یکی از کسانی که معاشرت با آنها خیلی در روایات ما نهی شده معاشرت و نشست و برخاست با ثروتمندان و ریاست طلبان و اغنیای مرفهان بی درد است
ما یک افرادی داریم که ثروت دارند مقام و پست دارند ولی عاشق خدمت اند عاشق خیر رسان اند مرفهان درد من داند یعنی به فکر فقرا هستند گره گشایی میکنند کار مردم را راه میاندازند مسئولیت دارد ولی شب و روز برای مردم تلاش میکند حواسش به بقیه است معاشرت با اینها عیب ندارد
ولی افرادی که فرعون صفت اند قارون صفت اند خیری از آنها به کسی نمیرسد مرفهان بی درد اند این دل را میمیراند و باعث ناشکری شما هم میشود و باعث گرایش شما به دنیا میشود این آیهی مبارکه آیهی عجیبی است خدای متعال میفرماید به پیغمبرش «وَ لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ» (طه/31)
یعنی چشمت را نینداز به کسانی که مال و ثروت و خانه و ماشین کذایی دارند یک شکوفایی موقت دنیا داریم قرآن تشبیه میکند زیبایی موقتی دنیا را مثل یک گندمی که در فصل اول بهار فصل اول ماه بهار یک طراوت و سرسبزی دارد اردیبهشت و خرداد زرد میشود باید بچینند تمام زراعتها چمع میشود شکوفاییهای زود گذر دنیا شما را آلوده نکند به چشم شما نیاید در روایات ما است که نشستن با اغنیای بی درد اغنیایی که دنبال تجمل و تشریفات و چشم و هم چشمی هستند وابسته به دنیا هستند اینها هم دل را میمیراند و هم این که شما را هم آلوده به آن دنیا میکند یعنی أُنْظُرْ إِلى مَنْ هُوَ دُونَکَ وَ لاتَنْظُرْ إِلى مَنْ هُوَ فَوْقَکَ (بحارالانوار، ج 67، ص 173) با اینها زیاد رفت و آمد نکن زیاد نشست و برخواست نکن فامیلهایی که خیلی ثروت اند هستند وقتی با اینها مینشینی میگویی خدا به اینها چه داده به من چه داده من خانهی صد متری دارم اینها هزار متری من چقدر عقب هستم هم شما تمایل به دنیا پیدا میکنی و هم دلت آلوده به دنیا میشود از خدا و آخرت فراموش میشود هم ناشکری ایجاد میشود
فراوان شده افرادی که رفتند دیدن فامیل ثروتمند مرفه و تجملاتی آمدند در خانه دعوا داشتند که تو عرضه نداری که ببین چه کرده خانم به آقا یا برعکس حالا بیا درستش کن و
برعکسش نشست و برخاست با افراد ضعیف در روایات ما خیلی سفارش شده هم آیات قرآن هم روایات پیغمبر ما با اصحاب با فقرا در یک سفره مینشستند فقیر ترین افراد حضرت را دعوت میکردند به خانهی آنها میرفتند میفرمودند من خودم مسکین ام یعنی زندگی ام خیلی ساده است با مساکین هم مینشینم آنها را هم دوست دارم خدایا من را با مساکین محشور بکن چون کار اینها راحت و آسان است یعنی به اندازهی گذران زندگی حساب کتاب دارند آلوده به دنیا نیستند
و حتی فرمود خدا به من امر کرده به حب المساکین سلمان چرا مقام و درجه پیدا کرده
امام صادق علیه السلام فرمود سه صفت خوب در او بود یکی این که پایش را میگذاشت در جای پای حضرت علی علیه السلام یکی این که با علم و علما سر و کار داشت یکی هم این که با فقرا معاشرت داشت نشستن با فقیر و فقرایی که آبرو مند هستند نه به معنی گدا نه افرادی که تمکن آن چنانی ندارند زندگی سادهای دارند با زحمت میگذرانند فامیل همسایه دوستان این طوری هم آدم را شاکر و قدردان قرار میدهد هم آدم را قانع و راضی میکند
هم آیه داریم هم روایت عدهای از اشراف مکه آمدند به پیغمبر خدا عرض کردند ما حرفی نداریم به شما ایمان بیاوریم و کمک شما کنیم ولی این فقیران و اصحاب صفه را از خودت دور بکن ما ایمان میآوریم آیه نازل شد «الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَیْنَاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا» (کهف/28) پیغمبر یک وقت اینها را طرد نکن خدا با این هاست با این دل شکستهها است بخواهی دنبال زینت دنیا بروی بگویی پول دارها بیایند دورت جمع شوند و اینها را طرد بکنی در آیات و روایات ما میفرماید با فقرا مستضعفین با ایمان با تقوا با اینها نشست و برخاست بکنید با اینها بیشتر معاشرت بکنید طرد نکنید هم قانع و راضی میشوید هم صفات آنها به ما سرایت میکند
2- امام محمد باقر (ع) به شخصى فرمود: با ثروتمندان معاشرت نکن زیرا انسان وقتى که با آنها معاشرت مىکند از نعمتى که خدا به خودش داده است قدردانى نمىکند و به مرحلهاى مىرسد که تصوّر مىکند خدا به وى نعمتى نداده است.
در کتاب وسائل حتی باب داریم بر حرمت
36- باب حرمت تبعیض بین فقیر و ثروتمند در نحوه سلام کردن و وجوب رعایت مساوات بین آن دو 1- امام رضا (ع) فرمود: هر کس فقیر مسلمانى را ملاقات کند و به گونهاى بر او سلام نماید که با سلام بر ثروتمند فرق داشته باشد در روز قیامت خدا را درحالى ملاقات مىکند که خدا بر وى خشمگین است. 2- حجّال گوید: به جمیل بن درّاج گفتم آیا پیامبر خدا (ص) فرمود: زمانى که بزرگ قومى نزد شما آمد او را احترام کنید؟ جمیل گفت: آرى، پیامبر فرموده است. از جمیل پرسیدم: [ در این حدیث ] منظور از شریف کیست؟ پاسخ داد: از امام صادق (ع) در این باره پرسیدهام، آن حضرت فرمود: منظور از شریف در این حدیث شخص ثروتمند است.
امام جعفر صادق (ع) می فرمایند : ثروتمندی به محضر حضرت رسول اکرم (ص) آمد و سپس مرد فقیری وارد شد و پهلوی مرد ثروتمند نشست مرد ثروتمند لباس خود را جمع کرد، پیامبر رحمت (ص) که ناظر این عمل بودند از او پرسید ترسیدی که فقر او به تو سرایت کند؟ جواب داد نه، پیامبر رحمت (ص) فرمودند: ترسیدی که قسمتی از ثروتت به او برسد؟ جواب داد نه ، پیامبر رحمت (ص) فرمودند ترسیدی لباست آلوده شود؟ جواب داد نه، پیامبر رحمت (ص) فرمودند: پس چرا لباست را جمع کردی؟ عرض کرد یا رسول الله ثروتی که قرین من و رفیق روز و شب من است مرا از واقع بینی باز داشته است ، بدیها و قبایح را در نزد من زیبا جلوه می دهد ، و خوبیها را بد جلوه می دهد، مرد ثروتمند گفت: برای جبران این عمل ناروا که به او انجام دادم نصف ثروت خویش را به او واگذار می کنم.پیامبر رحمت (ص) به مرد فقیر فرمودند : آیا قبول می کنی؟ مرد فقیر پاسخ داد نه مرد ثروتمند گفت چرا؟ مرد فقیر جواب داد می ترسم بر اثر ثروت به آن حالت بد نفس
ارسال نظر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیانثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.