24-2. رحمت واسعه الهی. همه را میبخشد (زمر/53)

اگر حال بسیارى از مجرمان را در نظر بگیریم که بعد از انجام گناهان کبیره چنان ناراحت و پشیمان مىشوند که باور نمىکنند راه بازگشتى به روى آنها باز باشد و آن چنان خود را آلوده مىدانند که با هیچ آبى قابل شستشو نیستند مىپرسند آیا به راستى گناهان ما قابل بخشش است؟ آیا راهى به سوى خدا براى ما باز است؟ آیا پلى در پشت سر ما وجود دارد که ویران نشده باشد؟ مفهوم آیه را به خوبى درک مىکنیم، زیرا آنها آماده هر گونه توبهاند ولى گناه خود را قابل بخشش نمىدانند، مخصوصا اگر بارها توبه کرده باشند و شکسته باشند. این آیه به همه آنها نوید مىدهد که راه به روى همه شما باز است.
از مشکلات مهمى که بر سر راه مسائل تربیتى وجود دارد احساس گناهکارى بر اثر اعمال بد پیشین است، مخصوصا زمانى که این گناهان سنگین باشد که این فکر دائما در نظر انسان مجسم مىشود که اگر بخواهد مسیر خود را به سوى پاکى و تقوا تغییر دهد، و به راه خدا باز گردد چگونه مىتواند از مسئولیت سنگین گذشته خود را برهاند، این فکر مانند کابوسى وحشتناک بر روح او سایه مىافکند، و چه بسا او را از تغییر برنامه زندگى و گرایش به پاکى باز مىدارد به او مىگوید توبه کردن چه سود؟! زنجیر اعمال گذشتهات همچون یک طوق لعنت بر دست و پاى تو است، اصلا تو رنگ گناه پیدا کردهاى، رنگى ثابت و تغییرناپذیر! کسانى که با مسائل تربیتى و گنهکاران توبه کار سر و کار دارند آنچه را گفتیم به خوبى آزمودهاند، آنها مىدانند که این چه مشکل بزرگى است؟ در فرهنگ اسلامى که از قرآن مجید گرفته شده این مشکل حل شده، و توبه و انابه را هر گاه با شرائط همراه باشد وسیله قاطعى براى جدا شدن از گذشته، و آغاز یک زندگى جدید، و حتى" تولد ثانوى" مىداند کرارا در روایات در باره بعضى از گنهکاران مىخوانیم کمن ولدته امه:" او همانند کسى است که از مادر متولد شده"! به این ترتیب قرآن درهاى لطف الهى را به روى هر انسانى در هر شرائطى و با هر گونه بار مسئولیتى باز مىگذارد و نمونه زندهاش آیات فوق است که با انواع لطائف بیان مجرمان و گناهکاران را به سوى خدا دعوت مىکند و به آنها قول مىدهد که مىتوانند خود را از زندگى گذشته به کلى جدا کنند.
بعضى از مفسران شان نزولهایى براى آیات فوق ذکر کردهاند که احتمالا همه از قبیل" تطبیق" است، نه" شان نزول".
از جمله داستان" وحشى" است که در میدان احد بزرگترین جنایت را مرتکب شد، و عموى پیامبر ص حمزه آن افسر شجاعى که جان خود را همه جا سپر براى پیامبر ص مىساخت به طرز ناجوانمردانهاى شهید کرد، هنگامى که اسلام اوج گرفت مسلمانان در همه جا پیروز شدند وحشى مىخواست اسلام بیاورد اما مىترسید اسلامش مورد قبول واقع نشود که آیه فوق نازل گردید و او اسلام آورد، پیامبر ص از او پرسید:" عمویم حمزه را چگونه کشتى"؟ وحشى ماجرا را شرح داد پیامبر ص سخت گریه کرد، توبه او را پذیرا شد ولى به او فرمود:
غیب وجهک عنى فانى لا استطیع النظر الیک فلحق بالشام فمات فى الخمر
" در برابر چشمان من هرگز ظاهر مشو چرا که نمىتوانم به تو نگاه کنم، وحشى به سوى شام رفت و سرانجام در سرزمین خمر از دنیا رفت.
بعضى سؤال کردند آیا این آیه تنها در باره او است یا همه مسلمین را شامل
مىشود فرمود همه را شامل مىشود.
دیگر داستان مرد" نباش" است (کسى که قبرها را مىشکافت و کفن مردگان را باز مىکرد و با خود مىبرد) که فشردهاش چنین است:
" جوانى گریان خدمت پیامبر ص آمد و سخت ناراحت بود و مىگفت از خشم خدا مىترسم.
فرمود: شرک آوردهاى؟! گفت: نه.
فرمود: خون ناحق ریختهاى؟
عرض کرد: نه.
فرمود: خدا گناه تو را مىآمرزد هر قدر زیاد باشد.
عرض کرد: گناه من از آسمان و زمین و عرش و کرسى بزرگتر است.
فرمود: گناهت از خدا هم بزرگتر است؟! عرض کرد: نه خدا از همه چیز بزرگتر است.
فرمود: برو (توبه کن) که خداى عظیم گناه عظیم را مىآمرزد.
بعد فرمود: بگو ببینم گناه تو چیست؟
عرض کرد: اى رسول خدا ص از روى تو شرم دارم که بازگو کنم.
فرمود: آخر بگو ببینم چه کردهاى؟! عرض کرد: هفت سال نبش قبر مىکردم، و کفنهاى مردگان را برمىداشتم تا اینکه روزى به هنگام نبش قبر به جسد دخترى از انصار برخورد کردم، بعد از آنکه او را برهنه کردم دیو نفس در درونم به هیجان در آمد ... (سپس ماجراى تجاوز خود را شرح مىدهد).
هنگامى که سخنش به اینجا رسید پیامبر ص سخت برآشفت و ناراحت شد فرمود:
این فاسق را بیرون کنید، و رو به سوى او کرده اضافه نمود: تو چقدر به دوزخ نزدیکى؟! جوان بیرون آمد سخت گریه مىکرد، سر به بیابان گذاشت و عرض مىکرد:
اى خداى محمد ص! اگر توبه مرا مىپذیرى پیامبرت را از آن با خبر کن و اگر نه آتشى از آسمان بفرست و مرا بسوزان و از عذاب آخرت برهان، اینجا بود که پیک وحى خدا بر پیامبر نازل شد و آیه" قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا ..." را بر آن حضرت خواند"[1].
تلاوت این آیه از سوى جبرئیل در اینجا ممکن است به عنوان نخستین بار نباشد که جنبه شان نزول پیدا کند، بلکه تکرار آیهاى باشد که قبلا نازل شده براى تاکید و توجه بیشتر و اعلام قبول توبه آن مرد گنهکار.
باز تکرار مىکنیم که اینگونه اشخاص که بار سنگین از گناه را به دوش مىکشند مسئولیت سنگینترى در مقام جبران از طریق اعمال صالح خود دارند.
فخر رازى شان نزول دیگرى براى آیات فوق آورده است، نقل مىکند بعضى گفتهاند: این آیات در باره اهل مکه نازل شده، آنها مىگفتند: محمد ص چنین فکر مىکند که هر کس پرستش بت کند یا دستش به خون انسانى آغشته شود هرگز بخشوده نخواهد شد، در عین حال به ما مىگوید اسلام بیاورید، ما چگونه اسلام بیاوریم در حالى که هم بت پرستیدهایم و هم خون بىگناهان ریختهایم؟! (آیات فوق نازل شد و درهاى توبه را به روى آنان گشود)[2].
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ لَکُمْ جَمِیعاً الذُّنُوبَ قَالَ فَقُلْتُ لَیْسَ هَکَذَا نَقْرَأُ فَقَالَ یَا بَا مُحَمَّدٍ فَإِذَا غَفَرَ الذُّنُوبَ جَمِیعاً فَلِمَنْ یُعَذِّبُ وَ اللَّهِ مَا عَنَى مِنْ عِبَادِهِ غَیْرَنَا وَ غَیْرَ شِیعَتِنَا وَ مَا نَزَلَتْ إِلَّا هَکَذَا إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ لَکُمْ جَمِیعاً الذُّنُوبَ.
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ کَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ وَ الْمُقِیمُ عَلَى الذَّنْبِ وَ هُوَ مُسْتَغْفِرٌ مِنْهُ کَالْمُسْتَهْزِئِ.
ِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَ نَبِیّاً مِنْ أَنْبِیَائِهِ إِلَى قَوْمِهِ وَ أَوْحَى إِلَیْهِ أَنْ قُلْ لِقَوْمِکَ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِ قَرْیَةٍ وَ لَا نَاسٍ کَانُوا عَلَى طَاعَتِی فَأَصَابَهُمْ فِیهَا سَرَّاءُ فَتَحَوَّلُوا عَمَّا أُحِبُّ إِلَى مَا أَکْرَهُ إِلَّا تَحَوَّلْتُ لَهُمْ عَمَّا یُحِبُّونَ إِلَى مَا یَکْرَهُونَ وَ لَیْسَ مِنْ أَهْلِ قَرْیَةٍ وَ لَا أَهْلِ بَیْتٍ کَانُوا عَلَى مَعْصِیَتِی فَأَصَابَهُمْ فِیهَا ضَرَّاءُ فَتَحَوَّلُوا عَمَّا أَکْرَهُ إِلَى مَا أُحِبُّ إِلَّا تَحَوَّلْتُ لَهُمْ عَمَّا یَکْرَهُونَ إِلَى مَا یُحِبُّونَ وَ قُلْ لَهُمْ إِنَّ رَحْمَتِی سَبَقَتْ غَضَبِی فَلَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَتِی فَإِنَّهُ لَا یَتَعَاظَمُ عِنْدِی ذَنْبُ عَبْدٍ أَغْفِرُهُ وَ قُلْ لَهُمْ لَا یَتَعَرَّضُوا مُعَانِدِینَ[1] لِسَخَطِی وَ لَا یَسْتَخِفُّوا بِأَوْلِیَائِی فَإِنَّ لِی سَطَوَاتٍ عِنْدَ غَضَبِی لَا یَقُومُ لَهَا شَیْءٌ مِنْ خَلْقِی[2].
قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنْ رَجُلٍ أَضَلَّ رَاحِلَتَهُ وَ زَادَهُ[3] فِی لَیْلَةٍ ظَلْمَاءَ فَوَجَدَهَا فَاللَّهُ أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنْ ذَلِکَ الرَّجُلِ بِرَاحِلَتِهِ حِینَ وَجَدَهَا.
فی المجمع، عن أمیر المؤمنین (ع) أنه قال: ما فی القرآن آیة أوسع من: «یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ» الآیة.
در تمام کلمات این آیه لطف و مهر الهى نهفته است:
1. پیام بشارت را رسول خدا صریحاً اعلام کند. «قُلْ»
2. خداوند انسان را مخاطب قرار داده است. «یا»
3. خداوند همه را بندهى خود و لایق دریافت رحمتش دانسته است. «عِبادِیَ»
4. گناهکاران بر خود ستم کردهاند و به خدا ضررى نرساندهاند. «أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ»
5. یأس از رحمت، حرام است. «لا تَقْنَطُوا»
6. رحمت او محدود نیست. «رَحْمَةِ اللَّهِ» ( «رَحْمَةِ اللَّهِ» به جاى «رحمتى» رمز جامعیّت رحمت است، چون لفظ «اللَّهِ» جامعترین اسم اوست).
7. وعدهى رحمت قطعى است. «إِنَّ اللَّهَ»
8. کار خداوند بخشش دائمى است. «یَغْفِرُ»
9. خداوند همهى گناهان را مىبخشد. «الذُّنُوبَ»
10. خداوند بر بخشش همهى گناهان تأکید دارد. «جَمِیعاً»
11. خدا بسیار بخشنده و رحیم است. «إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»
خداوند با این همه رأفت و مهربانى اعلام مىکند که تهدیدهاى آیات قبل، براى تربیت انسانهاست نه انتقام و کینه.
ذنوبی کثیر لا أطیق احتمالها
و عفوک عن ذنبی أجل و أکبر
و قد وسعتنی رحمة منک هاهنا
و إنی بها یوم القیامة أفقر.
و قوله: «إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً تعلیل للنهی عن القنوط و إعلام بأن جمیع الذنوب قابلة للمغفرة فالمغفرة عامة لکنها تحتاج إلى سبب مخصص و لا تکون جزافا، و الذی عده القرآن سببا للمغفرة أمران: الشفاعة[1] و التوبة لکن لیس المراد فی قوله: «إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً» المغفرة الحاصلة بالشفاعة لأن الشفاعة لا تنال الشرک بنص القرآن فی آیات کثیرة و قد مر أیضا أن قوله: «إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ:» النساء:- 48 ناظر إلى الشفاعة و الآیة أعنی قوله: «إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً» موردها الشرک و سائر الذنوب.
فلا یبقى إلا أن یکون المراد المغفرة الحاصلة بالتوبة و کلامه تعالى صریح فی مغفرة الذنوب جمیعا حتى الشرک بالتوبة.