نور در حرم نور

تفسیر قران در محضر حضرت معصومه سلام الله علیها

نور در حرم نور

تفسیر قران در محضر حضرت معصومه سلام الله علیها

کلمات کلیدی

آخرین نظرات

92:792:10
۹۶/۰۴/۰۲ موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین صفاریان

j30

نظرات  (۱۱)

.... المیزان

فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرى‏" کلمه" تیسیر" به معناى تهیه کردن و آماده نمودن است، و کلمه" یسرى" به معناى خصلتى است که در آن آسانى باشد و هیچ دشوارى نداشته باشد، و اگر تهیه کردن را توصیف کرد به آسانى، در حقیقت نوعى مجاز گویى شده، پس منظور از آن این است که توفیق اعمال صالحه را به او بدهد، و انجام اینگونه اعمال را برایش آسان سازد، به طورى که هیچ گونه دشوارى در آن نباشد، و یا منظور این است که او را آماده حیاتى سعید کند، حیاتى نزد پروردگارش، حیاتى بهشتى، و به این نحو آماده‏اش کند که توفیق اعمال صالحى را به او بدهد. و وجه دوم، هم به ذهن نزدیک‏تر است و هم انطباقش با وعده‏هایى که از قرآن معهود ما است منطبق‏تر.                       

و مراد از" تیسیر للعسرى" خذلان و ندادن توفیق اعمال صالح است، به این گونه که اعمال صالح را در نظرش سنگین کند، و سینه‏اش را براى ایمان به خدا گشاده نسازد، و یا او را آماده عذاب کند.

.... نمونه

شان نزول سوره" اللیل"

مفسران براى کل این سوره شان نزولى از ابن عباس نقل کرده‏اند که ما مطابق آنچه مرحوم" طبرسى" در" مجمع البیان" آورده است روایت را مى‏آوریم:

" مردى در میان مسلمانان بود که شاخه یکى از درختان خرماى او بالاى خانه مرد فقیر عیالمندى قرار گرفته بود، صاحب نخل هنگامى که بالاى درخت مى‏رفت تا خرماها را بچیند، گاهى چند دانه خرما در خانه مرد فقیر مى‏افتاد، و کودکانش آن را برمى‏داشتند، آن مرد از نخل فرود مى‏آمد و خرما را از دستشان مى‏گرفت (و آن قدر بخیل و سنگدل بود که) اگر خرما را در دهان یکى از آنها مى‏دید انگشتش را در داخل دهان او مى‏کرد تا خرما را بیرون آورد!.

مرد فقیر به پیامبر ص شکایت آورد پیغمبر ص فرمود: برو تا به کارت رسیدگى کنم. سپس صاحب نخل را ملاقات کرد و فرمود: این درختى که شاخه‏هایش بالاى خانه فلان کس آمده است به من مى‏دهى تا در مقابل آن نخلى در بهشت از آن تو باشد، مرد گفت: من درختان نخل بسیارى دارم، و خرماى هیچکدام به خوبى این درخت نیست (و حاضر به چنین معامله‏اى نیستم).

کسى از یاران پیامبر ص این سخن را شنید، عرض کرد: اى رسول خدا! اگر من بروم و این درخت را از این مرد خریدارى و واگذار کنم، شما همان چیزى را که به او مى‏دادید به من عطا خواهى کرد؟ فرمود: آرى.

آن مرد رفت و صاحب نخل را دید و با او گفتگو کرد، صاحب نخل گفت:

آیا مى‏دانى که محمد حاضر شد درخت نخلى در بهشت در مقابل این به من بدهد (و من نپذیرفتم) و گفتم من از خرماى این بسیار لذت مى‏برم و نخل فراوان دارم و هیچکدام خرمایش به این خوبى نیست.

خریدار گفت: آیا مى‏خواهى آن را بفروشى یا نه؟ گفت: نمى‏فروشم مگر آنکه مبلغى را که گمان نمى‏کنم کسى بدهد به من بدهى گفت چه مبلغ؟

گفت چهل نخل.

