4-6.توبه لحظه مرگ پذیرفتنی نیست -خطر تسویف توبه- (نساء/18)

مسلم است که اساس تکلیف و آزمایش پروردگار بر این گونه مشاهدهها نیست، بلکه بر ایمان به غیب و مشاهده با چشم عقل و خرد است.
بهمین دلیل در قرآن مجید مىخوانیم: هنگامى که نخستین نشانههاى عذاب دنیا بر بعضى از اقوام پیشین آشکار مىگشت باب توبه بروى آنها بسته مىشد، در سرگذشت فرعون مىخوانیم: حَتَّى إِذا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِین
از بعضى از آیات قرآن (مانند آیه 12 سوره سجده)
استفاده مىشود که گناهکاران در قیامت با مشاهده عذاب الهى از کار خود
پشیمان مىشوند ولى پشیمانى آنها سودى نخواهد داشت. چنین کسانى درست مانند
مجرمانى هستند که وقتى چشمشان به چوبه دار افتاد و طناب دار را بر گلوى خود
احساس کردند، از کار خود پشیمان مىشوند، روشن است که این پشیمانى نه
فضیلت است و نه افتخار و نه تکامل، و بهمین جهت چنان توبهاى بى اثر است.
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: مَنْ تَابَ فِی سَنَةٍ (قَبْلَ مَوْتِهِ) تَابَ اللَّهُ عَلَیْهِ، ثُمَّ قَالَ: وَ إِنَّ السَّنَةَ لَکَثِیرٌ، ثُمَّ قَالَ: مَنْ تَابَ فِی شَهْرٍ (قَبْلَ مَوْتِهِ) تَابَ اللَّهُ عَلَیْهِ، ثُمَّ قَالَ: وَ إِنَّ الشَّهْرَ لَکَثِیرٌ، ثُمَّ قَالَ: مَنْ تَابَ فِی یَوْمٍ (قَبْلَ مَوْتِهِ) تَابَ اللَّهُ عَلَیْهِ، ثُمَّ قَالَ: وَ إِنَّ یَوْماً لَکَثِیرٌ، مَنْ تَابَ (قَبْلَ مَوْتِهِ) بِسَاعَةٍ تَابَ اللَّهُ عَلَیْهِ، ثُمَّ قَالَ:
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ أَوْ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ آدَمَ ع قَالَ یَا رَبِّ سَلَّطْتَ عَلَیَّ الشَّیْطَانَ وَ أَجْرَیْتَهُ مِنِّی مَجْرَى الدَّمِ فَاجْعَلْ لِی شَیْئاً فَقَالَ یَا آدَمُ جَعَلْتُ لَکَ أَنَّ مَنْ هَمَّ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ بِسَیِّئَةٍ لَمْ تُکْتَبْ عَلَیْهِ فَإِنْ عَمِلَهَا کُتِبَتْ عَلَیْهِ سَیِّئَةٌ وَ مَنْ هَمَّ مِنْهُمْ بِحَسَنَةٍ فَإِنْ لَمْ یَعْمَلْهَا کُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةٌ فَإِنْ هُوَ عَمِلَهَا کُتِبَتْ لَهُ عَشْراً قَالَ یَا رَبِّ زِدْنِی قَالَ جَعَلْتُ لَکَ أَنَّ مَنْ عَمِلَ مِنْهُمْ سَیِّئَةً ثُمَّ اسْتَغْفَرَ لَهُ غَفَرْتُ لَهُ قَالَ یَا رَبِّ زِدْنِی قَالَ جَعَلْتُ لَهُمُ التَّوْبَةَ أَوْ قَالَ بَسَطْتُ لَهُمُ التَّوْبَةَ حَتَّى تَبْلُغَ النَّفْسُ هَذِهِ قَالَ یَا رَبِّ حَسْبِی.
4َ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنْ رَجُلٍ أَضَلَّ رَاحِلَتَهُ وَ زَادَهُ[1] فِی لَیْلَةٍ ظَلْمَاءَ فَوَجَدَهَا فَاللَّهُ أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنْ ذَلِکَ الرَّجُلِ بِرَاحِلَتِهِ حِینَ وَجَدَهَا.
