3-4.توهم کوتاه بودن عذاب الهی (آل عمران/24)

#تفسیر نور:
در قرآن، بارها شعارهاى پوچ وخیالهاى باطل یهود نقل شده است. آنها مىگفتند: ما نژاد برتر و محبوب خداییم و در قیامت جز آن چهل روزى که اجداد ما گوسالهپرست بودند، عذابى به ما نخواهد رسید. و همین خیالها سبب غرور و انحراف آنها شد. اسرائیلِ امروز نیز برترى نژادى خود را باور داشته، براى رسیدن به آن، از هیچ ظلمى خوددارى نمىکند.
سوال:
پاسخ استاد: خیر در جهنمِ قیامت دیگر [برگشتی نیست]، اما در مواقف بله. در برزخ بله، نار برزخی بله، نار مواقفی بله. اما نار قیامت (جهنم) برای تطهیر است اما به این عنوان که تازیانه خدا برای راندن مردم به بهشت است، - تا نرسیدن به نار جهنم- این را قرار داده است تا مردم از ترس این به سمت بهشت حرکت کنند. اما اگر کسی به نار جهنم وارد شد، بعد از مواقف دیگر آن نار جای خلود است. اما در مواقف چه؟ آیا از نار مواقف نجات پیدا میکند؟ بله به دلیل اینکه آن هنوز نار جهنم نیست.
سوال:
پاسخ استاد: بله آنها متعلق به مواقف است بعضی هم مربوط به برزخ است. یعنی نار جهنم یک مرتبهای در برزخ محقق میشود، بله، یک مراتب آن هم در مواقف قیامت محقق میشود، اما آن کسی که به نار جهنمی که مطلق است وارد میشود [بازگشتی نیست]. زیرا آن بعد از مواقف بوده و همه حسابها رسیدگی شده است، دیگر جایی برای او برای برگشت نمانده است. آن کسی را که میگویند از جهنم به بهشت خواهند برد، عتقاء النار حساب میشوند و بر پیشانی آنها زده شده آزاد شده از آتش هستند، یعنی هنوز در مواقف بودهاند که جای آزاد شدن و رها شدن هنوز وجود دارد
#نکته از استاد عابدینی: ضعیف شدن عمل سوء بعد از مرگ
نظام شقاوت در انسان، در عالم دنیا، دائماً امداد میشود، شقاوت عن اعمال سیئهای را که انجام میدهند امداد میکنند. وقتی انسان پایش از دنیا بریده میشود دیگر امداد شقاوت نیست، وقتی که شقاوت امداد نمیشود [سیئه ای وجود ندارد] مگر از کسی که ذاتش عنود شده باشد. او دیگر از درون ذاتش، عناد و شقاوت میجوشد. اگر کسی ذاتش عناد نداشته باشد، در نظام برزخ و بعد از برزخ، امداد در عمل ناصالح نمیشود. چون اساس نظام وجود بر صحت و سلامت و فطرت است و این شخص هم امداد نمیشود، این شخص عمل ناصالح جدید برایش ایجاد نمیشود. همان که هست دائماً رو به ضعف میرود تا به جایی میرسد که ذرهای ایمان در وجودش باشد، غلبه بر همه میکند.
عمل صالح، مطابق وجود انسان است، لذا ریشه دار است، لذا در آنجا امداد بیرونی نمیخواهد، چون از درون میجوشد، مطابق فطرت است. لذا روایتی می فرماید که کسی ذرهای ایمان در وجودش باشد، بالأخره نجات پیدا میکند به همین معنا است. یعنی این [سیئات] دائماً ضعیف میشود، ضعیف میشود ولی در مقابل آن [ایمان] باقی میماند و بقاء دارد. همان یک ذره، بقاء به ابدیت پیدا کرده. انقدر آن [سیئات] ضعیف میشود که این یک ذره [ایمان] ترازویش بر او غلبه میکند، محض ایمان می شود منتهی در این رتبه. تا وقتی که آن [سیئات] باشند، این محض ایمان، بروز و ظهور ندارد چون ذره ای در مقابل آنها است، ضعیف است و آنها غلبه دارند، لذا باید آنها با سختیها، فشارها، ضعیف شوند، ضعیف شوند. همانطوری که در روایات متعدد خواندیم که همۀ اینها برای این است که تطهیر کنند. در دوران برزخ، در دوران مواقف قیامت، تا این نظام به مرتبۀ محض ایمان برسد.
#روایت
نفی امام رضا ع از این ادعا مطرح شده توسط برادرشان
عیون أخبار الرضا علیه السلام ؛ ج2 ؛ ص232
َ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ مُوسَى بْنِ عَلِیٍّ الْوَشَّاءُ الْبَغْدَادِیُّ قَالَ: کُنْتُ بِخُرَاسَانَ مَعَ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع فِی مَجْلِسِهِ وَ زَیْدُ بْنُ مُوسَى حَاضِرٌ قَدْ أَقْبَلَ عَلَى جَمَاعَةٍ فِی الْمَجْلِسِ یَفْتَخِرُ عَلَیْهِمْ وَ یَقُولُ نَحْنُ وَ نَحْنُ وَ أَبُو الْحَسَنِ ع مُقْبِلٌ عَلَى قَوْمٍ یُحَدِّثُهُمْ فَسَمِعَ مَقَالَةَ زَیْدٍ فَالْتَفَتَ إِلَیْهِ فَقَالَ یَا زَیْدُ أَ غَرَّکَ قَوْلُ نَاقِلِی الْکُوفَةِ إِنَّ فَاطِمَةَ ع أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَحَرَّمَ اللَّهُ ذُرِّیَّتَهَا عَلَى النَّارِ فَوَ اللَّهِ مَا ذَاکَ إِلَّا لِلْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ وُلْدِ بَطْنِهَا خَاصَّةً فَأَمَّا أَنْ یَکُونَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع یُطِیعُ اللَّهَ وَ یَصُومُ نَهَارَهُ وَ یَقُومُ لَیْلَهُ وَ تَعْصِیهِ أَنْتَ ثُمَّ تَجِیئَانِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ سَوَاءً لَأَنْتَ أَعَزُّ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلّ مِنْهُ إِنَّ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ ع کَانَ یَقُولُ لِمُحْسِنِنَا کِفْلَانِ مِنَ الْأَجْرِ وَ لِمُسِیئِنَا ضِعْفَانِ مِنَ الْعَذَابِ قَالَ الْحَسَنُ الْوَشَّاءُ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَیَّ فَقَالَ لِی یَا حَسَنُ کَیْفَ تَقْرَءُونَ هَذِهِ الْآیَةَ قَالَ یَا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمِلَ غَیْرَ صَالِحٍ[1] فَقُلْتُ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقْرَأُ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِحٍ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقْرَأُ إِنَّهُ عَمِلَ غَیْرَ صَالِحٍ فَمَنْ قَرَأَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِحٍ فَقَدْ نَفَاهُ عَنْ أَبِیهِ فَقَالَ ع کَلَّا لَقَدْ کَانَ ابْنَهُ وَ لَکِنْ لَمَّا عَصَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ نَفَاهُ عَنْ أَبِیهِ کَذَا مَنْ کَانَ مِنَّا لَمْ یُطِعِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَیْسَ مِنَّا وَ أَنْتَ إِذَا أَطَعْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَنْتَ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ.[2]
فَوَیْلٌ لِلَّذینَ یَکْتُبُونَ الْکِتابَ بِأَیْدیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلیلاً فَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا کَتَبَتْ أَیْدیهِمْ وَ وَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا یَکْسِبُونَ (79) وَ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَیَّاماً مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْداً فَلَنْ یُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ (80) بَلى مَنْ کَسَبَ سَیِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطیئَتُهُ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ (81) وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فیها خالِدُونَ (82) بقره
نکته: در این آیات به صورت کامل به این بحث پرداخته شده است.
ظاهرا اساس این حرف چیزی دیگری بوده است که به انحراف کشیده شده است. اینکه مومن در نهایت نجات پیدا می کند. اما یهود آن را به این پنداشت که اگر از قوم یهود باشی حتما وارد بهشت می شوی. و از این به عنوان جواز بر گناه استفاده کرد. در حالی که این گزاره نشان دهنده عظمت ایمان است، نه جواز بر گناه. زیرا گناه انسان را کم کم از دایره ایمان خارج می کند. و معلوم نیست که کدام گناه است که انسان را از دایره ایمان بیرون می برد.
# المیزان
إحاطة الخطیئة توجب أن یکون الإنسان المحاط مقطوع الطریق إلى النجاة کان الهدایة لإحاطة الخطیئة به لا تجد إلیه سبیلا فهو من أصحاب النار مخلدا فیها و لو کان فی قلبه شیء من الإیمان بالفعل، أو کان معه بعض ما لا یدفع الحق من الأخلاق و الملکات، کالإنصاف و الخضوع للحق، أو ما یشابههما لکانت الهدایة و السعادة ممکنتی النفوذ إلیه، فإحاطة الخطیئة لا تتحقق إلا بالشرک الذی قال تعالى فیه: «إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ»: النساء- 48،
وَ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدینارٍ لا یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ إِلاَّ ما دُمْتَ عَلَیْهِ قائِماً ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَیْسَ عَلَیْنا فِی الْأُمِّیِّینَ سَبیلٌ وَ یَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ (75) آل عمران
در همین سوره به دیگر افترائات یهود به خداوند اشاره می کنند. همین دروغ هایشان باعث شد که خیانت در امانت کنند.
امروزه هم برخی با همین افکار به خیانت در امانات دیگران می کنند.
وَ قالَتِ الْیَهُودُ وَ النَّصارى نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ یُعَذِّبُکُمْ بِذُنُوبِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشاءُ وَ یُعَذِّبُ مَنْ یَشاءُ وَ لِلَّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُما وَ إِلَیْهِ الْمَصیرُ (18) مائده
وَ قالُوا لَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ کانَ هُوداً أَوْ نَصارى تِلْکَ أَمانِیُّهُمْ قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ (111) بقره
لَیْسَ بِأَمانِیِّکُمْ وَ لا أَمانِیِّ أَهْلِ الْکِتابِ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً یُجْزَ بِهِ وَ لا یَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِیًّا وَ لا نَصیراً (123) نساء
عیون أخبار الرضا علیه السلام ؛ ج2 ؛ ص234: قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع یُحَدِّثُ عَنْ أَبِیهِ أَنَّ إِسْمَاعِیلَ قَالَ لِلصَّادِقِ ع یَا أَبَتَاهْ مَا تَقُولُ فِی الْمُذْنِبِ مِنَّا وَ مِنْ غَیْرِنَا فَقَالَ ع لَیْسَ بِأَمانِیِّکُمْ وَ لا أَمانِیِّ أَهْلِ الْکِتابِ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً یُجْزَ بِهِ[1].
نکته: این یک قاعده است. هرکسی باید نتیجه عملش را بچشد.
[1] ( 1). النساء. الآیة 123.