خریدار تعجب کرد و گفت عجب بهاى سنگینى براى نخلى که کج شده مطالبه مى‏کنى، چهل نخل! سپس بعد از کمى سکوت گفت: بسیار خوب، چهل نخل به تو مى‏دهم.

فروشنده (طمعکار) گفت اگر راست مى‏گویى چند نفر را به عنوان شهود بطلب! اتفاقا گروهى از آنجا مى‏گذشتند آنها را صدا زد، و بر این معامله شاهد گرفت.

سپس خدمت پیامبر ص آمد و عرض کرد اى رسول خدا! نخل به ملک من در آمد و تقدیم (محضر مبارکتان) مى‏کنم.

رسول خدا ص به سراغ خانواده فقیر رفت و به صاحب خانه گفت این نخل از آن تو و فرزندان تو است.

اینجا بود که سوره و اللیل نازل شد (و گفتنیها را در باره بخیلان و سخاوتمندان گفت).

در بعضى از روایات آمده که مرد خریدار شخصى بنام" ابو الدحداح" بود «1».

جمله" فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرى‏" ممکن است اشاره به توفیق الهى، و آسان کردن امر طاعت بر چنین اشخاص بوده باشد، و یا گشودن راه بهشت به روى آنها و استقبال ملائکه و فرشتگان با تحیت و سلام از آنان، و یا همه اینها!.

مسلم است آنها که راه انفاق و تقوى پیش مى‏گیرند، و به پاداشهاى بزرگ الهى مؤمن و دلگرمند، مشکلات براى آنها آسان مى‏شود، و در دنیا و آخرت از آرامش خاصى برخوردارند.

از همه اینها گذشته، ممکن است انفاقهاى مالى در ابتدا بر طبع انسان شاق و مشکل باشد، ولى با تکرار و ادامه راه چنان بر او آسان مى‏شود که از آن لذت مى‏برد.

چه بسیارند افراد سخاوتمندى که از حضور میهمان بر سر سفره خود شاد و به عکس اگر یک روز میهمانى براى آنها نرسد ناراحتند، و این نیز نوعى آسان کردن مشکلات براى آنها است.

از این نکته نیز نباید غفلت کرد که اصولا ایمان به معاد و پاداشهاى عظیم الهى تحمل انواع مشکلات را براى انسان سهل و آسان مى‏کند، نه تنها" مال" که" جان" خود را نیز در طبق اخلاص مى‏گذارد و به عشق شهادت در میدان جهاد شرکت مى‏کند، و از این ایثارگرى خود لذت مى‏برد.

تعبیر" فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرى‏" که در واقع دو تعبیر ظاهر متضاد است (ما راه آنها را به سوى مشکلات آسان مى‏سازیم) نقطه مقابل" فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرى‏" است به این ترتیب که خداوند گروه اول را مشمول توفیقات خود قرار مى‏دهد، و پیمودن راه اطاعت و انفاق را بر آنها آسان مى‏سازد، تا از مشکلات در زندگى رهایى یابند، ولى گروه دوم توفیقاتشان سلب شده پیمودن راه براى آنها مشکل مى‏شود، و در دنیا و آخرت مواجه با سختیها خواهند بود، و اصولا براى این بخیلان بى ایمان انجام اعمال نیک و مخصوصا انفاق در راه خدا کار سخت و دشوار است، در حالى که براى گروه اول نشاطآور و روح‏افزا است «1».

به این ترتیب قرآن در این آیات از دو گروه سخن مى‏گوید: گروهى مؤمن و با تقوى و سخاوتمند، و گروهى بى ایمان و بى تقوى و بخیل که نمونه هر دو گروه در شان نزول به طور وضوح منعکس شده است.

گروه اول با استفاده از توفیقات الهى مسیر خود را با سهولت پیموده و به سوى بهشت و نعمتهاى آن روان مى‏شوند، در حالى که گروه دوم در زندگى با انبوه مشکلات روبرو هستند، اموال سرشارى را جمع مى‏کنند و مى‏گذارند و مى‏روند و جز حسرت و اندوه و وبال و مجازات الهى بهره‏اى عائدشان نمى‏شود و متاعى نمى‏خرند.

