28-2. حزب الله رستگارند (مجادله/22)

لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ یُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ «22»
هیچ قومى را نمىیابى که به خدا و قیامت مؤمن باشند و (در همان حال) با کسى که در برابر خدا و رسولش موضع گرفته است، مهرورزى کنند، حتّى اگر پدران یا پسران یا برادران یا خویشانشان باشند. آنها کسانى هستند که خداوند، ایمان را در دلهایشان ثابت فرموده و با روحى از جانب خویش آنان را تأیید نموده است و آنان را در باغهایى که نهرها از پاى (درختان) آنها جارى است، وارد مىکند در حالى که در آنجا جاودانه هستند، خداوند از آنان راضى است و آنان نیز از او راضى هستند. آنان حزب خدا هستند، آگاه باشید که تنها حزب خدا پیروز و رستگارند.
نکته هامقام رضا، بالاتر از مقام تسلیم است، یعنى بنده نه فقط تسلیم مقدّرات الهى و امر و نهى اوست، بلکه در دل نیز به آن راضى است و از سر رضایت آن را مىپذیرد.
تولّى و تبرّى
ایمان با کفر سازگار نیست. به نوح دربارهى فرزندش گفته مىشود: «إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ» «1» هنگامى که براى ابراهیم ثابت شد عموى او منحرف است، از او برائت جست.
«فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ» «2» حتّى پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله از استغفار براى مشرکان منع مىشود. «ما کانَ لِلنَّبِیِّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَنْ یَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکِینَ وَ لَوْ کانُوا أُولِی قُرْبى مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحِیمِ» «3»
در سوره مجادله بارها سخن از تولّى و تبرّى مطرح شده است که بیانگر اهمیّت دوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خداست:
«تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ»، لا تَجِدُ ... یُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ
امام رضا علیه السلام فرمود: «کمال الدین ولایتنا و البرائة من عدونا» کمال دین، در پذیرش ولایت ما و دورى از دشمنان ماست.
به امام صادق علیه السلام گفتند: فلانى به شما محبت مىورزد ولى نسبت به برائت از دشمنان شما ضعیف عمل مىکند. حضرت فرمودند: دروغ مىگوید کسى که ادّعاى محبت ما را دارد و از دشمن ما دورى نجسته است. «4»
امام صادق علیه السلام فرمود: «اوحى الله الى نبى من انبیائه قل للمؤمنین لا تلبسوا لباس اعدایى و لا تطعموا مطاعم اعدایى و لا تسلکوا مسالک اعدایى فتکونوا اعدایى کما هم اعدایى» «5» خداوند متعال به پیامبرى از پیامبرانش وحى فرمود که به مؤمنان بگو: مانند دشمنان من لباس نپوشند و مانند دشمنان من غذا نخورند و در چگونگى زندگى و رفتار، مانند دشمنان من نباشند، چرا که در این صورت دشمنان من محسوب مىشوند. هم چنانکه آنان دشمنان من هستند.
در حدیث آمده است: «هل الدین الا الحب و البغض» «6» آیا دین، جز حبّ و بغض است؟
قرآن در چند مورد عبارت «رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ» را به کار برده است:
1. در مورد راستگویان راستکردار: یَوْمُ یَنْفَعُ الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ ... رَضِیَ اللَّهُ ... «4»
2. در مورد پیشگامان و پیشتازان: وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ ... رَضِیَ اللَّهُ ... «5»
3. در مورد مؤمنان واقعى: کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمانَ ... رَضِیَ اللَّهُ ...
پیام ها1- یک دل، دو دوستى بر نمىدارد. دوستى خداوند با دوستى دشمنان دین خدا قابل جمع نیست. لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ ... یُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ (در آیهاى دیگر داریم: «ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ» «7» خداوند در سینه انسان دو دل قرار نداده است.)
2- عیبها را از ریشه برطرف کنید. مودت دشمنان خدا انسان را به گرایشهاى فکرى، عملى و اخلاقى به سوى آنان وادار مىکند، لذا باید ریشهى آن را خشکاند. لا تَجِدُ ... یُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ
3- در اسلام، روابط و علاقهها باید در شعاع رضاى خداوند باشد. «لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ»
4- روابط خانوادگى و خویشاوندى نیز خط قرمز و مرز دارند. وَ لَوْ کانُوا آباءَهُمْ ...
5- خداوند به خاطر قطع رابطه با چهار گروه از خویشان اگر معاند باشند، (پدر، پسر، برادر و فامیل)، چهار نمونه از لطف خود را بیان کرده است: ایمان، امداد، بهشت و رضوان. «الْإِیمانَ، أَیَّدَهُمْ، جَنَّاتٍ، رَضِیَ اللَّهُ»
6- ارزش ایمان به ثبات آن است وگرنه ایمانهاى مقطعى، موسمى و عاریهاى «1» بسیار است. «کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمانَ»
7- اول ایمان پایدار، بعد امداد و دریافت. کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمانَ ... أَیَّدَهُمْ ...
8- دین تنها یک رابطه قلبى و فردى میان انسان و خدا نیست، بلکه تعیین کننده روابط اجتماعى است. لَوْ کانُوا آباءَهُمْ ...
9- پاداشها منحصر به آخرت نیست، بلکه تثبیت ایمان و امداد الهى، از پاداشهاى الهى در همین دنیاست. کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ ... أَیَّدَهُمْ
10- حزب اللّه، با دشمن خدا دوست نمىشود. لا تَجِدُ قَوْماً ... یُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ ... أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ
11- حزب اللّه، نژاد و زبان و منطقه خاص ندارد، بلکه هر مؤمن مقاوم و استوار، جزو حزب اللّه است. لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ ... یُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ ... أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ
12- پیروزى و غلبهاى ارزش دارد که همراه با رستگارى و رسیدن به هدف باشد.
در جاى دیگر مىفرماید: «ألا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ» «1» و در اینجا مىفرماید: «أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»
13- تداوم نعمت، خود یکى از نعمتهاى بهشتى است. «خالِدِینَ فِیها»
14- این که ما از خدا راضى باشیم یک طرف قضیه است، مهم رضایت خدا از ماست. «رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ»
15- در قیامت نعمتها دو گونه است: مادّى جَنَّاتٍ ... و معنوى. رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ ... (چنانکه در جاى دیگر مىفرماید: «وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ» «2»)
«والحمدللّه ربّ العالمین»
ثُمَّ تَلَا رَسُولُ اللَّهِ ص وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ
أَمْناً فَقَالَ جُنْدَبٌ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَمَا خَوْفُهُمْ قَالَ یَا جُنْدَبُ فِی زَمَنِ کُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ سُلْطَانٌ یَعْتَرِیهِ وَ یُؤْذِیهِ فَإِذَا عَجَّلَ اللَّهُ خُرُوجَ قَائِمِنَا یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً ثُمَّ قَالَ ع طُوبَى لِلصَّابِرِینَ فِی غَیْبَتِهِ طُوبَى لِلْمُتَّقِینَ عَلَى مَحَجَّتِهِمْ أُولَئِکَ وَصَفَهُمْ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ وَ قَالَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ قَالَ أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.
45 و من کتاب له ع إلى عثمان بن حنیف الأنصاری و کان عامله على البصرة و قد بلغه أنه دعی إلى ولیمة قوم من أهلها، فمضى إلیها- قوله:
أَمَّا بَعْدُ یَا ابْنَ حُنَیْفٍ فَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّ رَجُلًا مِنْ فِتْیَةِ أَهْلِ الْبَصْرَةِ دَعَاکَ إِلَى مَأْدُبَةٍ فَأَسْرَعْتَ إِلَیْهَا تُسْتَطَابُ لَکَ الْأَلْوَانُ وَ تُنْقَلُ إِلَیْکَ الْجِفَانُ وَ مَا ظَنَنْتُ أَنَّکَ تُجِیبُ إِلَى طَعَامِ قَوْمٍ عَائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ وَ غَنِیُّهُمْ مَدْعُو....
