28-1.رابطه ایمان و ایثار (حشر/9)

ارتباط ایمان و ایثار
ألإیثار أحسن الإحسان و أعلى مراتب الإیمان.
ُ فَقُلْتُ أَخْبِرْنِی عَنْ حَقِ الْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ(*عنوان روی ایمان رفته است) فَقَالَ یَا أَبَانُ دَعْهُ لَا تَرِدْهُ قُلْتُ بَلَى جُعِلْتُ فِدَاکَ فَلَمْ أَزَلْ أُرَدِّدُ عَلَیْهِ فَقَالَ یَا أَبَانُ تُقَاسِمُهُ شَطْرَ مَالِکَ(نیمی از دارایی) ثُمَّ نَظَرَ إِلَیَّ فَرَأَى مَا دَخَلَنِی
فَقَالَ یَا أَبَانُ أَ مَا تَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ ذَکَرَ الْمُؤْثِرِینَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ قُلْتُ بَلَى جُعِلْتُ فِدَاکَ فَقَالَ أَمَّا إِذَا أَنْتَ قَاسَمْتَهُ فَلَمْ تُؤْثِرْهُ بَعْدُ إِنَّمَا أَنْتَ وَ هُوَ سَوَاءٌ إِنَّمَا تُؤْثِرُهُ إِذَا أَنْتَ أَعْطَیْتَهُ مِنَ النِّصْفِ الْآخَرِ.(کافی)
قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع نَخْشَى أَنْ لَا نَکُونَ مُؤْمِنِینَ قَالَ وَ لِمَ ذَاکَ فَقُلْتُ وَ ذَلِکَ أَنَّا لَا نَجِدُ فِینَا مَنْ یَکُونُ أَخُوهُ عِنْدَهُ آثَرَ مِنْ دِرْهَمِهِ وَ دِینَارِهِ وَ نَجِدُ الدِّینَارَ وَ الدِّرْهَمَ آثَرَ عِنْدَنَا مِنْ أَخٍ قَدْ جَمَعَ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ مُوَالاةُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع
قَالَ کَلَّا إِنَّکُمْ مُؤْمِنُونَ وَ لَکِنْ لَا تُکْمِلُونَ إِیمَانَکُمْ حَتَّى یَخْرُجَ قَائِمُنَا (یعنی وابستگی این مطلب به ایمان را حضرت ع امضا میکنند ولی میفرمایند که اگر این طور باشید به کمال رسیدید که در روایات دیگر هم داریم در زمان ظهور رابطه ی بین برادران ایمانی این گونه است، *اگر میخواهیم جامعه را برای ظهور آماده کنیم باید به این سمت حرکت کنیم)فَعِنْدَهَا یَجْمَعُ اللَّهُ أَحْلَامَکُمْ فَتَکُونُونَ مُؤْمِنِینَ کَامِلِینَ وَ لَوْ لَمْ یَکُنْ فِی الْأَرْضِ مُؤْمِنُونَ کَامِلُونَ إِذاً لَرَفَعَنَا اللَّهُ إِلَیْهِ وَ أَنْکَرْتُمُ الْأَرْضَ وَ أَنْکَرْتُمُ السَّمَاءَ ... در ادامه صفت مومنین کامل الایمان را این طور توضیح میفرمایند: هم البررة بالاخوان فى حال الیسر و العسر المؤثرون على انفسهم فى حال العسر کذلک وصفهم اللّه فقال وَ یُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ فازوا و اللّه و افلحوا
تفسیر
نور: در حدیث دیگرى
مىخوانیم: «لایجتمع الشحّ و الایمان فى قلب رجل مسلم»(20)، بخل و ایمان در دل یک
مسلمان جا نمىگیرد.
ایثار، یک کمال است امّا نباید موجب خروج از حدّ اعتدال شود،
چنانکه قرآن در آیه 67 سوره فرقان، در وصف عباد الرّحمن مىفرماید: «و الّذین اذا
انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواماً»، آنان در انفاق، نه زیادهروى
مىکنند و نه کوتاهى، بلکه راهى میانه را در پیش مىگیرند.
