30-4. تکرار عمل باعث آسان شدن اعمال است. گرچه حسنات ذاتا آسان و سیئات ذاتا سخت است (لیل/ 7 و 10)


.... نمونه
شان نزول سوره" اللیل"
مفسران براى کل این سوره شان نزولى از ابن عباس نقل کردهاند که ما مطابق آنچه مرحوم" طبرسى" در" مجمع البیان" آورده است روایت را مىآوریم:
" مردى در میان مسلمانان بود که شاخه یکى از درختان خرماى او بالاى خانه مرد فقیر عیالمندى قرار گرفته بود، صاحب نخل هنگامى که بالاى درخت مىرفت تا خرماها را بچیند، گاهى چند دانه خرما در خانه مرد فقیر مىافتاد، و کودکانش آن را برمىداشتند، آن مرد از نخل فرود مىآمد و خرما را از دستشان مىگرفت (و آن قدر بخیل و سنگدل بود که) اگر خرما را در دهان یکى از آنها مىدید انگشتش را در داخل دهان او مىکرد تا خرما را بیرون آورد!.
مرد فقیر به پیامبر ص شکایت آورد پیغمبر ص فرمود: برو تا به کارت رسیدگى کنم. سپس صاحب نخل را ملاقات کرد و فرمود: این درختى که شاخههایش بالاى خانه فلان کس آمده است به من مىدهى تا در مقابل آن نخلى در بهشت از آن تو باشد، مرد گفت: من درختان نخل بسیارى دارم، و خرماى هیچکدام به خوبى این درخت نیست (و حاضر به چنین معاملهاى نیستم).
کسى از یاران پیامبر ص این سخن را شنید، عرض کرد: اى رسول خدا! اگر من بروم و این درخت را از این مرد خریدارى و واگذار کنم، شما همان چیزى را که به او مىدادید به من عطا خواهى کرد؟ فرمود: آرى.
آن مرد رفت و صاحب نخل را دید و با او گفتگو کرد، صاحب نخل گفت:
آیا مىدانى که محمد حاضر شد درخت نخلى در بهشت در مقابل این به من بدهد (و من نپذیرفتم) و گفتم من از خرماى این بسیار لذت مىبرم و نخل فراوان دارم و هیچکدام خرمایش به این خوبى نیست.
خریدار گفت: آیا مىخواهى آن را بفروشى یا نه؟ گفت: نمىفروشم مگر آنکه مبلغى را که گمان نمىکنم کسى بدهد به من بدهى گفت چه مبلغ؟
گفت چهل نخل.
خریدار تعجب کرد و گفت عجب بهاى سنگینى براى نخلى که کج شده مطالبه مىکنى، چهل نخل! سپس بعد از کمى سکوت گفت: بسیار خوب، چهل نخل به تو مىدهم.
فروشنده (طمعکار) گفت اگر راست مىگویى چند نفر را به عنوان شهود بطلب! اتفاقا گروهى از آنجا مىگذشتند آنها را صدا زد، و بر این معامله شاهد گرفت.
سپس خدمت پیامبر ص آمد و عرض کرد اى رسول خدا! نخل به ملک من در آمد و تقدیم (محضر مبارکتان) مىکنم.
رسول خدا ص به سراغ خانواده فقیر رفت و به صاحب خانه گفت این نخل از آن تو و فرزندان تو است.
اینجا بود که سوره و اللیل نازل شد (و گفتنیها را در باره بخیلان و سخاوتمندان گفت).
در بعضى از روایات آمده که مرد خریدار شخصى بنام" ابو الدحداح" بود «1».
جمله" فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرى" ممکن است اشاره به توفیق الهى، و آسان کردن امر طاعت بر چنین اشخاص بوده باشد، و یا گشودن راه بهشت به روى آنها و استقبال ملائکه و فرشتگان با تحیت و سلام از آنان، و یا همه اینها!.
مسلم است آنها که راه انفاق و تقوى پیش مىگیرند، و به پاداشهاى بزرگ الهى مؤمن و دلگرمند، مشکلات براى آنها آسان مىشود، و در دنیا و آخرت از آرامش خاصى برخوردارند.
از همه اینها گذشته، ممکن است انفاقهاى مالى در ابتدا بر طبع انسان شاق و مشکل باشد، ولى با تکرار و ادامه راه چنان بر او آسان مىشود که از آن لذت مىبرد.
چه بسیارند افراد سخاوتمندى که از حضور میهمان بر سر سفره خود شاد و به عکس اگر یک روز میهمانى براى آنها نرسد ناراحتند، و این نیز نوعى آسان کردن مشکلات براى آنها است.
از این نکته نیز نباید غفلت کرد که اصولا ایمان به معاد و پاداشهاى عظیم الهى تحمل انواع مشکلات را براى انسان سهل و آسان مىکند، نه تنها" مال" که" جان" خود را نیز در طبق اخلاص مىگذارد و به عشق شهادت در میدان جهاد شرکت مىکند، و از این ایثارگرى خود لذت مىبرد.
