7-4. پیامبر هم از عذاب خدا میترسد (انعام/15)

روی أن النبی ص قال و الذی نفسی بیده ما من الناس أحد یدخل الجنة بعمله قالوا و لا أنت یا رسول الله قال و لا أنا إلا أن یتغمدنی الله برحمة منه و فضل و وضع یده على فوق رأسه و طول بها صوته
ایمان به قیامت، از عوامل بازدارنده از گناه است.
علامه مجلسى مى نویسد هنگامى که آیه و ان جهنم لموعدهم اءجمعین لها سبعة اءبواب لکل باب منهم جزء مقسوم ^(93) بر پیامبر صلى الله علیه و آله نازل گشت آن حضرت بشدت گریست و یارانش نیز بر اثر گریه آن حضرت گریستند اما کسى نمى دانست که پیامبر صلى الله علیه و آله چرا مى گرید، و جبرئیل چه چیزى را بر او نازل کرده که باعث گریه فراوان پیامبر صلى الله علیه و آله شده است و از طرفى هیچ کس یاراى سخن گفتن با آن را حضرت نداشت . یاران چون مى دانستند وقتى پیامبر صلى الله علیه و آله نگاهش به فاطمه علیهاالسلام مى افتد شاد مى گردد، یکى از اصحاب به خانه فاطمه رفت تا وى را از این ماجرا و گریه پیامبر صلى الله علیه و آله با خبر سازد، دختر رسول خدا صلى الله علیه و آله با شنیدن این خبر برآشفت و در حالى که خود را به یک چادر کهنه که دوازده جاى آن را با لیف خرما وصله کرده بود پوشانیده ، خانه را به قصد مسجد و دیدار پیامبر صلى الله علیه و آله ترک گفت . همین که سلمان فارسى چشمش به چادر فاطمه افتاد گریست و گفت واحزناه ... بر تن دختران قیصر و کسرى لباسهاى سندس و ابریشم مى باشد اما دختر پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فقط یک چادر پشمینه کهنه داشته باشد!!
هنگامى که فاطمه علیهاالسلام بر پیامبر صلى الله علیه و آله وارد شد، با دیدن آن حالت از رسول خدا صلى الله علیه و آله خواست پدر را آرام کند بدین جهت گفت : اى رسول خدا سلمان از لباسى که من دارم شگفت زده شده است و آن خدایى که تو را به پیامبرى برانگیخت پنج سال است که با على علیه السلام زندگى مى کنم و جز پوست گوسفندى که روزها علف شترمان را روى آن مى ریزیم و شبها زیرانداز ما مى باشد چیز دیگرى نداریم ، سپس فرمود: پدر جان جانم فدایت باد چه چیز تو را به گریه درآورده است ؟!
پیامبر صلى الله علیه و آله در پاسخ فاطمه علیهاالسلام آن چه را که جبرئیل بر او نازل کرده بود بر دخترش تلاوت کرد.
فاطمه علیهاالسلام از شدت ترس و وحشت با صورت بر زمین افتاد در حالى که مى فرمود: واى پس واى پس واى ، واى بر کسى که وارد دوزخ شود.
سلمان که چنین دید از وحشت گفت : اى کاش گوسفندى بودم که گوشت مرا مى خوردند و پوست مرا پاره پاره مى کردند و هرگز نامى از آتش جهنم نمى شنیدم .
ابوذر گفت : اى کاش مادرم نازا بود و مرا نمى زایید که نام آتش را بشنوم .
مقداد مى گفت : اى کاش پرنده اى بودم که بر من حساب و کتاب و عقابى نبودم و نام آتش را نمى شنیدم ، على علیه السلام نى فرمود: اى کاش مادرم مرا نمى زایید و نام آتش را نمى شنیدم ، پس دست بر سر مى گذاشت و مى گفت : واى از دورى راه و کمى توشه در سفر آخرت .الأمالی (للطوسی) ؛ النص ؛ ص337
عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) قَالَ فِی خُطْبَتِهِ: إِنَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتَابُ اللَّهِ، وَ خَیْرَ الْهَدْیِ هَدْیُ مُحَمَّدٍ، وَ شَرَّ الْأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا، وَ کُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ، وَ کُلَّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ.
وَ کَانَ إِذَا خَطَبَ قَالَ فِی خُطْبَتِهِ: أَمَّا بَعْدُ.
در برابر تطمیع و وعده هاى دیگران، از اهرم حساب قیامت استفاده کنید. (با توجّه به شأن نزول آیهى قبل که پیشنهاد کردند ما تو را بىنیاز مىکنیم، تو از تبلیغ دست بردار، پیامبر مىفرماید: من از قیامت مىترسم.)