َ سُئِلَ الصَّادِقُ ع- عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ وَ لَیْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّی تُبْتُ الْآنَ قَالَ ذَاکَ إِذَا عَایَنَ أَمْرَ الْآخِرَةِ.
وَ قَالَ ع لِرَجُلٍ سَأَلَهُ أَنْ یَعِظَهُ لَا تَکُنْ مِمَّنْ یَرْجُو الْآخِرَةَ بِغَیْرِ عَمَلٍ وَ [یَرْجُو] یُرَجِّی التَّوْبَةَ بِطُولِ الْأَمَلِ
ِ أَنَّ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ ع کَانَ یَدْعُو بِهَذَا الدُّعَاءِ فِی کُلِّ یَوْمٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ- اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا شَهْرُ رَمَضَانَ وَ هَذَا شَهْرُ الصِّیَامِ وَ هَذَا شَهْرُ الْإِنَابَةِ وَ هَذَا شَهْرُ التَّوْبَةِ وَ هَذَا شَهْرُ الْمَغْفِرَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ هَذَا شَهْرُ الْعِتْقِ مِنَ النَّارِ وَ الْفَوْزِ بِالْجَنَّةِ
بحث توبه که میشود در ذهن خیلیها این است. میگویند: راه مستقیم این است. این راه مستقیم است. حالا ما جوانیم! گیر نده بگذار کیفهایمان را بکنیم یک خرده هم کج شدیم طوری نیست. برو دنبال صفا، کارهایت را که کردی، آخر عمرت که شد بعد هان... توبه کن. این تکهی آخر را آدم خوبی باش. میگوید راه مستقیم این است. فعلاً من کج میشوم. پیر که شدم برمیگردم توبه میکنم. این مثلث دو سه تا اشکال هندسی دارد. یکی اینکه آدمی که کج میشود دیگر بالا نمیرود از این طرف میآید.
2- آدم خط را میداند آخرش اینجاست. دو سانت مانده برمیگرده، عمر شما نمیدانیم آخرش چه موقع است. شما یک نامه به من بده که شما هفتاد سال عمر داری، من هم زیرش مینویسم آقا 65 سال برو خوش باش. آدم قبرستان که میرود عکس جوان بیش از عکس پیرهاست. قبرستان که آدم میرود زنها سر قبر شوهرها نشستند. یعنی زنها بیشتر عمر میکنند. شما وقتی کج میشوی بالا که نمیروی، پایین میآیی. این یک مورد. 2- آخر خط ما معلوم است، برمیگردیم. آخر عمر ما معلوم نیست که برگردیم یک وقت فکر میکنی شما هفتاد سال عمرت است، هفتهی آخر عمرمان بود. ماه آخر بود، سال آخر بود. نقل شده به امام صادق(ع) گفتند: بعضی مردهها چشمشان باز است، بعضی بسته است. چرا؟ امام فرمود: آن کسی که باز است فرصت نکرده ببندد. آن کسی که بسته، به ما گفتند: هر نمازی که میخوانی فرض کن نماز آخر توست. چه میدانیم؟ در قرآن 14 مرتبه کلمهی «بَغْتَةً» آمده است. یعنی ناگهانی! ما نمیدانیم که چطوری است.
1- و تقیید قوله: یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ بقوله: حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ المفید لاستمرار الفعل إما لأن المساهلة فی المبادرة إلى التوبة و تسویفها فی نفسه معصیة مستمرة متکررة، أو لأنه بمنزلة المداومة على الفعل، أو لأن المساهلة فی أمر التوبة لا تخلو غالبا عن تکرر معاص مجانسة للمعصیة الصادرة أو مشابهة لها.
2- فهذه توبة لا تقبل من صاحبها لأن الیأس من الحیاة الدنیا و هول المطلع هما اللذان أجبراه على أن یندم على فعله و یعزم على الرجوع إلى ربه و لات حین رجوع حیث لا حیاة دنیویة و لا خیرة عملیة.