تعبیر" فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرى" که در واقع دو تعبیر ظاهر متضاد است (ما راه آنها را به سوى مشکلات آسان مىسازیم) نقطه مقابل" فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرى" است به این ترتیب که خداوند گروه اول را مشمول توفیقات خود قرار مىدهد، و پیمودن راه اطاعت و انفاق را بر آنها آسان مىسازد، تا از مشکلات در زندگى رهایى یابند، ولى گروه دوم توفیقاتشان سلب شده پیمودن راه براى آنها مشکل مىشود، و در دنیا و آخرت مواجه با سختیها خواهند بود، و اصولا براى این بخیلان بى ایمان انجام اعمال نیک و مخصوصا انفاق در راه خدا کار سخت و دشوار است، در حالى که براى گروه اول نشاطآور و روحافزا است «1».
به این ترتیب قرآن در این آیات از دو گروه سخن مىگوید: گروهى مؤمن و با تقوى و سخاوتمند، و گروهى بى ایمان و بى تقوى و بخیل که نمونه هر دو گروه در شان نزول به طور وضوح منعکس شده است.
گروه اول با استفاده از توفیقات الهى مسیر خود را با سهولت پیموده و به سوى بهشت و نعمتهاى آن روان مىشوند، در حالى که گروه دوم در زندگى با انبوه مشکلات روبرو هستند، اموال سرشارى را جمع مىکنند و مىگذارند و مىروند و جز حسرت و اندوه و وبال و مجازات الهى بهرهاى عائدشان نمىشود و متاعى نمىخرند.
.... نور الثقلین
فی الکافی على بن إبراهیم عن أبیه عن ابن أبى عمیر عن مهران بن محمد عن سعدان بن طریف عن أبى جعفر علیه السلام فی قول الله عز و جل «فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى» بان الله عز و جل یعطى بالواحد عشرة الى مأة ألف فما زاد «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرى» قال: لا یرید شیئا من الخیر الا یسره الله له «وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى» قال بخل بما آتاه الله عز و جل «وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنى» بان الله یعطى بالواحد عشرة الى مأة الف فما زاد «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرى» قال: لا یرید شیئا من الشر الا یسره له «وَ ما یُغْنِی عَنْهُ مالُهُ إِذا تَرَدَّى» قال أما و الله ما هو تردى فی بئر و لا من جبل و لا من حائط و لکن تردى فی نار جهنم.
... ایات مرتبط
«و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب».
مَنْ کانَ یُریدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمیعاً إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ وَ الَّذینَ یَمْکُرُونَ السَّیِّئاتِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ وَ مَکْرُ أُولئِکَ هُوَ یَبُورُ (10)
وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنینَ (69)
الَّذینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزیزٌ (40)
... روایت
حضرت فاطمهزهراسلامالله علیها:
مَنْ أصعَدَ اِلَی اللهِ خالِصَ عبادَتِة أَهبَطَ اللهُ اِلَیهِ
أفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.
کسی که عبادت خود را برای خدا خالصانه و بیشائبه کند خداوند
(نیز) بهترین مصلحتش را نصیب او مینماید. (بحار، ج 70، ص 249)
وارد شده است: من کان لله کان الله له
امام علی ع: «مَنْ أَصْلَحَ سَرِیرَتَهُ أَصْلَحَ اللَّهُ عَلَانِیَتَهُ وَ مَنْ أَصْلَحَ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَصْلَحَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ»؛
...نکته
1-هر عملی سبب ساخته شدن شخصیت انسان می شود(به اندازه عمل). وقتی که شخصیت ساخته شد -چون تاثیر شخصیت در عمل انسان با توجه به آیه شریفه(قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلى شاکِلَتِهِ فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى سَبیلاً (84)) بسیار زیاد است- عمل بعدی با کمک شخصیت ساخته شده و با سهولت بیشتری انجام می شود
تمثیل: عقاب هنگام پریدن حتی پر هم می ریزد ولی در اوج از بال زدن هم بی نیاز می شود.(جمله ای بود که روی برگه امتحانی پیش دانشگاهیمون نوشته شده بود!)
.... المیزان
فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرى" کلمه" تیسیر" به معناى تهیه کردن و آماده نمودن است، و کلمه" یسرى" به معناى خصلتى است که در آن آسانى باشد و هیچ دشوارى نداشته باشد، و اگر تهیه کردن را توصیف کرد به آسانى، در حقیقت نوعى مجاز گویى شده، پس منظور از آن این است که توفیق اعمال صالحه را به او بدهد، و انجام اینگونه اعمال را برایش آسان سازد، به طورى که هیچ گونه دشوارى در آن نباشد، و یا منظور این است که او را آماده حیاتى سعید کند، حیاتى نزد پروردگارش، حیاتى بهشتى، و به این نحو آمادهاش کند که توفیق اعمال صالحى را به او بدهد. و وجه دوم، هم به ذهن نزدیکتر است و هم انطباقش با وعدههایى که از قرآن معهود ما است منطبقتر.
و مراد از" تیسیر للعسرى" خذلان و ندادن توفیق اعمال صالح است، به این گونه که اعمال صالح را در نظرش سنگین کند، و سینهاش را براى ایمان به خدا گشاده نسازد، و یا او را آماده عذاب کند.