26-3. دو فرشته از سمت راست و چپ اعمال را ثبت میکنند (ق/ 17 و 18)


*** نکته: دوست نزدیکتر از من به من است!
بعضى از فلاسفه مىگویند:" همانگونه که شدت بعد موجب خفا است شدت قرب نیز چنین است، فى المثل اگر خورشید بسیار از ما دور شود قابل رؤیت نیست، و اگر بسیار به آن نزدیک شویم چنان نور خیره کنندهاى دارد که باز قدرت دید آن را نداریم.
و در حقیقت ذات پاک خداوند همین گونه است،" یا من هو اختفى لفرط نوره": اى کسى که از شدت نورانیت از نظر ما پنهان شدهاى"! در آیات مورد بحث نیز نزدیکى فوق العاده خداوند به بندگان ضمن تشبیه جالبى بیان شده که او از رگ گردن به ما نزدیکتر است.
بهترین تعبیر همان است که أمیر مؤمنان على ع (در خطبه اول نهج البلاغه) فرموده است:
مع کل شىء لا بمقارنة و غیر کل شىء لا بمزایلة:
دوست نزدیکتر از من به من است
وین عجبتر که من از وى دورم!
چکنم با که توان گفت که دوست
در کنار من و من مهجورم!
#حدیث
تفسیر الصافی ج5 60
فی الکافی عن الصادق علیه السلام قال: ما من قلب الّا و له أذنان على إحداهما ملک مرشد و على الأخرى شیطان مفتن هذا یأمره و هذا یزجره الشیطان یأمره بالمعاصی و الملک یزجره عنها و قوله تعالى عَنِ الْیَمِینِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِیدٌ ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ.
و فی الجوامع عن النبیّ صلّى اللّه علیه و آله قال: کاتب الحسنات على یمین الرجل و کاتب السیئات على شماله و صاحب الیمین امیر على صاحب الشمال فإذا عمل حسنة کتبها ملک الیمین عشراً و إذا عمل سیّئة قال صاحب الیمین لصاحب الشمال دعه سبع ساعات لعلّه یسبّح أو یستغفر.
البرهان فی تفسیر القرآن ج5 133
وَ عَنْهُ: عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى، عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ، عَنِ الْفَضْلِ بْنِ عُثْمَانَ الْمُرَادِیِّ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) یَقُولُ: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ): أَرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ لَمْ یَهْلِکْ عَلَى اللَّهِ بَعْدَهُنَّ إِلَّا هَالِکٌ؛ یَهُمُّ الْعَبْدُ بِالْحَسَنَةِ فَیَعْمَلُهَا، فَإِنْ هُوَ لَمْ یَعْمَلْهَا کَتَبَ اللَّهُ لَهُ حَسَنَةً بِحُسْنِ نِیَّتِهِ، وَ إِنْ هُوَ عَمِلَهَا کَتَبَ اللَّهُ لَهُ عَشْراً، وَ یَهُمُّ بِالسَّیِّئَةِ أَنْ یَعْمَلَهَا، فَإِنْ لَمْ یَعْمَلْهَا لَمْ یُکْتَبْ عَلَیْهِ شَیْءٌ، وَ إِنْ هُوَ عَمِلَهَا أُجِّلَ سَبْعَ سَاعَاتٍ، وَ قَالَ صَاحِبُ الْحَسَنَاتِ لِصَاحِبِ السَّیِّئَاتِ، وَ هُوَ صَاحِبُ الشِّمَالِ: لَا تَعْجَلْ، عَسَى أَنْ یُتْبِعَهَا بِحَسَنَةٍ تَمْحُوهَا، فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ: إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ أَوِ اسْتِغْفَارٍ، فَإِنْ [هُوَ] قَالَ: أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ، عَالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهَادَةِ، الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ، الْغَفُورُ الرَّحِیمُ، ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ، وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ، لَمْ یُکْتَبْ عَلَیْهِ شَیْءٌ، وَ إِنْ مَضَتْ سَبْعُ سَاعَاتٍ وَ لَمْ یُتْبِعْهَا بِحَسَنَةٍ وَ لَا اسْتِغْفَارٍ، قَالَ صَاحِبُ الْحَسَنَاتِ لِصَاحِبِ السَّیِّئَاتِ: اکْتُبْ عَلَى الشَّقِیِّ الْمَحْرُومِ».
ثُمَّ قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ: عَنْهُ، عَلِیُّ بْنُ حَفْصٍ الْعُوسِیُّ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ سَائِحٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ، عَنْ أَبِیهِ (عَلَیْهِمُ السَّلَامُ)، قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَلَکَیْنِ، هَلْ یَعْلَمَانِ بِالذَّنْبِ إِذَا أَرَادَ الْعَبْدُ أَنْ یَفْعَلَهُ أَوِ الْحَسَنَةِ؟ فَقَالَ: «رِیحُ الْکَثِیفِ [الْکَنِیفِ] وَ الطَّیِّبِ سَوَاءٌ؟» قُلْتُ: لَا. قَالَ: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا هَمَّ بِالْحَسَنَةِ خَرَجَ نَفَسُهُ طَیِّبَ الرِّیحِ، فَقَالَ صَاحِبُ الْیَمِینِ لِصَاحِبِ الشِّمَالِ: قُمْ، فَإِنَّهُ قَدْ هَمَّ بِالْحَسَنَةِ؛ فَإِذَا فَعَلَهَا کَانَ لِسَانُهُ قَلَمَهُ، وَ رِیقُهُ مِدَادَهُ فَأَثْبَتَهَا لَهُ. وَ إِذَا هَمَّ بِالسَّیِّئَةِ: خَرَجَ نَفَسُهُ مُنْتِنَ الرِّیحِ، فَیَقُولُ صَاحِبُ الشِّمَالِ لِصَاحِبِ الْیَمِینِ: قِفْ، فَإِنَّهُ قَدْ هَمَّ بِالسَّیِّئَةِ، فَإِذَا هُوَ فَعَلَهَا کَانَ لِسَانُهُ قَلَمَهُ، وَ رِیقُهُ مِدَادَهُ، وَ أَثْبَتَهَا عَلَیْهِ».
وَ عَنْهُ: عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ، عَنْ یَحْیَى بْنِ الْمُبَارَکِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ، قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ)، فَنَظَرَ إِلَیَّ بِوَجْهٍ قَاطِبٍ، فَقُلْتُ: مَا الَّذِی غَیَّرَکَ لِی؟ قَالَ: «الَّذِی غَیَّرَکَ لِإِخْوَانِکَ، بَلَغَنِی- یَا إِسْحَاقُ- أَنَّکَ أَقْعَدْتَ بِبَابِکَ بَوَّاباً یَرُدُّ عَنْکَ فُقَرَاءَ الشِّیعَةِ». فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی خِفْتُ الشُّهْرَةَ. فَقَالَ: «أَ فَلَا خِفْتَ الْبَلِیَّةَ، أَ وَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الْمُؤْمِنِینَ إِذَا الْتَقَیَا فَتَصَافَحَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الرَّحْمَةَ عَلَیْهِمَا، فَکَانَتْ تِسْعَةً وَ تِسْعِینَ لِأَشَدِّهِمَا حُبّاً لِصَاحِبِهِ، فَإِذَا تَوَافَقَا غَمَرَتْهُمَا الرَّحْمَةُ، وَ إِذَا قَعَدَا یَتَحَدَّثَانِ قَالَتِ الْحَفَظَةُ بَعْضُهَا لِبَعْضٍ: اعْتَزِلُوا بِنَا، فَلَعَلَّ لَهُمَا سِرّاً، وَ قَدْ سَتَرَ [اللَّهُ] عَلَیْهِمَا!؟». فَقُلْتُ: أَ لَیْسَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ: ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ؟ فَقَالَ: « «یَا إِسْحَاقُ، إِنْ کَانَتِ الْحَفَظَةُ لَا تَسْمَعُ، فَإِنَّ عَالِمَ السِّرِّ یَسْمَعُ وَ یَرَى».
*** این معنا که برخی اعمال و گفتار ما از فرشته ها نیز مخفی است ، مورد تایید این فقره از دعای کمیل می باشد :
و کُلَّ سَیِّئَةٍ أَمَرْتَ بِإِثْبَاتِهَا الْکِرَامَ الْکَاتِبِینَ الَّذِینَ وَکَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ مَا یَکُونُ مِنِّی وَ جَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَیَّ مَعَ جَوَارِحِی وَ کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیَّ مِنْ وَرَائِهِمْ وَ الشَّاهِدَ لِمَا خَفِیَ عَنْهُمْ وَ بِرَحْمَتِکَ أَخْفَیْتَهُ وَ بِفَضْلِکَ سَتَرْتَه
*** میتوان ذیل این نکته روایت " أَقْعَدْتَ بِبَابِکَ بَوَّاباً " نسبت به لزوم ارتباط مسئولین و مردم تذکر داد و سنت اسلامی را متذکر شد . رویگردانی از مومنین و مسلمین ، رویگردانی امام مومنین را در پی خواهد داشت .
مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ: عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَدِیدٍ، عَنْ جَمِیلِ ابْنِ دَرَّاجٍ، عَنْ زُرَارَةَ، عَنْ أَحَدِهِمَا (عَلَیْهِمَا السَّلَامُ)، قَالَ: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى جَعَلَ لِآدَمَ فِی ذُرِّیَّتِهِ: مَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ وَ لَمْ یَعْمَلْهَا، کُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةٌ، وَ مَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ وَ عَمِلَهَا، کُتِبَ لَهُ بِهَا عَشْرٌ، وَ مَنْ هَمَّ بِسَیِّئَةٍ [وَ لَمْ یَعْمَلْهَا] لَمْ تُکْتَبْ عَلَیْهِ، وَ مَنْ هَمَّ بِهَا وَ عَمِلَهَا، کُتِبَتْ عَلَیْهِ سَیِّئَةٌ».
در آیه بعد مىافزاید:" به خاطر بیاورید هنگامى را که دو فرشته سمت راست و چپ انسان که مراقب و ملازم او هستند اعمال او را گرفته و ضبط مىکنند" (إِذْ یَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّیانِ عَنِ الْیَمِینِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِیدٌ).
" تلقى" به معنى دریافت و اخذ و ضبط است، و" متلقیان" دو فرشتهاى هستند که مامور ثبت اعمال انسان مىباشند.
" قعید" از ماده" قعود" به معنى نشسته است و در اینجا منظور ملازم و مراقب است،
این احتمال نیز داده شده است که آن دو بر شانه راست و چپ، یا دندان انیاب راست و چپ انسان همیشه نشستهاند، و اعمال او را ثبت مىکنند، و در بعضى از روایات غیر معروف نیز اشارهاى به این معنى دیده مىشود (بحار الانوار جلد 59 صفحه 186 روایت 32).
قابل توجه اینکه در روایات اسلامى آمده است که فرشته سمت راست، نویسنده حسنات است، و فرشته سمت چپ نویسنده سیئات، و فرشته اول فرمانده فرشته دوم است، هنگامى که انسان عمل نیکى انجام دهد، فرشته سمت راست ده برابر مىنویسد، و هنگامى که عمل بدى از او سر زند، و فرشته سمت چپ مىخواهد آن را بنویسد، فرشته اول مىگوید: عجله مکن. لذا او هفت ساعت به تاخیر مىاندازد، اگر پشیمان شد و توبه کرد چیزى نمىنویسد، و اگر توبه نکرد تنها یک گناه براى او مىنویسد".
و نیز از روایات بر مىآید که بعد از مردن انسان مؤمن، آنها مىگویند پروردگارا! بندهات را قبض روح کردى، ماموریت ما کجاست؟ مىفرماید: آسمان من مملو از فرشتگان من است که پیوسته مرا عبادت مىکنند، و زمینى نیز مملو از خلق مطیع است، شما به سوى قبر بندهام بروید و در آنجا تسبیح و تکبیر و تهلیل گوئید، و آن را تا روز قیامت در دفتر حسنات بندهام بنویسید"!.
در روایت دیگرى آمده است که پیامبر ص فرمود:" هر مسلمانى بیمار مىشود خداوند به فرشتگان حافظ اعمال او مىگوید ما دام که او بیمار است، اعمالى را که در حال صحت انجام مىداده براى او بنویسید، سپس پیامبر ص افزود:
من مرض او سافر کتب اللَّه تعالى له ما کان یعمل صحیحا مقیما:
*** آخرین آیه مورد بحث باز روى مساله فرشتگان ثبت اعمال تکیه کرده، مىگوید:" هیچ سخنى را انسان تلفظ نمىکند مگر اینکه نزد آن فرشتهاى مراقب و آماده براى انجام ماموریت است" (ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ).
در آیه گذشته سخن از ثبت تمامى اعمال آدمى بود، و در این آیه روى خصوص الفاظ و سخنان او تکیه مىکند،
و این به خاطر اهمیت فوق العاده و نقش مؤثرى است که گفتار در زندگى انسانها دارد، تا آنجا که گاهى یک جمله مسیر اجتماعى را به سوى خیر یا شر تغییر مىدهد.
و هم به خاطر اینکه بسیارى از مردم سخنان خود را جزء اعمال خویش نمىدانند، و خود را در سخن گفتن آزاد مىبینند، در حالى که مؤثرترین و خطرناکترین اعمال آدمى همان سخنان او است.
" رقیب" به معنى مراقب و" عتید" به معنى کسى است که مهیاى انجام کار است
غالب مفسران معتقدند که" رقیب" و" عتید" همان دو فرشتهاى است که در آیه قبل به عنوان" متلقیان" از آنها یاد شده است، فرشته سمت راست نامش" رقیب" و فرشته سمت چپ نامش" عتید" است، گرچه آیه مورد بحث صراحتى در این مطلب ندارد، ولى با ملاحظه مجموع آیات چنین تفسیرى بعید به نظر نمىرسد.
.. عمومیت تعبیر آیه نشان مىدهد که تمامى الفاظ و گفتار آدمى ثبت مىشود.