28-3. قیامت یوم التغابن است (تغابن/9)

(الیوم التغابن) چه روزى است؟ و چه کسانى معنبون مى شوند؟
آنـگاه مى گوید: منظور از (یوم التغابن ) که در قرآن آمده روز قیامت است، چون در آن روز بـراى هـمـه مـردم کشف مى شود که در معامله اى که آیات زیر بدان اشاره نموده مغبون شـده اند، و اینکه آن آیات : (و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه - بعضى از مردمند که جان خود را در برابر خو شنودیهاى خدا مى فروشند)، (ان اللّه اشترى من المؤمنین انفسهم... - خدا از مؤمنین جانهایشان را خریدارى کرده... و الذین یشترون بعهد اللّه و ایـمـانـهم ثمنا قلیلا - آن هایى که با عهد خدا و سوگندهاشان بهاى اندکى به دست مى آورند).
در روز قـیـامـت براى همه این معامله گران کشف مى شود که مغبون شده اند، آن کس که معامله نـکـرده مـى فـهمد که از معامله نکردن مغبون شده، و آن کس که در معامله اش بهاى اندک دنیا بـه دسـت آورده مـى فـهـمـد کـه از معامله کردنش مغبون شده، پس همه مردم در آن روز مغبون خواهند بود.
و از بـعـضـى از مفسرین وقتى سوال شده که (یوم التغابن ) به چه معنا است ؟ گفته انـد: بـه مـعـنـا اسـت کـه در آن روز تمام اشیاء بر خلاف معیارها و مقادیردنیایى ظهور مى کنند.
و اینکه در آغاز کلامش گفت تغابن به معناى کلاه گذارى است، وقتى درست است که تغابن در آیـه را بـه ایـن مـعـنـا بـگیریم که کفار معامله سودبخش را رها نموده معامله زیان آور را اخـتیار کردند، و هر چند این معنا معناى خوبى است، ولى با کلمه (تغابن ) نمى سازد، چون این کلمه از باب مفاعله است، و مغبون کردن هر دو طرف یکدیگر را مى رساند.
و آن وجه دوم که از بعضى نقل کرد وجه دقیق ترى است، و آیات زیر هم آن را تأیید مى کـنـد: (فـلا تـعلم نفس ما اخفى لهم من قره اعین )، (لهم ما یشاون فیها و لدینا مزید، و بدا لهم من اللّه ما لم یکونوا یحتسبون).
و مـقـتـضـاى این وجه عمومیت تغابن است، یعنى بنابر این وجه باید گفت که : هم کفار در قـیـامت تغابن دارند و هم مؤمنین، تغابن مومنین براى آن است که وقتى آن قره العین هاى در جـوار رحـمـت حـق را مـى بـیـنـنـد، نـاراحـت مـى شـونـد کـه چـرا بـیـشـتـر عـمـل نـکـردنـد، و امـا کـفـار تـغـابـنـشـان بـراى اسـت کـه چراعمل نکردند، و وجهى که بین دو طایفه مشترک است،است که چرا در دنیا آنطور که باید روز قیامت را نشناختند.
ولى این وجه هم مثل وجه قبلى با معناى تغابن نمى سازد، براى معناى تغابن مغبون کردن یکدیگر است.
البته در این میان وجه سومى هم هست، و آن این است که تغابن را تنها مخصوص گمراهان بـدانیم و بگوییم : این دسته دو طایفه هستند که هر یک به دست دیگرى مغبون مى شوند، یـکـى طـایـفه گمراه کننده، دیگرى گمراه شونده، طایفه گمراه کننده غابن هستند، زیرا پیروان خود را وادار به دنیاپرستى و ترک آخرت و در نتیجه وادار به گمراهى نموده، آنـان را مـغـبـون مـى سـازند، و مغبون هستند، براى اینکه همان پیروان ضعیف، ایشان را با پـیـروى کـورکورانه خود کمک نموده، استکبارشان را بیشتر مى کنند، پس هر دو طایفه هم غابن اند و هم مغبون.
