3-3. محاسبه الهی حتی نسبت به آنچه در دل میگذرد (بقره/284)

مطلب بسیار مهمی ست. اصل ایمان و کفر که مطلبی ست قلبی چه انسان آن را کتمان کند چه اظهار کند با توجه به آن مومن یا کافر میشود
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ یَحْشُرُ النَّاسَ عَلَى نِیَّاتِهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ.
#روایت، وسائل: علت خلود در بهشت یا جهنم همین نیت قلبی است
عَنْ أَبِی هَاشِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ النَّارِ فِی النَّارِ لِأَنَّ نِیَّاتِهِمْ کَانَتْ فِی الدُّنْیَا أَنْ لَوْ خُلِّدُوا فِیهَا أَنْ یَعْصُوا اللَّهَ أَبَداً وَ إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ الْجَنَّةِ فِی الْجَنَّةِ- لِأَنَّ نِیَّاتِهِمْ کَانَتْ فِی الدُّنْیَا أَنْ لَوْ بَقُوا فِیهَا أَنْ یُطِیعُوا اللَّهَ أَبَداً فَبِالنِّیَّاتِ خُلِّدَ هَؤُلَاءِ وَ هَؤُلَاءِ ثُمَّ تَلَا قَوْلَهُ تَعَالَى قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلى شاکِلَتِهِ «6»- قَالَ عَلَى نِیَّتِهِ.
مطلب مراقبه ی قلب مطلب مهمی ست که گویا به کلی حتی از ذهن مومنین هم خارج شده است. انسان همان مقدار که مراقب اعمالی که از اعضای جوارحی او سر میزند به همان میزان بلکه بیشتر باید مراقب اعمال جوانحی خود باشد چرا که مبدا و منشاء اعمال جوارحی، همین افکار و اعمال جوانحی و قلبی ست. انسان باید بداند در قبال رفتار قلب خود مورد مواخذه است. منظور خطورات نیست که البته علمای اخلاق در مورد خطورات هم حرف دارند ولی اینجا منظور مواردی ست که خطوری به قلب میرسد، آن را فهم میکند و استقرار و ثبوتی برای آن شکل میگیرد ، گاهی منجر به عمل میشود، گاهی فقط منجر به عزم میشود و مثلا بعد متوجه میشود امکان انجام عمل را ندارد و گاهی منجر به هیچ عملی نمیشود و اصلا آن عنوان فقط برای قلب تعریف شده است مثلا رضایت یا عدم رضایت.
#روایت ، نهج البلاغه، رضایت:
وَ قَالَ ع الرَّاضِی بِفِعْلِ قَوْمٍ کَالدَّاخِلِ فِیهِ مَعَهُمْ وَ عَلَى کُلِّ دَاخِلٍ فِی بَاطِلٍ إِثْمَانِ إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ وَ إِثْمُ [الرِّضَا] الرِّضَى بِه
ترجمه ی فیض الاسلام:کسیکه بکار گروهى خوشنود باشد مانند آنست که با ایشان در آن کار همراه بوده (چون رضا بکار زشت مستلزم دوست داشتن آنست و آن از صفات رذیله و گناه و مستحقّ کیفر مىباشد) و (امتیاز بین کننده کار و راضى بآن اینست که) بر هر کننده کار باطل و نادرست دو گناه است (یکى) گناه بجا آوردن آن، و (دیگرى) گناه رضا و خوشنودى بآن (که در نیّت و دل است).
#روایت، زیارت اربعین :
…َ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِکَ فَرَضِیَتْ بِه
این اعمال قلبی میتوانند البته جنبه ی مثبت هم داشته باشند، مثلا همین رضایت اگه رضایت به قضای الهی باشد
#روایت، امام سجاد علیه السلام:
- راضی بودن به قضای ناخوشایند (خدا)، از بالاترین درجات یقین است. التمحیص/ 60/131
نمونه ی دیگر از آن چه در سینه است و مورد مواخذه قرار میگیرد:
مرحله ی اول امر به معروف و نهی از منکر که از مهم ترین واجبات الهی ست. یعنی تنفر قلبی.
انسان باید مراقب قلبش باشد. حتی مواردی هم که گفته شده تا مادامی که به عمل دست زده حساب نمیشود. مثلا حسد گفته شده است تا مادامی که در قلب است چیزی بر فرد نوشته نمیشود )وُضِعَ عَنْ أُمَّتِی تِسْعُ خِصَالٍ …وَ الْحَسَدُ مَا لَمْ یُظْهِرْ بِلِسَانٍ أَوْ یَدٍ(.ولی در کتاب چهل حدیث امام آمده است بـدان کـه در بـعـضـى از احـادیـث شـریـفـه وارد شـده کـه رسول اکرم ، صلى االله علیـه و آلـه ،
فرمود که برداشته شده است از امت من نه چیز، و از جمله آنها حسد است در صـورتى کـه ظـاهر
نشود به دست یا زبان .(194 (البته امـثـال ایـن حدیث شریف نباید مانع شـود از جـدیت در قلـع
این شجره خبیثه از نفس پاک کردن روح را از این آتش ایمان سوز و آفت دین برانداز. زیرا که کم
اتفاق مى افتد که این ماده فساد قدم به نفس بگذارد و در نفس تولید فسادهاى گوناگون نکند و بـه
هیچ نحو از او اثـرى ظـاهر نگردد و ایمان انسان محفوظ بماند. با اینکه در احادیث صـحیحه وارد
شده که این صفت ایمان را مى خورد و آفت ایمـان اسـت.(پایان متن امام)
و ممکن است برای فرد گناهی نوشته نشود ولیکن آثار تکوینی دارد در روایت دارد: ِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیَنْوِی الذَّنْبَ فَیُحْرَمُ رِزْقَهُ.
و من کلام له ع لما أظفره الله بأصحاب الجمل
وَ قَدْ قَالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ وَدِدْتُ أَنَّ أَخِی فُلَاناً کَانَ شَاهِدَنَا لِیَرَى مَا نَصَرَکَ اللَّهُ بِهِ عَلَى أَعْدَائِکَ فَقَالَ لَهُ ع [عَلِیٌّ ع] أَ هَوَىإ أَخِیکَ مَعَنَا فَقَالَ نَعَمْ قَالَ فَقَدْ شَهِدَنَا وَ لَقَدْ شَهِدَنَا فِی عَسْکَرِنَا هَذَا [قَوْمٌ] أَقْوَامٌ فِی أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ النِّسَاءِ سَیَرْعَفُ بِهِمُ الزَّمَانُإ وَ یَقْوَى بِهِمُ الْإِیمَان
#تفسیر نور:
علامه طباطبائى در تفسیر المیزان مىفرماید: حالات قلبى انسان دو نوع است: گاهى خطور است که بدون اختیار چیزى به ذهن مىآید و انسان هیچگونه تصمیمى بر آن نمىگیرد که آن خطور گناه نیست، چون به دست ما نیست. امّا آن حالات روحى که سرچشمهى اعمال بد انسان مىشود و در عمق روان ما پایگاه دارد، مورد مؤاخذه قرار مىگیرد.
...
انسان، در برابر روحیّات، حالات و انگیزههایش مسئول است و این مطلب مکرّر در قرآن آمده است. از آن جمله:
* «یؤاخذکم بماکسبت قلوبکم» [773] خداوند شما را به آنچه دلهاى شما کسب نموده است مؤاخذه مىکند.
* «فانّه اثم قلبه» [774] براستى که کتمان کننده، دل او گناهکار است.
* «انّالسّمع و البصر والفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسئولاً» [775] همانا گوش و چشم و دل، هر کدام مورد سؤال هستند.
* «انّ الّذین یحبّون ان تشیع الفاحشة فى الّذین امنوا لهم عذابٌ ألیمٌ فى الدّنیا والأخرة»
حضرت على علیه السلام مىفرمایند: مردم بر اساس افکار ونیّات خود مجازات مىشوند.