أَ تَمْتَلِئُ السَّائِمَةُ مِنْ رِعْیِهَا فَتَبْرُکَ وَ تَشْبَعُ الرَّبِیضَةُ مِنْ عُشْبِهَا فَتَرْبِضَ وَ یَأْکُلُ عَلِیٌّ مِنْ زَادِهِ فَیَهْجَعَ قَرَّتْ إِذاً عَیْنُهُ إِذَا اقْتَدَى بَعْدَ السِّنِینَ الْمُتَطَاوِلَةِ بِالْبَهِیمَةِ الْهَامِلَةِ وَ السَّائِمَةِ الْمَرْعِیَّةِ طُوبَى لِنَفْسٍ أَدَّتْ إِلَى رَبِّهَا فَرْضَهَا وَ عَرَکَتْ بِجَنْبِهَا بُؤْسَهَا وَ هَجَرَتْ فِی اللَّیْلِ غُمْضَهَا حَتَّى إِذَا غَلَبَ الْکَرَى عَلَیْهَا افْتَرَشَتْ أَرْضَهَا وَ تَوَسَّدَتْ کَفَّهَا فِی مَعْشَرٍ أَسْهَرَ عُیُونَهُمْ خَوْفُ مَعَادِهِمْ وَ تَجَافَتْ عَنْ مَضَاجِعِهِمْ جُنُوبُهُمْ وَ هَمْهَمَتْ بِذِکْرِ رَبِّهِمْ شِفَاهُهُمْ وَ تَقَشَّعَتْ بِطُولِ اسْتِغْفَارِهِمْ ذُنُوبُهُمْ- أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ فَاتَّقِ اللَّهَ یَا ابْنَ حُنَیْفٍ وَ لْتَکْفُفْ أَقْرَاصُکَ لِیَکُونَ مِنَ النَّارِ خَلَاصُکَ
آیا به همان گونه که حیوان چرنده شکمش را با چریدن پر کند و بخوابد، و رمه گوسپند که از علف سیر مىشود و به جانب خوابگاهش مىرود، على هم از توشه خود بخورد و بخوابد؟! چشمش روشن که پس از سالیانى دراز به چهارپایان رها شده، و گوسپندان چرنده اقتدا کند!
خوشا به حال کسى که واجبات پروردگارش را به جا آورده، و مشکلات را تحمل نموده، و در شب از خواب خوش دورى کرده، تا وقتى که خواب بر او چیره شود زمین را فرش خود گرفته، و دست را بالش زیر سر کند،
نهج البلاغة / ترجمه انصاریان، متن، ص: 286
در میان جمعیتى که ترس از قیامت دیدههایشان را بیدار گذاشته، و پهلوهاشان از بستر استراحت جدا شده، و لبهاشان به ذکر پروردگارشان آهسته و آرام گویاست، و گناهانشان به کثرت استغفار از بین رفته، «اینان حزب خدایند، و بدانید که حزب خدا رستگارانند».
پسر حنیف! از خدا پروا کن، و قرصهاى نان خودت، تو را بس باشد، تا این روش موجب خلاصىات از آتش جهنّم گردد.
<!-- p.MsoFootnoteText, li.MsoFootnoteText, div.MsoFootnoteText {mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-link:"Footnote Text Char"; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; text-align:justify; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:10.0pt; font-family:"Traditional Arabic","serif"; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Traditional Arabic; mso-bidi-language:AR-SA;} span.MsoFootnoteReference {mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; vertical-align:super;} span.FootnoteTextChar {mso-style-name:"Footnote Text Char"; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-unhide:no; mso-style-locked:yes; mso-style-link:"Footnote Text"; mso-ansi-font-size:10.0pt; mso-bidi-font-size:10.0pt; font-family:"Traditional Arabic","serif"; mso-ascii-font-family:"Traditional Arabic"; mso-hansi-font-family:"Traditional Arabic"; mso-bidi-font-family:Traditional Arabic; mso-bidi-language:AR-SA;} -->
<!-- p.MsoFootnoteText, li.MsoFootnoteText, div.MsoFootnoteText {mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-link:"Footnote Text Char"; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; text-align:justify; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:10.0pt; font-family:"Traditional Arabic","serif"; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Traditional Arabic; mso-bidi-language:AR-SA;} span.MsoFootnoteReference {mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; vertical-align:super;} span.FootnoteTextChar {mso-style-name:"Footnote Text Char"; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-unhide:no; mso-style-locked:yes; mso-style-link:"Footnote Text"; mso-ansi-font-size:10.0pt; mso-bidi-font-size:10.0pt; font-family:"Traditional Arabic","serif"; mso-ascii-font-family:"Traditional Arabic"; mso-hansi-font-family:"Traditional Arabic"; mso-bidi-font-family:Traditional Arabic; mso-bidi-language:AR-SA;} -->
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لاَئِمٍ ذٰلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ﴿54﴾
إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَ هُمْ رَاکِعُونَ ﴿55﴾
وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ ﴿56﴾
خوب هم هست که پس از توضیح مختصری درباره حزب الله اشاره کنید که در روایات پیامبر به سلمان اشاره کرده اند و گفته اند این آیه درباره قوم این مرد است.
بعد هم ویژگی های اینها گفته بشه:
1- اینکه اینها پیروز خواهند شد
2- اینکه خدا از اینها راضی می شود و اینها هم در قلب خود از خدا راضی می شوند و او را دوست خواهند داشت. (رضی الله عنهم و رضوا عنه)
3- آن چنان ایمان به خدا در قلبشان محکم شده که در راه او هیچ فامیل بازی و جناح گرایی و... در دلشان نیست.
4- در بهشت و آخرت آنها قطعا رستگار خواهند بود.