وجـه چـهـارمـى هـم هـسـت کـه طـبـق آن روایـت هـم وارد شده، و آن این است که بگوییم تمامى بـنـدگـان خـدا چـه خوب و چه بد در بهشت سهم و منزلى و در دوزخ هم منزلى دارند، بنده اگـر اطـاعـت خـدا کـنـد بـه مـنـزلى کـه در بـهـشـت بـرایـش فـراهـم شـده داخـل مـى شـود، و اگـر نـافـرمـانـى خـدا را بـکـنـد، داخـل مـنـزلى کـه در آتـش دارد مـى شـود، و روز قـیـامـت مـنـزلهـاى بـهـشـتـى اهـل دوزخ را بـه اهـل بـهـشـت مـى دهـنـد، و مـنـزل دوزخـى اهـل بـهـشـت را بـه اهـل دوزخ مـى دهـنـد، پـس در قـیـامـت اهل بهشت دوزخیان را مغبون نموده، مؤمنین غابن و کفار مغبون مى شوند.
بعضى از مفسرین بعد از ایراد این وجه گفته اند: تغابن در خود آیه با جمله (و من یومن باللّه... و بئس المصیر) تفسیر شده، ولى ما آنطور که باید ظهورى در آیه ندیدیم، که چگونه آیه تغابن را تفسیر نموده است.
و امـا جـمـله (و مـن یـومـن بـاللّه و یـعـمـل صـا لحـا... و بـئس المـصـیـر) از آنـجـا که در طول این تفسیر مکرر معنا شده، دیگر به معنایش نمى پردازیم.
بحث روایتى
(چند روایت درباره نام هاى روز قیامت و (یوم التغابن) بودن آن و...)
در صـحیح بخارى از ابو هریره از رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) روایت آورده که فرمود: هیچ بنده اى داخل بهشت نمى شود مگر آنکه منزلى را که در دوزخ دارد مى بیند منزلى را که اگر نافرمانى کرده بود بدانجا مى رفت، و براى این مى بیند تا شکرش بـیـشـتـر شود، و هیچ بنده اى داخل آتش نمى شود، مگر آنکه آن منزلى که در بهشت دارد، و اگر خوبى مى کرد بدانجا منتقل مى شد، مى بیند تا حسرتش بیشتر شود.
مؤلف: در این معنا روایات بسیارى از طرق عامه و خاصه وارد شده که بعضى از آنها در تفسیر اوائل سوره مومنون گذشت.
و در تـفـسـیـر بـرهـان از ابن بابویه به سند خود از حفص بن غیاث از امام صادق (علیه السلام) روایـت آورده کـه فـرمـود: مـنـظـور از (یـوم التـلاق ) روزى اسـت کـه اهـل آسـمـان و زمـیـن بـه هـم بـر مـى خـورنـد، و مـنـظـور از(یوم التناد) روزى است که اهل دوزخ اهل بهشت را نداء مى کنند که : (افیضوا علینا من الماء او مما رزقکم اللّه - کمى از آن آب و یـا از آنـچـه خـدا روزیـتـان کـرده بـه مـا افـاضـه کـنـید)، و منظور از (یوم التـغـابـن ) روزى است که اهل بهشت اهل آتش را مغبون مى کنند، و منظور از (یوم الحسره ) روزى است که مرگ را مى آورند و ذبح مى کنند، دیگر کسى دچار مرگ نمى شود.
مؤلف: و در ذیـل آیـات اول سـوره مـورد بـحـث عـده اى از روایـات وارد شـده کـه آیات را مربوط به شؤ ون ولایت دانسته، مانند روایتى که مى گوید: منظور از ایمان و کفر ایمان به ولایت و کفر به آن در روز اخذ میثاق است، و روایتى که مى گوید: مراد از بینات ائمه هـدى (عـلیـهـم السـلم) هـسـتـند، و روایاتى که مى گوید: مراد از نور، امام است، و باید دانـسـت کـه همه این روایات به باطن آیات نظر دارند، و به هیچ وجه جنبه تفسیر الفاظ آیه را ندارند.
﴿یَوْمَ یَجْمَعُکُمْ لِیَوْمِ الْجَمْعِ ذلِکَ یَوْمُ التَّغَابُنِ﴾، آن وقت اصل کلّی این است: ﴿مَن یُؤْمِن بِاللَّهِ﴾ که حسن فاعلی داشته باشد و آدم معتقدی باشد. ﴿وَ یَعْمَلْ صَالِحاً﴾، حسن فعلی داشته باشد. واجبها را انجام بدهد و محرّمات را ترک بکند و اینها، اگر لغزشهایی داشت ذات اقدس الهی میبخشد، چون در بخشهای دیگر قرآن فرمود که اگر شما گناهان بزرگ را رها کنید آن سیّئات صغیره را ذات اقدس الهی صرف نظر میکند. آن گناهان کوچک مورد وعده است البته، مورد رحمت الهی قرار میگیرد. اما اگر ـ خدای ناکرده ـ گرفتار سیّئات سنگین شدید باید پاسخ بدهید.
اینجا فرمود اگر کسی مؤمن بود؛ یعنی از نظر عقیده کامل بود. قبلاً هم ملاحظه فرمودید که «آمَنَ» به معنای «اعتَقَدَ» نیست. «آمَنَ»؛ یعنی «دَخلَ فی المَأمَن». مَأمن فرمود: «کَلِمَةُ لا إِلَهَ إِلا الله»[6] حصن من است، «وَلَایَةُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ»[7] حصن من است، قرآن و عترت حصن خداست. «آمَنَ»؛ یعنی «دخل فی المأمن». منتها ورود در مأمن به اعتقاد است. ﴿وَ مَن یُؤْمِن بِاللَّهِ﴾ این است. ﴿وَ یَعْمَلْ صَالِحاً﴾ که صرف اعتقاد کافی نیست عمل لازم است، آنگاه ﴿یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئَاتِهِ﴾، به قرینه تقابل این سیّئات یعنی گناهان کوچک. خدا میپوشاند مستور میکند، گاهی مغفرت میکند گاهی عفو میکند و مانند آن. چنین شخصی البته پاک میشود تا پاک نشد وارد بهشت نخواهد شد. ﴿وَ یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ﴾ که ﴿تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَداً﴾ که این فوز عظیم است. این بخش مؤمنان.
بیان آیت الله جوادی آخرین سوره امسال
آن روز، روز تغابن است. این «الف» و «لام» آن، نشانه کمال است، حصر کامل غبن آن روز است. در دنیا ممکن است، انسان مقداری مغبون بشود؛ اما غبن او محدود است؛ ولی به لحاظ قیامت، غبن اساسی آن روز است که آن روز، روز تغابن است.
ذات اقدس الهی به وسیله انبیا و اهل بیت(علیهم السلام) به ما اطلاع داد که برای بدن ما قیمتی است، برای جان ما قیمتی است و برای مجموع جان و بدن قیمتی است. در بیانات نورانی حضرت امیر که در غرر و درر آمده است فرمود: «أَلَا إِنَّهُ لَیْسَ لِأَنْفُسِکُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةُ فَلَا تَبِیعُوهَا إِلَّا بِهَا»؛[14] فرمود بدن شما به اندازه بهشت میارزد، آن بهشتی که ﴿جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأنْهَارُ﴾،[15] که اوصاف آن در قرآن کم نیست. برای روح شما بهشتی است که فرمود: ﴿عِندَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ﴾[16] که این جنّت روحی و معنوی است. «فَلَا تَبِیعُوهَا إِلَّا بِهَا»، مبادا جان خودرا به کمتر از جنّت معنوی بفروشید! مبادا بدن خود را به کمتر از جنّت جسمانی بفروشید!
غرض این است که تغابن کامل، برای آن روز است که آن روز، روز تغابن است، روز ظهور غبن است، نه روز مغبون کردن. تغابن یعنی روز ظهور غبن و گرنه داد و ستد در دنیاست. فرمود: ﴿إِنَّ اللَّهَ اشْتَری مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ﴾،[18] سوره مبارکه «صف» که گذشت فرمود: ﴿هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَی تِجَارَةٍ تُنجِیکُم مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ﴾،[19]یک عده فرمود: ﴿یَرْجُونَ تِجَارَةً لَن تَبُورَ﴾،[20] یک عده فرمود: ﴿فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ﴾،[21] یک عده را فرمود: ﴿وَ کُنتُمْ قَوْماً بُوراً﴾،[22] اینها همه را فرمود.
یک بیان نورانی از امام سجاد(سلام الله علیه) است در صحیفهسجادیه که این از غُرَر فرمایشات آن حضرت است. فرمود ذات اقدس الهی یک آگهی مزایده دارد، بر خلاف تمام مزایدههای عالَم؛ مزایدههای عالم این است که هر کس میخواهد بفروشد، آگهی مزایده میزند و هر کس میخواهد بخرد، آگهی مناقصه میزند، این کار عالَم است. هر که میخواهد بخرد، میگوید هر کس ارزانتر میفروشد، من از او میخرم. اگر کسی کالایی داشت و میخواهد بفروشد، آگهی مزایده میزند، هر کس بیشتر میخرد، من به او میفروشم؛ این قانون مزایده دنیاست.
بیان نورانی امام سجاد(سلام الله علیه) در صحیفه این است که ذات اقدس الهی تنها خریداری است که مزایده میزند. به همه میگوید که شما به هر کس میخواهی بفروشی، من بیشتر میخرم: «وَ أَنْتَ الَّذِی زِدْتَ فِی السَّوْمِ عَلَی نَفْسِکَ لِعِبَادِک»؛[23] «سوم» با «سین»، مساومه، همین خرید و فروش است. اینکه در فقه دارند که ورود در «سؤم» برادر مؤمن مکروه است یا بعضیها بالاتر از کراهت نظر دادند؛ یعنی کسی که دارد چیزی میخرد، آدم وارد آن نشود. حالا اگر خرید برای او خیر باشد، اگر نخرید، آن وقت دیگری وارد میشود. کسی که مشغول خرید و فروش است، ورود در «سؤم»؛ یعنی معامله برادر، مکروه است.
بیان نورانی امام سجاد در صحیفه این است که تو در این خرید و فروش، خریداری هستی که آگهی مزایده زدی؛ به مردم میگویی این عمر خود را به چه کسی میخواهی بفروشی؟ من بیشتر میخرم؛ این وقتِ خود را درباره چه میخواهی صرف کنی؟ من بیشتر میخرم؛ این آبروی خود را کجا میخواهی صرف کنی؟ من بیشتر میخرم؛ این چهارتا کلمه سوادی که پیدا کردی، در چه راهی میخواهی صرف کنی؟ من بیشتر میخرم؛ اگر کاری کردی، ده برابر میدهم: ﴿مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها﴾؛[24] گاهی هم از ده برابر بیشتر است. دیگران ممکن است ندهند یا حداکثر یک برابر بدهند؛ اما تنها خریداری که آگهی مزایده زد و میزند خداست؛ این خداست! چه بهتر که با او معامله بکنیم!
آن وقت خیلیها غبن آنان روشن میشود. در این پنج، شش آیهای که خوانده شد، مشخص است که چه کسی غبن او روشن میشود و چه کسی مغبون است و چه کسی مغبون نیست. فرمود اگر بدن خود را به کمتر از بهشت فروختید، آن ﴿جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأنْهَارُ﴾ که جنّت جسمانی است، مغبون شدید. روح شما را که ثمن آن «جنّة اللّقاء» است: ﴿عِندَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ﴾؛ به کمتر از آن فروختید، مغبون شدید. این حسابها در قیامت کاملاً روشن میشود. بعضیها خاسر و بعضی اخسر هستند که هر دو طایفه در سوره مبارکه «نحل» و امثال «نحل» گذشت. یک عده دارد که ﴿أُولئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ﴾،[25] درباره یک عده دارد: ﴿هُمُ الأخْسَرُونَ﴾؛[26] خیلی خسارت میبینند، تجارتها هم همین طور است.
وم یجمعکم لیوم الجمع ) .
آرى یکى از نامهاى قیامت یوم الجمع است که در آیات قرآن با تعبیرهاى مختلف کرارا به آن اشاره شده است ، از جمله در آیه 49 و 50 سوره واقعه مىخوانیم : قل ان الاولین و الاخرین لمجموعون الى میقات یوم معلوم : بگو تمام اولین و آخرین در میعاد روز معینى جمع مىشوند و از آن به خوبى استفاده مىشود که رستاخیز همه انسانها در یک روز است.
سپس مىافزاید : آن روز ، روز تغابن است ( ذلک یوم التغابن).
روزى است که غابن ( برنده ) و مغبون ( بازنده ) شناخته مىشوند، روزى که روشن مىشود چه کسانى در تجارت خود در عالم دنیا گرفتار غبن و زیان و خسران شدهاند ؟ روزى است که جهنمیان جایگاه خالى خود را در بهشت مىبینند ، و تاسف مىخورند ، و بهشتیان جاى خالى خود را در دوزخ مىبینند و خوشحال مىشوند ، زیرا در حدیث آمده است که هر انسانى جایگاهى در بهشت ، و جایگاهى در دوزخ دارد ، هر گاه به بهشت برود جایگاه دوزخیش به دوزخیان واگذار مىشود ، و هر گاه به جهنم برود جایگاه بهشتیش به بهشتیان و تعبیر به ارث در آیات قرآن در این مورد احتمالا ناظر به همین مطلب است.