این موضوع، در روایتى از امام صادقعلیه السلام نیز مورد تأکید
قرار گرفته است
#ایثار دلیل برتری امت رسول الله ص: سهل بن عبد الله گوید: حضرت موسى عرض کرد: بار الها، مراتب حضرت محمد (ص) و امّتش را بر من بنمایان! فرمود: اى موسى تو توان آن مقامات را ندارى، امّا من یک درجه والاى از آنها را بر تو مىنمایانم که به خاطر همان مقام والا او را بر تو و بر جمیع خلایق برترى دادهام، مىگوید؛ آنگاه ملکوت آسمان گشوده شد، حضرت موسى نگریست، و چیزى نمانده بود که از شدت انوار و نزدیکى آنها به درگاه حق، از پا درآید، عرض کرد: بار خدایا، به چه وسیله او را به این عظمت رساندى؟ ِ قَالَ بِخُلُقٍ اخْتَصَصْتُهُ بِهِ مِنْ بَیْنِهِمْ وَ هُوَ الْإِیثَار فرمود: به دلیل خلقى که ویژه او ساختهام، و آن ایثار است، اى موسى کسى از ایشان نزد من نیاید که زمانى ایثار کرده باشد، مگر اینکه از محاسبه او شرم مىکنم و او را در هر جاى بهشت که بخواهد، جا مىدهم.(مجموعه ورام)
#مباهات خداوند به ایثار امیرالمومنین ع:على بن ابى طالب (ع) در بستر پیامبر خدا (ص) خوابید، خداوند به جبرئیل و میکائیل وحى فرمود: من میان شما فرشتگان نیز عقد برادرى بستهام، و عمر یکى از شما را طولانىتر از عمر دیگرى قرار دادهام، حال کدام یک از شما، زندگى خود را به برادرش ایثار مىکند؟ هر دوى آنها عمر طولانى را براى خود اختیار کردند، آنگاه خطاب کرد، آیا مىتوانید مثل على بن ابى طالب که با محمد (ص) برادرند، بوده باشید که در بستر محمد (ص) خوابیده و خود را فداى او کرده است و زندگى او را بر حیات خود مقدم داشته است، بر زمین فرود آیید و او را از دشمن حفظ کنید، این بود که نزول کردند و جبرئیل بالاى سر و میکائیل پایین پاى على (ع) ایستادند و جبرئیل ندا در داد: تبریک، تبریک به مثل تو اى پسر ابو طالب که خداوند بر فرشتگان به وسیله تو فخر مىکند (5)! و خداوند این آیه رانازل کرد: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ..«و از مردم کسانى هستند که جان خود را براى رضاى خدا مىفروشند، و خدا به بندگان مهربان است».(مجموعه ورام)
#مباهات خداوند به ایثار امیرالمومنین ع:على بن ابى طالب (ع) در بستر پیامبر خدا (ص) خوابید، خداوند به جبرئیل و میکائیل وحى فرمود: من میان شما فرشتگان#فرد به شفاعت آن که بر او ایثار کرده میرسد: پیامبر خدا ص: دو مرد از بیابانی می گذشتند: یکی عابد و دیگری نافرمان. عابد تشنه شد، چندان که از پا افتاد. همسفرش که تُنگی داشت و کمی آب در آن بود به آن عابد که به زمین افتاده بود می نگریست. با خود گفت: به خخدا سوگند، اگر این بنده ی نیک از تشنگی بمیرد در حالی که این آبل با من است هرگز به خیری از خدا نخواهم رسید و اگر این آب را به او بنوشانم خودم خواهم مرد. اما او به خدا توکل کرد و تصمیمش را گرفت و از آن آب به صورت عابد پاشید و باقی مانده اش را به او نوشاند. عابد از جا برخواست و هر دو بیابان را پیمودند.
در روز قیامت آن نافرمان را برای حساب رسی نگه می دارند و فرمان می رسد که او را به آتش ببرند. فرشتپان او را به{به سوی دوزخ} می رانند.{در راه} آن عابد را میبیند. می گوید فلانی مرا نمی شناسی؟ عابد میگوید تو کیستی؟ مرد میگوید: من فلانی هستم که در آن روز گذشتن از بیابان تو را بر خویشتن ترجیح دادم(آثرتک علی نفسی) عابد میگوید آری میشناسمت پس به فرشتگان می گوید: بایستید! فرشتگان می ایستند و عابد می آید تا آن که {در توقفگاه حساب} می ایستد و پروردگارش عز و جل را می خواند و می گوید ای پروردگار من! تو خود میدانی که او به من نیکی کرده و چگونه در حق من ایثار کرده است. پروردگارا او را به من ببخش. پس خدواند می فرماید : هو لک .او از آنِ تو. فیاخذ بید اخیه فیُدخله الجنه(میزان الحکمه) نیز عقد برادرى بستهام، و عمر یکى از شما را طولانىتر از عمر دیگرى قرار دادهام، حال کدام یک از شما، زندگى خود را به برادرش ایثار مىکند؟ هر دوى آنها عمر طولانى را براى خود اختیار کردند، آنگاه خطاب کرد، آیا مىتوانید مثل على بن ابى طالب که با محمد (ص) برادرند، بوده باشید که در بستر محمد (ص) خوابیده و خود را فداى او کرده است و زندگى او را بر حیات خود مقدم داشته است، بر زمین فرود آیید و او را از دشمن حفظ کنید، این بود که نزول کردند و جبرئیل بالاى سر و میکائیل پایین پاى على (ع) ایستادند و جبرئیل ندا در داد: تبریک، تبریک به مثل تو اى پسر ابو طالب که خداوند بر فرشتگان به وسیله تو فخر مىکند (5)! و خداوند این آیه رانازل کرد: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ..«و از مردم کسانى هستند که جان خود را براى رضاى خدا مىفروشند، و خدا به بندگان مهربان است».(مجموعه ورام)
ترجمه ی فیض الاسلام: در تفسیر مجمع البیان است: از ابن عبّاس رسیده، پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله پس از گرفتن قلعههاى بنى نضیر بانصار فرمود: اگر میخواهید خانهها و داراییهاتان را براى مهاجرین تقسیم نمائید من هم غنیمت و سود جنگى را براى شما تقسیم میکنیم چنان که براى ایشان تقسیم مینمایم، و اگر میخواهید غنیمت براى اینان باشد، و خانهها و داراییهاتان براى شما، انصار گفتند: ما خانهها و دارائیهامان را براى آنان تقسیم میکنیم و در غنیمت با ایشان شرکت نمینمائیم، پس از آن این آیه فرود آمد)
*اشاره به شرایط کنونی، مگر غیر این است که در شرایط کنونی عده ای از برادران و خواهران ما (از هر کشوری، عراق، سوریه، یمن و ...)به دلیل تحت فشار قرار گرفتن توسط عده ای از خدا بی خبر خانه و کاشانه شان را از دست داده اند. کدام یک از ما اکنون حاضر هستیم ایشان را در خانه ی خود شریک کنیم؟ این چه سخنانی ست که در گوشه و کنار شنیده میشود در مورد کمک به این عزیزان؟ درست است که اگر ما در سوریه با آن ها نجنگیم در کرمانشاه باید با آنان بجنگیم ولی این دید اصیل اسلامی نیست، این استدلال برای جامعه ی ایمانی نیست. درست این است اگر ما میخواهیم کمک کنیم مسلمانی به خانه و کاشانه اش بازگردد به دلیل این است که ایمان همچین اقتضایی دارد. میخواهد یک مسلمان فلسطینی باشد میخواهد یک آواره ی سوری!(به مناسبت روز قدس)
#شان نزول دیگری در کتاب تاویل الآیات الظاهره ماجرایی که بین امیرالمومنین ع و مقداد رخ داد را به نقل از حضرت صادق ع ذکر نموده که حضرت صدیقه س امیرالمومنین ع را برای درخواست کمک نزد رسول الله ص میفرستند ایشان به امیرالمومنین ع دیناری میدهند برای تحصیل غذایی برای اهل، که در راه مقداد را میبینند و دینار را به ایشان میدهند و خود به مسجد میروند و میخوابند رسول الله در جستجوی امیرالمومنین ایشان را در مسجد میابند و امیرالمومنین ع شرح ماجرا میکنند که فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَمَا إِنَّ جَبْرَائِیلَ قَدْ أَنْبَأَنِی بِذَلِکَ وَ قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ فِیکَ کِتَاباً وَ یُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.