.... نور الثقلین

فی الکافی على بن إبراهیم عن أبیه عن ابن أبى عمیر عن مهران بن‏ محمد عن سعدان بن طریف عن أبى جعفر علیه السلام فی قول الله عز و جل «فَأَمَّا مَنْ أَعْطى‏ وَ اتَّقى‏ وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى‏» بان الله عز و جل یعطى بالواحد عشرة الى مأة ألف فما زاد «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرى‏» قال: لا یرید شیئا من الخیر الا یسره الله له «وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى‏» قال بخل بما آتاه الله عز و جل «وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنى‏» بان الله یعطى بالواحد عشرة الى مأة الف فما زاد «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرى‏» قال: لا یرید شیئا من الشر الا یسره له «وَ ما یُغْنِی عَنْهُ مالُهُ إِذا تَرَدَّى» قال أما و الله ما هو تردى فی بئر و لا من جبل و لا من حائط و لکن تردى فی نار جهنم.

... ایات مرتبط

«و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب».

مَنْ کانَ یُریدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمیعاً إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ وَ الَّذینَ یَمْکُرُونَ السَّیِّئاتِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ وَ مَکْرُ أُولئِکَ هُوَ یَبُورُ (10)

وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنینَ (69)

الَّذینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزیزٌ (40)

... روایت

حضرت فاطمه‌زهراسلام‌الله علیها:
مَنْ أصعَدَ اِلَی اللهِ خالِصَ عبادَتِة أَهبَطَ اللهُ اِلَیهِ أفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.
کسی که عبادت خود را برای خدا خالصانه و بی‌شائبه کند خداوند (نیز) بهترین مصلحتش را نصیب او می‌نماید. (بحار، ج 70، ص 249)

 

وارد شده است: من کان لله کان الله له

امام علی ع: «مَنْ أَصْلَحَ سَرِیرَتَهُ أَصْلَحَ اللَّهُ عَلَانِیَتَهُ وَ مَنْ أَصْلَحَ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَصْلَحَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ»؛

...نکته

1-هر عملی سبب ساخته شدن شخصیت انسان می شود(به اندازه عمل). وقتی که شخصیت ساخته شد -چون تاثیر شخصیت در عمل انسان با توجه به آیه شریفه(قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلى‏ شاکِلَتِهِ فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى‏ سَبیلاً (84)) بسیار زیاد است- عمل بعدی با کمک شخصیت ساخته شده و با سهولت بیشتری انجام می شود

تمثیل: عقاب هنگام پریدن حتی پر هم می ریزد ولی در اوج از بال زدن هم بی نیاز می شود.(جمله ای بود که روی برگه امتحانی پیش دانشگاهیمون نوشته شده بود!)

والحمدلله ربّ العالمین
التماس دعا
ٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- فَأَمَّا مَنْ أَعْطى‏ وَ اتَّقى‏ وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى‏ بِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى یُعْطِی بِالْوَاحِدَةِ عَشَرَةً إِلَى مِائَةِ أَلْفٍ فَمَا زَادَ- فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرى‏ قَالَ لَا یُرِیدُ شَیْئاً مِنَ الْخَیْرِ إِلَّا یَسَّرَهُ اللَّهُ لَهُ- وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى‏ قَالَ بَخِلَ بِمَا آتَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنى‏ بِأَنَّ اللَّهَ یُعْطِی بِالْوَاحِدَةِ عَشَرَةً إِلَى مِائَةِ أَلْفٍ فَمَا زَادَ- فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرى‏ قَالَ لَا یُرِیدُ شَیْئاً مِنَ الشَّرِّ إِلَّا یَسَّرَهُ لَهُ- وَ ما یُغْنِی عَنْهُ مالُهُ إِذا تَرَدَّى «1» قَالَ أَمَا وَ اللَّهِ مَا هُوَ تَرَدَّى فِی بِئْرٍ وَ لَا مِنْ جَبَلٍ وَ لَا مِنْ حَائِطٍ وَ لَکِنْ تَرَدَّى فِی نَارِ جَهَنَّمَ.



از امام باقر آورده اند که در تفسیر آیه فرمود:

فاما من اعطى مما اتاه الله و اتقى و صدق بالحسنى اى بانّ الله یعطى بالواحد عشراً الى کثیر من ذالک(184)

و امّا کسى که از آنچه خدا به او ارزانى داشته است انقاق کند، و پاداش نیکوتر را تصدیق کند، و باور دارد که خدا در برابر یک انفاق و یک کار شایسته، ده، یا صد، یا هزار، بلکه صد هزار برابر، و باز هم بیشتر از آن پاداش خواهد داد، به زودى راه آسانى پیش پاى او خواهیم گذاشت؛ به گونه اى که هرگاه اراده کار نیکى نمود، انجام آن را بر او آسان خواهیم ساخت. امّا آن کسى که بخل ورزد و از پرداخت حقوق محرومان و پاره اى از نعمتى که خدا به او داده است خوددارى ورزد و خود را بى نیاز پندارد و پاداش نیکویى را که خدا به صورت ده، صد، هزار، ده هزار برابر و یا فراتر از این ها وعده فرموده است، با عملکرد خود دروغ شمارد، به زودى راه دشوارى به او خواهیم نمود، که هر گناه و بدى را اراده کرد، برایش آسان مى گردد.(خیلی عجیب و جالب بود)

سپس افزود: وخدا عذاب را از او و مال او باز نمى دارد، و آن گاه که به دوزخ در غلطد، آگاه باشید که از کوه و دیوارى سقوط نمى کند و به چاهى نمى افتد، بلکه به آتش شعله ور دوزخ و اعماق آن سقوط مى کند.
#تحلیل :
اعمال عبادی یقینا سبب آسان شدن کارهای انسان میشود :

این آسان شدن هم در بعد فردی خواهد بود هم در بعد اجتماعی 
ممکن است یک فرد خیال کند گناهی که انجام میدهد کار را برای او آسان خواهد کرد، اما معارف دینی میگویند نه تنها برای جامعه بلکه برای خود او هم کار سختتر خواهد شد.

اگر افراد یک جامعه همه تقوا پیشه کنند و اعمال صالح انجام دهند نماز بخوانند (که این نماز مانع فحشا و منکر است) روزه بگیرند قطعا قطعا قطعا مشکلات جامعه عموما کمتر میشود 

خیانت زن و شوهر به یکدیگر
رشوه
سیگار و اعتیاد
فقر
فساد در قضاوت
تعدی و تجاوز به حقوق یکدیگر
اذیت همسایه 
و ..... دهها مورد دیگر همه ناشی از عدم رعایت تقوای الهی است.

جامعه ای را فرض کنید که در آن اعمال نیک جاری باشد، این جامعه به سوی آسانی سیر خواهد کرد.
مثال:
همین روزه ای که در این 30 روز گرفته شد به غیر از ابعاد فردی که سبب راحتی و آسایش جسم و سلامت میشود (أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: سَافِرُوا تَغْنَمُوا وَ صُومُوا تَصِحُّوا ... ) 
سبب به یاد فقیران افتادن هم میشود کسی که به یاد فقیران و گرسنگی ایشان بیافتد در جهت رفع این فقر اقدام میکند و نهایتا جامعه به آسانی خواهد رسید.
ِ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ عِلَّةِ الصِّیَامِ فَقَالَ إِنَّمَا فَرَضَ اللَّهُ الصِّیَامَ لِیَسْتَوِیَ بِهِ الْغَنِیُّ وَ الْفَقِیرُ وَ ذَلِکَ أَنَّ الْغَنِیَّ لَمْ یَکُنْ لِیَجِدَ مَسَّ الْجُوعِ فَیَرْحَمَ الْفَقِیرَ لِأَنَّ الْغَنِیَّ کُلَّمَا أَرَادَ شَیْئاً قَدَرَ عَلَیْهِ فَأَرَادَ اللَّهُ تَعَالَى أَنْ یُسَوِّیَ بَیْنَ خَلْقِهِ وَ أَنْ یُذِیقَ الْغَنِیَّ مَسَّ الْجُوعِ وَ الْأَلَمِ لِیَرِقَّ عَلَى الضَّعِیفِ وَ یَرْحَمَ الْجَائِعَ.
به راستی خداوند روزه را واجب کرد، تا به وسیله آن بین تهیدستان و ثروتمندان برابری ایجاد کنند و این برای آن است که ثروتمندان که هرگز درد گرسنگی و فقر را احساس نکرده اند، به فقیران رحم آورند، زیرا اغنیا، هرگاه (خوردنی و آشامیدنی) را اراده نموده اند (و هوس هر نوع مأکولات و مشروبات کردند) برایشان میسر است، پس خداوند متعال «روزه را واجب نمود» که تا بین بندگانش از فقیر و غنی، مساوات و برابری به وجود آورد، و این که سرمایه داران مسلمان گرسنگی و درد فقیران را لمس نمایند تا بر آنان شفقت ورزند و ترحم کنند.
البته ذکر یک نکته مهم:

تنها چیزی که طی این راه به سختی میافتد این نفس انسان است
و نمیزاره که انسان کار خودش رو انجام بده :

علی علیه السّلام در وصف «متقین» فرموده است: «ان استصعبت علیه نفسه فیما تکره لم یعطها سولها فیما تحب؛ اگر نفس او در آن چه بر آن دشوار است فرمان وی نبرد، او نیز آن چه را نفس دوست دارد به آن ندهد». 

آن حضرت هم چنین فرموده است: «آنچه را بدو سپارند تباه نکند و نگهبانى آن را به عهده گیرد. آنچه را به یاد او آرند از یاد نبرد، و مردمان را با لقبهاى زشت یاد نکند، و همسایگان را آزار ندهد، و به مصیبتهاى- دیگران- شاد نشود. و در کار بیهوده در نیاید و از- راه- حق برون نرود. اگر خاموش بود خاموشى اندوهگینش ننماید، و اگر بخندد آواز او برنیاید. و اگر بر وى ستم کنند شکیبایى پیش گیرد، تا خدا انتقام او را، گیرد. نفس او از او در زحمت است و مردم از وى در راحت. خود را براى آخرتش به رنج انداخته، و مردمان را از- گزند- خویش آسوده ساخته‏

نَفْسُهُ مِنْهُ فِی عَنَاءٍ وَ النَّاسُ مِنْهُ فِی رَاحَةٍ أَتْعَبَ نَفْسَهُ لِآخِرَتِهِ وَ أَرَاحَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِه‏
#توصیه های حضرت علی به عادت دادن نفس در امور(تکرار و عادت حتما نتایج مثبتی دارد )

5783- عَوِّدْ نَفْسَکَ الْجَمِیلَ فَإِنَّهُ یُجْمِلُ عَنْکَ الْأُحْدُوثَةَ وَ یُجْزِلُ لَکَ الْمَثُوبَةَ.
5792- عَوِّدْ نَفْسَکَ الِاسْتِکْثَارَ بِالاسْتِغْفَارِ فَإِنَّهُ یَمْحُو عَنْکَ الْحَوْبَةَ وَ یُعْظِمُ لَکَ الْمَثُوبَةَ.
5796- عَوِّدْ نَفْسَکَ السَّمَاحَ وَ تَجَنُّبَ الْإِلْحَاحِ یُکْرِمْکَ الصَّلَاحُ.
5797- عَوِّدْ نَفْسَکَ حُسْنَ النِّیَّةِ [وَ جَمِیلَ الْمَقْصَدِ] تُدْرِکْ [فِی مَبَاغِیکَ‏] النَّجَاحَ.
5817- عَوِّدْ نَفْسَکَ فِعْلَ الْمَکَارِمِ وَ تَحَمُّلَ [أَعْبَاءِ] الْمَغَارِمِ تَشْرُفْ نَفْسُکَ وَ تُعْمَرْ آخِرَتُکَ وَ یَکْثُرْ حَامِدُکَ.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی