عن هذا الامر لا افعله حتّی اظهره اللَّه او یذهب بما فیه» عموجان! اگر خورشید را در دست راست من بگذارند، ماه را در دست چپ من بگذارند، برای اینکه من از این هدف دست بکشم، سوگند به خدا این کار را نمیکنم؛ تا وقتی یا خدا ما را پیروز کند یا همه‌ی ما از بین برویم.
بعد در روایت دارد که «ثمّ اغرورقت عیناه من الدّمع»؛ چشم مبارک پیغمبر لبریز اشک شد و از جا بلند شد. ابوطالب این ایمان، این استقامت را وقتی که دید، منقلب شد و گفت: «یابن اخی اذهب و قل ما احببت»؛ برو هرکاری که میخواهی بکن؛ هدفت را دنبال کن. «واللَّه لا اسلّمنّک بشی‌ء» (۲) سوگند به خدا من تو را با هیچ چیز عوض نمیکنم. این ایستادگی، ایستادگی می‌آفریند. این استقامت از پیغمبر، ریشه‌ی استقامت را در ابوطالب مستحکم میکند. این پایبندی به هدف، نترسیدن از دشمن، طمع نورزیدن در آنچه که در دست دشمن است، دل نبستن به امتیازی که دشمن میخواهد بدهد در مقابل متوقف کردن این راه، ایستادگی می‌آفریند، آرامش به وجود می‌آورد، اعتماد به راه و به هدف و به خدائی که این هدف متعلق به اوست، به وجود می‌آورد. لذا سی، چهل نفر بیشتر نبودند. همین سی، چهل نفر در مقابل آن همه مشکلات، آن همه دشواریها ایستادند و روز به روز زیاد شدند. روز به روز در مکه میدیدند که با عمار چه میکنند، با بلال چه معامله‌ای میشود، سمیه و یاسر چه جور زیر شکنجه قرار میگیرند و شهید میشوند؛ اینها را میدیدند، در عین حال ایمان می‌آوردند. پیشرفت حق اینجوری است. صرفاً در حالت آسایش، در حالت امن و امان پرچم حق را بلند کردن و پای آن سینه زدن، حق پیش نمیرود. حق آن وقتی پیش میرود که صاحب حق، پیرو حق، در راه پیشرفت حق از خود استقامت و استحکام نشان بدهد.
آیه‌ی قرآن میفرماید: «محمّد رسول اللَّه و الّذین معه اشدّاء علی الکفّار رحماء بینهم» (۳) اشداء بر کفار معنایش این نیست که با کفار دائم در حال جنگند. اشداء، شدت، یعنی استحکام، استواری، خورده نشدن. یک فلزی زنگ میزند، خورده میشود، پوک میشود، از بین میرود؛ یک فلز هم قرنهای متمادی که بگذرد، دچار خوردگی و زنگ‌زدگی و پوسیدگی و پوکی نمیشود. اشداء یعنی این. شدت یعنی استحکام. استحکام یک وقت در میدان جنگ است، یک جور بروز میکند؛ یک وقت در میدان گفتگوی با دشمن است، یک جور بروز میکند. شما ببینید پیغمبر در جنگهای خود، آنجائی که لازم بود با طرف خود و دشمن خود حرف بزند، چه جوری حرف میزند. سرتا پای نقشه‌ی پیغمبر استحکام است؛ استوار، یک ذره خلل نیست. در جنگ احزاب پیغمبر با طرفهای مقابل وارد گفتگو شد، اما چه گفتگوئی! تاریخ را بخوانید. اگر جنگ است، با شدت؛ اگر گفتگو است، با شدت؛ اگر تعامل است، با شدت؛ با استحکام. این معنای اشداء علی الکفار است.
رحماء بینهم، یعنی در بین خودشان که هستند، نه؛ اینجا دیگر خاکریز نرم است، انعطاف وجود دارد؛ اینجا دیگر آن شدت و آن صلابت نیست. اینجا باید دل داد و دل گرفت. اینجا باید با هم با تعاطف رفتار کرد.
همان ایستادگیِ اول بعثت، منجر میشود به استقامت عجیب سه سال در شعب ابی‌طالب. شوخی نیست؛ سه سال در یک دره‌ای در مجاورت مکه، بدون آب، بدون گیاه، در زیر آفتاب سوزان. پیغمبر، جناب ابی‌طالب، جناب خدیجه، همه‌ی مسلمانها و همه‌ی خانواده‌هایشان توی این تکه - شکاف کوه - زندگی کردند. راه هم بسته بود که برای اینها غذا نیاید، خوراک نیاید. گاهی در ایام موسم - که بر طبق سنن جاهلی آزاد بود، یعنی جنگ نبود - میتوانستند داخل شهر بیایند، اما تا میخواستند جنسی را در دکانی معامله کنند، ابوجهل و ابولهب و بقیه‌ی بزرگان مکه به نوکرها و فرزندان خودشان سفارش کرده بودند که هر وقت آنها خواستند جنسی را بخرند، شما وارد معامله شوید، دو برابر پول بدهید، جنس را شما بخرید و نگذارید آنها جنس بخرند. با یک چنین وضعیت سختی سه سال را گذراندند. این شوخی است؟
آن استقامت اوّلی، آن عمود مستحکم این خیمه، آن دل متوکل علی اللَّه است که چنین استقامتی را در فضا به وجود می‌آورد که آحاد صبر میکنند. شب تا صبح بچه‌ها از گرسنگی گریه میکردند که صدای گریه‌ی بچه‌ها از توی شعب ابی‌طالب به گوش کفار قریش میرسید و ضعفای آنها هم دلشان میسوخت؛ اما از ترس اقویا جرئت نمیکردند کمک کنند. اما مسلمان که بچه‌اش در مقابلش پرپر میزد - که چقدر در شعب مردند، چقدر بیمار شدند، چقدر گرسنگی کشیدند - تکان نخورد. امیرالمؤمنین به فرزند عزیزش محمد بن حنفیه فرمود: «تزول الجبال و لا تزل» (۴) کوهها ممکن است تکان بخورند؛ از جا کنده شوند؛ تو از جا کنده نشو. این همان نصیحت پیغمبر است؛ این همان وصیت پیغمبر است. این است راه برخاستن امت اسلامی؛ بعثت امت اسلامی این است. این درس پیغمبر به ماست. بعثت این را به ما تعلیم میدهد.
صرف اینکه بنشینیم، بگوئیم آیه‌ای نازل شد و جبرئیلی آمد و پیغمبر مبعوث به رسالت شد و خوشحال بشویم که کی ایمان آورد و کی ایمان نیاورد، مسئله‌ای را حل نمیکند. مسئله این است که ما باید از این حادثه - که مادر همه‌ی حوادث دوران حیات مبارک پیغمبر است - درس بگیریم. همه‌ی این بیست‌وسه سال درس است.
من یک وقت به بعضی دوستان گفتم زندگی پیغمبر را میلی متری باید مطالعه کرد. هر لحظه‌ی این زندگی یک حادثه است؛ یک درس است؛ یک جلوه‌ی عظیم انسانی است؛ تمام این بیست‌وسه سال همینجور است. جوانهای ما بروند تاریخ زندگی پیغمبر را از منابع محکم و مستند بخوانند و ببینند چه اتفاقی افتاده است. اگر شما می‌بینید امتی به این عظمت به وجود آمد - که امروز هم بهترین حرفها، بهترین راهها، بزرگترین درسها، شفابخش‌ترین داروها برای بشریت توی همین مجموعه‌ی امت اسلامی است - این جور به وجود آمد، گسترش پیدا کرد و ریشه‌دار شد. والّا صرف اینکه حق با ما باشد، ما پیش نمیرویم؛ حق همراه با ایستادگی. امیرالمؤمنین - بارها من این جمله را از آن بزرگوار نقل کردم - در جنگ صفین فرمود: «لا یحمل هذا العلم الّا اهل البصر و الصّبر». (۵) این پرچم را کسانی میتوانند بلند کنند که اولاً بصیرت داشته باشند، بفهمند قضیه چیست، هدف چیست؛ ثانیاً صبر داشته باشند. صبر یعنی همین استقامت، ایستادگی، پابرجائی. این را ما باید از بعثت درس بگیریم.

امام عزیز ما رشحه‌ای از آن چشمه‌ی فیاض بود که توانست این بساط عظیم را در دنیا راه بیندازد. امام هم قلبش پر بود از ایمان به راه خود. همان طور که فرمود: «آمن الرّسول بما انزل الیه من ربّه و المؤمنون کلّ آمن باللَّه و رسله و ملائکته».(۶) خود پیغمبر اول مؤمن بود.

در انقلاب ما خود امام بزرگوار، اول مؤمن به این راه بود و از همه قلبش سرشارتر بود از ایمان به این راه و این هدف؛ میفهمید، میدانست دارد چه کار میکند؛ عظمت کار را میفهمید، الزامات این کار را هم میفهمید که اولین الزام این کار این بود که با توکل به خدا در این راه محکم بایستد. محکم ایستاد. جوانان این ملت هم با ایستادگی او ایستادگی پیدا کردند؛ آحاد این مردم هم وقتی که این چشمه‌ی صبر و سکینه لبریز شد و سرازیر شد، آنها را فرا گرفت. آنها هم «هو الّذی انزل السّکینة فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم» شدند. این سکینه وقتی که بر دل انسانها نازل میشود، ایمان انسان زیاد میشود. بعد میفرماید: « وللَّه جنود السّماوات و الأرض». (۷) از چه میترسید؟ سپاه زمین و آسمان مال خداست. با خدا باش، این سپاه زمین و آسمان مال شماست؛ در اختیار شماست. این سنتهای الهی است.۱۳۸۷/۰۵/۰۹

بیانات در دیدار مسئولان نظام به مناسبت مبعث حضرت رسول اعظم (ص)

۲۳ اسفند ۹۸ ، ۱۲:۰۴ سید مهدی اکرمی

#آقا

مشاهده فضل پروردگار در قضایای گوناگون برای ملت ایران
آنچه مهم است، این است که ما امید و توکّل و حسن ظنّ خودمان را به خدا، به این دین، به این معارف و به این احکام از دست ندهیم. اصل این است. آنچه که مایه‌ی پیشرفت است، رسوخ ایمان و امید و اطمینان است. دشمن می‌خواهد این را متزلزل کند. مراقب باشید؛ بخصوص شما خواص، شما مسؤولان، شما روشنفکران، شما گویندگان، شما علمای محترم و دانشگاهیان محترم. ببینید که دشمن می‌خواهد ایمان و امید و اطمینان را متزلزل کند. شما وظیفه‌تان این است که ایمان و امید و اطمینان را مستحکم کنید؛ بقیه‌ی کار را خودِ این دین با آن قدرت و این ایمان اسلامی با آن توانایی، انجام می‌دهد. ما دنباله‌ی جریان دین حرکت می‌کنیم؛ نه این‌که ما بخواهیم این جریان را راه ببریم؛ مگر ما چه کسی هستیم؟! دشمن خیال می‌کند که این جریان به اشخاص وابسته است. بنده و امثال بنده چه کسی هستیم که بخواهیم این جریان را راه ببریم؟! این جریان است که ما را هم با خود می‌برد. به فضل الهی، این جریان حادث شده و پیش آمده است؛ متوقّف شدنی هم نیست؛ دشمن هم بی‌خود خود را معطّل می‌کند. فضل پروردگار از اوّل انقلاب شامل حال ما بوده است و ما به‌وضوح دست قدرت الهی را دیده‌ایم؛ به‌وضوح تفضّلات حضرت بقیةاللَّه‌الاعظم ارواحناله‌الفداء را دیده‌ایم و حس کرده‌ایم و در قضایای گوناگون، همان چیزی که به ما وعده داده شده است - «کزرع اخرج شطأه فازره فاستغلظ فاستوی علی سوقه»(۱)؛ و مصداق آن، همین حرکت شما مردم مسلمان است - تحقّق پیدا کرده است.۱۳۷۸/۰۴/۱۰

۲۳ اسفند ۹۸ ، ۱۲:۰۵ سید مهدی اکرمی

#کلام بزرگان

شهید مطهری

مجموعه آثار استاد شهید مطهرى ؛ ج‏21 ؛ ص53

 

این چه مثلى است که خدا براى مسلمانان صدر اول زده است؟ مثل رشد است، مثل تکامل است، مثل این است که رو به تکامل و پیشرفت مى‏روند. اول مثل این هستند که به صورت یک برگ نازک از زمین روییده مى‏شوند. بعد به صورت یک‏

مجموعه آثار استاد شهید مطهرى (اسلام و نیازهاى زمان(1 و 2))، ج‏21، ص: 54

ساقه ضخیم درمى‏آیند، داراى برگها مى‏شوند، بوته‏اى مى‏شوند نه مانند سایر بوته‏ها. سایر کشاورزان، سایر معلمان، سایر تربیت کنندگان بشریت وقتى اینها را مى‏بینند به حیرت فرو مى‏روند که این رشد با این سرعت و به این خوبى چطور مى‏شود؟ سقراطها وقتى بیایند حیرت مى‏کنند.

سرعت رشد مسلمین‏

اتفاقاً یکى از چیزهایى که باعث حیرت جهانیان شده است همین سرعت رشد مسلمین و به استقلال رسیدن مسلمانهاست که قرآن تعبیر مى‏کند: فَاسْتَوى‏ عَلى‏ سُوقِهِ‏ روى پاى خودش بایستد.

یکى از اروپاییها گفته است: اگر ما سه چیز را در نظر بگیریم آن‏وقت اعتراف خواهیم کرد که در دنیا مانند محمّد صلى الله علیه و آله رهبرى وجود نداشته است. یکى اهمیت و عظمت هدف. هدف بزرگ بود، زیر و رو کردن روحیه و اخلاق و عقاید و نظامات اجتماعى مردم بود. دوم قلّت وسایل و امکانات. از وسایل چه داشته است؟ همان خویشان نزدیک خودش با او طرف بودند. نه پولى داشت، نه زورى و نه همدستى.

یک نفر یک نفر افراد را به خود مؤمن ساخت و دور خود جمع کرد تا به صورت بزرگترین قدرت جهان درآمد. عامل سوم سرعت وصول به هدف بود، یعنى در کمتر از نیم قرن بیش از نیمى از مردم دنیا تسلیم دین او شدند و ایمان آوردند. آن‏وقت مى‏بینید چنین رهبرى در دنیا وجود نداشته است.

این است مقصود قرآن از این مثل که مى‏گوید: یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ‏ متخصصین و دهقانها و کشاورزانِ انسانیت تا ابد در تعجب فرو مى‏روند که اینها چطور به این سرعت پیدا شدند و رشد کردند و روى پا ایستادند و میوه دادند؟! این مثل در خود قرآن مجید براى امت اسلام ذکر شده است.

اینجا یک سؤال مى‏کنم: آیا مسلمانان صدر اول اختصاصاً باید این‏جور باشند و این خاصیت مال آنها بود یا خاصیت مال اسلام است؛ یعنى هر وقت و هرجا مردمى واقعاً اسلام را بپذیرند و به دستورات اسلام عمل کنند، همین خاصیت رشد و تزاید و تکامل و استقلال و روى پاى خود ایستادن و دیگران را به حیرت و تعجب واداشتن را دارند؟ البته این خاصیت مال اسلام است نه مال مردم. این خاصیت مال ایمان به اسلام است، مال پیروى از تعلیمات اسلام است. اسلام نیامده است براى‏

مجموعه آثار استاد شهید مطهرى (اسلام و نیازهاى زمان(1 و 2))، ج‏21، ص: 55

اینکه جامعه را متوقف کند، ملت مسلمان را وادار به درجا زدن کند. اسلام دین رشد است، دینى است که نشان داد عملًا مى‏تواند جامعه خود را به جلو ببرد. شما ببینید در چهار قرن اول اسلامى، اسلام چه کرده است! ویل دورانت در تاریخ تمدن مى‏گوید: تمدنى شگفت انگیزتر از تمدن اسلامى وجود ندارد. پس اسلام عملًا خاصیت خودش را نشان داده است. اگر اسلام طرفدار ثبات و جمود و یکنواختى مى‏ بود، باید جامعه را در همان حد اول جامعه عرب نگاه بدارد. پس چرا تمدنهاى وسیع و عجیب را در خودش جمع کرد و از مجموع آنها تمدن عظیم‏ترى را به وجود آورد؟ پس اسلام با پیشرفت زمان مخالف نیست.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی