10-1. استقبال و بدرقه ملائکه از کفار در لحظه مرگ -با سیلی و اردنگی!- (انفال/50)

در قرآن، بارها از سخت جان دادن کفّار، سخن به میان آمده است، از جمله در سورهى محمّد آیهى 27 و سورهى انعام آیهى 93 و در مقابل، از آسان جان دادن مؤمنان نیز سخن به میان آمده است، از جمله در آیهى 32 سورهى نحل مىخوانیم: «الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ طَیِّبِینَ یَقُولُونَ سَلامٌ عَلَیْکُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»
«یَتَوَفَّى»، به معناى گرفتن است و قرآن مىفرماید: ما کفّار را مىگیریم آنجایى که جسم انسان در دنیا مىناند، پس معلوم مىشود که روح او را مىگیرند. بنابراین، حقیقت انسان به روح اوست. تا انسان زنده است روح همراه جسم اوست و پس از مرگ، از جسم او جدا شده وباقى مىماند.
جلد 3 - صفحه 336
پیام ها1- خداوند با قهر به کفّار، پیامبر و مؤمنان را دلدارى مىدهد. وَ لَوْ تَرى ...
2- فرشتگان الهى، مؤمنان و کافران را مىشناسند. «إِذْ یَتَوَفَّى الَّذِینَ کَفَرُوا»
3- قهر اخروى خداوند به کافران، از لحظهى جان دادن آغاز مىشود. إِذْ یَتَوَفَّى ... یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ ...
4- در برزخ نیز عذاب هست. «ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِیقِ»
5- مجازاتهاى الهى، کیفر کارهاى خود انسان است، نه انتقام خداوند. ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ ...
6- ظلم به یک نفر، به منزلهى ظلم به همه است. «لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ» (کوچکترین ظلمى از جانب خداوند، ستمى بسیار بزرگ است و او منزّه از آن است.)
7- کیفرهاى الهى، براساس عدل است. «لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ»
فس، تفسیر القمی أَبِی عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عن هِشَامٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَمَّا أُسْرِیَ بِی إِلَى السَّمَاءِ رَأَیْتُ مَلَکاً مِنَ الْمَلَائِکَةِ بِیَدِهِ لَوْحٌ مِنْ نُورٍ لَا یَلْتَفِتُ یَمِیناً وَ لَا شِمَالًا مُقْبِلًا عَلَیْهِ ثَبُّهُ کَهَیْئَةِ الْحَزِینِ فَقُلْتُ مَنْ هَذَا یَا جَبْرَئِیلُ فَقَالَ هَذَا مَلَکُ الْمَوْتِ مَشْغُولٌ فِی قَبْضِ الْأَرْوَاحِ فَقُلْتُ أَدْنِنِی مِنْهُ یَا جَبْرَئِیلُ لِأُکَلِّمَهُ فَأَدْنَانِی مِنْهُ فَقُلْتُ لَهُ یَا مَلَکَ الْمَوْتِ أَ کُلُّ مَنْ مَاتَ أَوْ هُوَ مَیِّتٌ فِیمَا بَعْدُ أَنْتَ تَقْبِضُ رُوحَهُ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ وَ تَحْضُرُهُمْ بِنَفْسِکَ قَالَ نَعَمْ مَا الدُّنْیَا کُلُّهَا عِنْدِی فِیمَا سَخَّرَهَا اللَّهُ لِی وَ مَکَّنَنِی مِنْهَا إِلَّا کَدِرْهَمٍ فِی کَفِّ الرَّجُلِ یُقَلِّبُهُ کَیْفَ یَشَاءُ وَ مَا مِنْ دَارٍ فِی الدُّنْیَا إِلَّا وَ أَدْخُلُهَا فِی کُلِّ یَوْمٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ وَ أَقُولُ إِذَا بَکَى أَهْلُ الْبَیْتِ عَلَى مَیِّتِهِمْ لَا تَبْکُوا عَلَیْهِ فَإِنَّ لِی إِلَیْکُمْ عَوْدَةً وَ عَوْدَةً حَتَّى لَا یَبْقَى مِنْکُمْ أَحَدٌ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ کَفَى بِالْمَوْتِ طَامَّةً یَا جَبْرَئِیلُ فَقَالَ جَبْرَئِیلُ مَا بَعْدَ الْمَوْتِ أَطَمُ وَ أَعْظَمُ مِنَ الْمَوْتِ.[1]
متن ترجمهابو عبد الله امام صادق( علیه السلام)می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: چون مرا در سفر شبانه (معراج) به آسمان بردند، فرشته ای از فرشتگان را دیدم که لوحی از نور در دست داشت و به چپ و راست توجهی نمی کرد و خیره به آن نگاه می کرد. گفتم: ای جبرئیل! این کیست؟ گفت: این ملک الموت است و مشغول قبض ارواح است. گفتم: ای جبرئیل! مرا نزدیک وی ببر تا با او سخن بگویم. پس مرا به نزدیک وی برد. پس به وی گفتم: ای ملک الموت! آیا هر که مرده یا این که بعداً خواهد مرد، خودت آنها را قبض روح می کنی؟ گفت: آری. گفتم: شخصاً بر بالین آنها حاضر می شوی؟ گفت: بلی؛ زیرا دنیا را خداوند چنان برای من رام کرده و مرا بر آن مسلط گردانیده که گویی درهمی است در دست یک مرد که هر طور بخواهد آن را زیر و رو می کند. هیچ خانه ای در دنیا نیست که روزی پنج بار به آن جا سر نزنم و اگر دیدم ساکنان خانه بر مرده ای از خود گریه می کنند، به آنها می گویم: بر او گریه نکنید زیرا من بارها و بارها به این خانه سر خواهم زد و همه را یکی یکی با خود می برم تا هیچ کدام باقی نمانید. سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ای جبرئیل! مرگ بس مصیبت بزرگى است. جبرئیل گفت: آنچه پس از مرگ است، مصیبتى به مراتب بزرگتر از مرگ مىباشد.
[1] مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار (ط - بیروت) - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.