10-5.رضایت پروردگار از نعمتهای بهشت بزرگتر است (توبه/72)

تفسیر العیاشی ؛ ج2 ؛ ص96
عن ثویر عن علی بن الحسین ع قال إذا صار أهل الجنة فی الجنة و دخل ولی الله إلى جناته و مساکنه- و اتکأ کل مؤمن [منهم] على أریکته- حفته خدامه و تهدلت[1] علیه الثمار و تفجرت حوله العیون، و جرت من تحته الأنهار، و بسطت له الزرابی- و صففت له النمارق[2] و أتته الخدام- بما شاءت شهوته من قبل أن یسألهم ذلک، قال: و یخرج علیهم الحور العین من الجنان فیمکثون بذلک ما شاء الله، ثم إن الجبار یشرف علیهم فیقول لهم: أولیائی و أهل طاعتی و سکان جنتی فی جواری ألا هل أنبئکم بخیر مما أنتم فیه- فیقولون: ربنا و أی شیء خیر مما نحن فیه [نحن] فیما اشتهت أنفسنا و لذت أعیننا- من النعم فی جوار الکریم، قال: فیعود علیهم القول، فیقولون: ربنا نعم، فأتنا بخیر مما نحن فیه، فیقول لهم تبارک و تعالى: رضای عنکم و محبتی لکم خیر- و أعظم مما أنتم فیه، قال: فیقولون: نعم یا ربنا رضاک عنا و محبتک لنا- خیر لنا و أطیب لأنفسنا، ثم قرأ علی بن الحسین ع هذه الآیة «وعد الله المؤمنین و المؤمنات جنات تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها- و مساکن طیبة فی جنات عدن و رضوان من الله أکبر ذلک هو الفوز العظیم
در کتاب خصال از رسول خدا ص چنین نقل شده:
من سره ان یحیا حیاتى و یموت مماتى و یسکن جنتى التی واعدنى اللَّه ربى، جنات عدن ... فلیوال على بن ابى طالب علیه السلام و ذریته علیهم السلام من بعده
[1] ( 4)- تهدلت الثمرة: تدلت أی تعلقت و استرسلت.
[2] ( 5)- الزرابی- بتشدید الیاء- جمع الزربیة: البساط ذو الخمل. و روی عن المؤرج أنه قال فی قوله تعالى\i« و زرابی مبثوثة»\E قال زرابی النبت: إذا اصفر و احمر و فیه خضرة، و قد ازرب، فلما رأوا الألوان فی البسط و الفرش شبهوها بزرابی النبت. و النمارق:
الوسائد واحدتها النمرقة بکسر النون و فتحها.
سپس اشاره به نعمت و پاداش معنوى آنها کرده مىفرماید:" رضایت و خشنودى خدا که نصیب این مؤمنان راستین مىشود از همه برتر و بزرگتر است" (وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ).
هیچکس نمىتواند آن لذت معنوى و احساس روحانى را که به یک انسان به خاطر توجه رضایت و خشنودى خدا از او، دست مىدهد، توصیف کند....
البته ما هیچیک از نعمتهاى جهان دیگر را نمىتوانیم در این قفس دنیا و زندگانى محدودش، در فکر خود ترسیم کنیم، تا چه رسد به این نعمت بزرگ روحانى و معنوى.
البته ترسیم ضعیفى از تفاوتهاى معنوى و مادى را در این دنیا مىتوانیم در فکر خود مجسم کنیم مثلا لذتى که از دیدار یک دوست مهربان و بسیار صمیمى بعد از فراق و جدایى، به ما دست مىدهد، و یا احساس روحانى خاصى که از درک یک مسئله پیچیده علمى که ماهها یا سالها به دنبال آن بودهایم براى ما حاصل مىشود و یا جذبه روحانى نشاط انگیزى که در حالت یک عبادت خالص، و مناجات آمیخته با حضور قلب، به ما دست مىدهد، با لذت هیچ غذا و طعام و مانند آن از لذتهاى مادى قابل مقایسه نیست.
در اینجا نیز روشن مىشود که مىگویند: قرآن به هنگام شرح پاداش مؤمنان و نیکوکاران تنها روى نعمتهاى مادى تکیه کرده، و از جذبههاى معنوى در آن خبرى نیست، در اشتباهند، زیرا در جمله بالا رضایت خدا که مخصوصا با لفظ" نکره" بیان شده اشاره به گوشهاى از خشنودى خداست، از همه نعمتهاى مادى بهشت برتر شمرده شده و این نشان مىدهد که تا چه حد آن پاداش معنوى پر ارزش و گرانبهاست.
البته دلیل این برترى نیز روشن است زیرا روح در واقع به مانند" گوهر" است، و جسم همچون" صدف"،" روح" فرمانده است و" جسم" فرمانبر، تکامل روح هدف نهایى است، و تکامل جسم وسیله است، بهمین دلیل تمام شعاعهاى روح از جسم وسیعتر و دامنهدارتر مىباشد، و لذتهاى روحى نیز قابل مقایسه با لذات جسمانى نیست، همانگونه که آلام روحى بمراتب دردناکتر از آلام جسمانى است.
و در پایان آیه اشاره به تمام این نعمتهاى مادى و معنوى کرده مىگوید:
" این پیروزى بزرگى است" (ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ)
قوله تعالى: «وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ» إلى آخر الآیة، العدن مصدر بمعنى الإقامة و الاستقرار یقال: عدن بالمکان أی أقام فیه و استقر و منه المعدن للأرض التی تستقر فیه الجواهر و الفلزات المعدنیة، و على هذا فمعنى جنات عدن جنات إقامة و استقرار و خلود.
و قوله: «وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ» أی رضى الله سبحانه عنهم أکبر من ذلک کله- على ما یفیده السیاق- و قد نکر «رِضْوانٌ» إیماء إلى أنه لا یقدر بقدر و لا یحیط به وهم بشر أو لأن رضوانا ما منه و لو کان یسیرا أکبر من ذلک کله لا لأن ذلک کله مما یتفرع على رضاه تعالى و یترشح منه و إن کان کذلک فی نفسه- بل لأن حقیقة العبودیة التی یندب إلیها کتاب الله هی عبودیته تعالى حبا له:
لا طمعا فی جنة، أو خوفا من نار، و أعظم السعادة و الفوز عند المحب أن یستجلب رضى محبوبه دون أن یسعى لإرضاء نفسه.
و کأنه للإشارة إلى ذلک ختم الآیة بقوله: «ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» و تکون فی الجملة دلالة على معنى الحصر أی إن هذا الرضوان هو حقیقة کل فوز عظیم حتى الفوز العظیم بالجنة الخالدة إذ لو لا شیء من حقیقة الرضى الإلهی فی نعیم الجنة کان نقمة لا نعمة.
البرهان فی تفسیر القرآن ؛ ج5 ؛ ص719
قال أبو عبد الله (علیه السلام): «الله راض عن المؤمن فی الدنیا و الآخرة، و المؤمن و إن کان راضیا عن الله فإن فی قلبه ما فیه، لما یرى فی هذه الدنیا من التمحیص، فإذا عاین الثواب یوم القیامة رضی عن الله الحق حق الرضا، و هو قوله: و رضوا عنه، و قوله: ذلک لمن خشی ربه أی أطاع ربه».
المائدة ١١٩