24-5. بدی را با خوبی دفع کنیم (فصلت/34)

آرامش فرد و خانواده
چشمپوشى، گذشت و مقابلهبهمثل نکردن در برابر بدیها، برای خانواده، آرامش و سلامت به ارمغان میآورد و موجب میشود آنان در کانونی پر از صلح و صفا زندگى کنند و در پی آن، کودکانشان را با تندرستی و نشاط رشد دهند.
اگر میخواهید فرزندانتان از نظر روحی سالم باشند، باید در خانه «سختگیری» و «بهانهجویی» نکنید، از «منفینگری» بپرهیزید، «سعهصدر» داشته باشید و در رابطه با همسر و فرزندانتان از خود، گذشت و نرمی نشان دهید. نگذارید سخنان تند و نیشدار و کردار بد، صفا و دوستی و محبت را از میان ببرد و زمینه را برای رشد دیگر اختلافها، کدورتها و نابسامانیها فراهم سازد. یادمان باشد همه اتفاقهایی که پیش چشم فرزندانمان در محیط خانه رخ میدهد، در رفتارشان بازتاب مییابد و فراموش نکنیم که قرار است، ما با همسرمان سالهای سال زندگى کنیم، پس بخشش، بزرگمنشی و سعه صدر را در رفتار و کردارمان رعایت کنیم تا کمکم در مراحل بعدی از اشتباههای همسرمان نیز کاسته شود.
به یقین، شیرینى، صفا و معنویت خانواده، رهین همین بخششها و ازخودگذشتگیهاست و در سایه آن، استحکام و تثبیت نظام خانواده امری حتمی خواهد بود.(۹)
جلوگیری از طلاق
اگر کسی بدیهای اعضای خانواده را با بدی پاسخ گوید و انتقامجویی کند، با اینگونه برخورد، کینه و دشمنی آنها را برمیانگیزد، ولی هرگاه بدی را با نیکی و نرمی پاسخ گوید، میتواند از این راه، طرف مقابل را شرمسار و آگاهانه همراه خود سازد و کینه و دشمنی او را به دوستی و رأفت تبدیل کند، چنانکه خداوند در قرآن میفرماید:
«وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَه وَ لاَ السّیِّئَه ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الّذی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَه کَأَنّهُ وَلِیٌ حَمیمٌ؛(سوره فصلت، آیه ۳۴) و نیکی با بدی یکسان نیست. [بدی را] به آنچه خوبتر است دفع کن. آنگاه کسی که میان تو و میان او و دشمنی است، گویی دوستی یکدل میگردد».
همچنین، در حدیثی از رسول خدا (ص) نقل شده که فرمود: «عفو و بخشش را شیوه خود قرار دهید؛ زیرا بخشش و گذشت جز بر عزت انسان نیفزاید. پس در برابر یکدیگر گذشت داشته باشید تا خدا شما را عزیز کند».(۷)
در روایت دیگری از آن حضرت آمده است «هرگز مردی از ستمی که بر او رفته است، درنمیگذرد، جز اینکه خدا بر عزتش بیفزاید».(۸)
بدین ترتیب، با کمی بخشش و نادیده گرفتن خطای دیگران، میتوان به آسانی فضایی آکنده از صمیمیت و دوستی را ایجاد کرد و بر عزت و احترام خود و خانواده افزود. پس هرگاه با خطاهای یکدیگر روبهرو شدید، چشمههای زلال رأفت و گذشت، بر قلبهایتان جاری کنید و سنگریزههای خطا و عیب دیگران را از آن بروبید تا نهال عشق و محبت، در کانون گرم خانوادهتان جوانه بزند و زندگىای سراسر شور و حال و معرفت و معنویت هدیه بگیرید.
تهذیب نفس
محیط خانه میتواند محلی برای سلوک و عروج و تکامل مرد و زن و نیز فرزندان باشد، بهویژه اگر سعه صدر داشته باشند. بدون تردید، هرگاه کسی به انسان ستمی روا میدارد، حس انتقامجویی او را برمیانگیزد. ولی انسان نباید اسیر هواها و غرایز حیوانی باشد، بلکه باید با هوای نفس و خواسته دل بستیزد و به وسوسههای شیطانی توجهی نکند؛ زیرا انسان والاتر از این است که پایبند اینگونه غرایز شیطانی باشد.
چون اینگونه رفتار کردن با کسی که به انسان ظلم کرده، کاری است بس بزرگ و باارزش، قرآن دراینباره میفرماید:
«وَ ما یُلَقّاها إِلاّ الَّذینَ صَبَرُوا وَ ما یُلَقّاها إِلاّ ذُو حَظٍّ عَظیمٍ؛(سوره فصلت، آیه ۳۵) و این [خصلت] را جز کسانی که شکیبا بودهاند، نمییابند و آن را جز صاحب بهرهای بزرگ، نخواهند یافت».
چه خوب است که هیچیک از افراد خانواده، سبب رنجش قلب دیگری نشوند. بهتر است با هم قرار بگذارند که هرگاه یکی عصبانی میشود، دیگری کاملاً سکوت کند، حرفهای او را هیچ به دل نگیرد و مهار خود را به دست خشم و هیجان منفی ندهد تا آزرده خاطر شود.
«وَلَا تَسْتَوِى الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِى هِىَ أَحْسَن؛(24) و نیکى با بدى یکسان نیست [بدى را] به آنچه بهتر است دفع کن.»
«عصام بن المصطلق» گوید: وارد مدینه شدم، حسین بن على علیه السلام را مشاهده نموده و خوشنامى و مقام و منزلتش مرا به شگفت آورد به گونهاى که حسدى که در سینه نسبت به پدرش داشتم مرا به شدت برانگیخت به او گفتم: تو پسر ابوتراب هستى؟ ایشان فرمود: آرى. شروع کردم به شتم و سب او و پدرش، حسین علیه السلام نگاهى رئوفانه به من کرد و فرمود: «اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم * خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِین.»
آنگاه فرمود: آرام باش و براى من و خودت از خداوند طلب مغفرت کن اگر از ما یارى مىخواستى ما تو را کمک مىکردیم و اگر طالب حمایت بودى، تو را پشتیبانى مىنمودیم و اگر هدایت و ارشاد طلب مىکردى تو را رهنمون مىشدیم... عصّام مىگوید آثار ندامت و پشیمانى در چهرهام نقش بست. آنگاه امام فرمود: سرزنشى بر تو نیست خداوند تو را مىبخشاید که مهربانترین مهربانان است. آیا تو اهل شامى؟ گفتم: بلى، گفت: خداوند ما و تو را زنده نگه دارد، هر حاجت و نیازى داشتى با ما در میان بگذار، امیدوارم که به خواست خدا هر چه مىخواهى به بهترین وجهى آن را بیابى. عصّام گوید: زمین با تمام وسعتش بر من تنگ شد. دوست داشتم که مرا در خود فرو برد. در همان لحظه ناگهان فکر کردم که در سرتاسر زمین محبوبتر از او و پدرش نزد من هیچ کس وجود ندارد.»(25)
جایزه ویژه از خداوند است امتحان کنید
فَإِذَا الّذی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَه کَأَنّهُ وَلِیٌ حَمیمٌ
روزی آقای طاهانی به منزل آمدند و گفتند: امروز در خدمت آقا شاهد ماجرای عجیبی بودم! دو نفر برای طرح شکایتی نزد ایشان آمده بودند، آنکه شاکی بود وقتی خواست مسئله خود را عنوان کند.
آقا فرمودند: اجازه بدهید من چند کلمه ای صحبت کنم بعد شما بفرمائید. و خود اینگونه آغاز فرمودند:
بسم الله الرحمن الرحیم ـ و لا تستوی الحسنه و لا السیئه ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک و بینه عداوه و بینه عداوه کانه ولی حمیم ـ یعنی بدی و نیکی مساوی نیستند، بدی را به نیکی دفع کن پس در این هنگام آنکه دشمن توست، دوست صمیمی تو خواهد شد.
تا این آیه به وسیله ایشان خوانده و ترجمه شد، یک مرتبه اشک از دیدگان آن دو نفر فرو ریخت؛ برخاستند و یکدیگر را در آغوش کشیده و گفتند: ما دیگر با هم دشمن نیستیم، دوست و برادریم و شکایتی نداریم. و رفتند.
فتوّت و جوانمردی از فضائل بزرگ اخلاقی است که هم دین و هم اخلاق شدیدا به آن اهمیت می دهند، یکی از مصادیق و زیر مجموعه این خصلت فوق العاده، زیبایی اخلاقی، خوشرفتاری و نیک بر خوردی با دشمن و رقیب و طرف مقابل است.
قرآن شریف در سوره های فصّلت (آیه 35) و مؤمنون (آیه 96) توصیه می کند که حتّی در مقابله با بدی و دشمنی و بدان و دشمنان نیز به بدی مقابله نکنید، بلکه با برخوردهای سنجیده و رفتار حَسَن به آنها پاسخ دهید و مقابله کنید، إدفع بالّتی هی أحسن، به طریقه أحسن برخورد کنید و بدی را دفع کنید، این تعبیر از لطافت بالایی برخوردار است، چون ضمن دستور دفع بدی و دشمنی به احسان و خوبی، اشاره به آن دارد که احسان و خوبی و خوشرفتاری است ، که می تواند بدی ها و دشمنیها را برطرف کند و از بین ببرد، و لذا است که بدنبال آن فرمود: «فإذا الّذی بینک و بینه عداوة کأنّه ولی حمیم» یعنی بناگاه می بینی که دشمنی به دوستی تبدیل شد و دشمنِ جانی چو دوستِ گرم و صمیمی گردیده است.
تیغ حـلم از تیغ آهـن تیـز تـر بل زصد لشگر ظفر انگیز تر3
«از محبّت خارها گل می شود»:
آدمی تشنه محبّت است، از بَدو تا ختم، از نوزادی تا پیری، و حتّی از جنینی تا بعد از مرگ، می خواهد که همه چیز و همه کس با او مهربان باشد و به او محبّت کند، و از این رو، از نا مهربانی و نا مهربانان می رنجد و می گریزد، کیست که اینگونه نیست؟! انسان با محبّت سرشته شده است، رسول گرامی اسلام فرمودند:
«جُلبَت القلوب علی حبّ من أحسن إلیها و بغض من أساء إلیها»
دل ها به محبّت کسانی که به آنها نیکی می کنند سرشته شده است، چنانکه به بغض کسانی که به آنها دشمنی می کنند نیز».4
انسان علاوه بر آنکه تشنه محبّت است، اسیر آن نیز هست، محبّت روح و جان انسان را تسخیر می کند، ما به محبّت به دیگران می توانیم در اعماق دل آنان نفوذ کنیم، چنانکه آنها با محبّت خویش دل های ما را تسخیر می کنند، امیر المؤمنین علی فرمودند:
«انسان بنده احسان است. احسان و محبّت، انسان را چونان عبد و بنده می سازد.»5
خوشرفتاری و بخصوص رفتارهای محبّت آمیز، دیگران را وادار به تواضع و تسلیم و احترام متقابل می کند، خصوصاً در مواردی که طرف مقابل در انتظار برخوردهای تند و خشن است.
در تفسیر نمونه آمده است: «به هنگام فتح مکّه که نه تنها دشمنان، بلکه دوستان انتظار انتقام جویی شدید مسلمین و به راه انداختن حمّام خون در آن سرزمین کفر و نفاق و کانون دشمنان سنگدل و بی رحم را داشتند و حتّی بعضی از پرچمداران سپاه اسلام در آن روز رو به سوی ابو سفیان کرده و شعار «الیوم یوم الملحمة… امروز روز انتقام و روز از بین رفتن احترام نفوس و اموال، و روز ذلّت و خواری قریش است» سر دادند. پیغمبر گرامی اسلام با جمله «إذهبوا فأنتم الطّلقاء، بروید همه آزادید» همه را مشمول عفو خود قرار داد و رو به سوی ابوسفیان کرد و شعار انتقامجویانه را به این شعار محبت آمیز تبدیل فرمود:
«ألیوم یوم المرحمة…، امروز روز رحمت است، امروز روز عزّت قریش است»، همین عمل چنان طوفانی در سرزمین دل های مکّیان مشرک بر پا کرد که به گفته قرآن: «یدخلون فی دین اللّه أفواجاً؛ فوج فوج مسلمان شدند و آیین اسلام را با جان و دل پذیرا گشتند».6
و چه صادق است سخن امام صادق که «خوشرفتاری آهن ربای دوستی و مودّت است».8
خوشرفتاری نوعی محبّت به دیگران است و محبّت است که محبّت می زداید، چنانکه لجاجت، کینه توزی و عداوت را به ارمغان می آورد و نتیجه ای جز ذلّت و خواری در پی ندارد، و خداوند در قرآن صریحاً به پیامبرش دستور می دهد که بدی ها را به نیکی پاسخ دهد نه به بدی.
به عنوان نمونه نظر شما را به فراز تاریخی زیر جلب میکنیم:
پیر مردی ناآگاه از اهالی شام در مدینه، امام حسن (علیهالسلام) را سوار بر مرکب دید، آنچه توانست از آن حضرت بدگویی کرد، وقتی که فارغ شد، امام حسن (علیهالسلام) کنار او آمد، و بدو سلام کرد، و در حالی که لبخندی بر چهره داشتبه او فرمود: «ای پیرمرد! گمانم غریب هستی، و گویا اموری بر تو اشتباه شده، اگر از ما درخواست رضایت کنی از تو خوشنود میشویم، اگر چیزی از ما بخواهی به تو عطا میکنیم، اگر از ما راهنمایی بخواهی تو را راهنمایی میکنیم، اگر کمک برای باربرداری از ما بخواهی، بار تو را برمیداریم، اگر گرسنه باشی تو را سیر مینماییم، اگر برهنه باشی، تو را میپوشانیم، اگر نیازمند باشی تو را بینیاز میکنیم، اگر گریخته باشی به تو پناه میدهیم. اگر حاجتی داری آن را ادا مینماییم، اگر مرکب خود را به سوی خانه ما روانه سازی، و تا هر وقتبخواهی مهمان ما باشی، برای تو بهتر خواهد بود، زیرا ما خانه آماده و وسیع، و امکانات بسیار داریم.»
هنگامی که آن پیر ناآگاه این گفتار مهرانگیز نشات گرفته از حلم و صبر انقلابی امام حسن (علیهالسلام) را شنید، آن چنان دگرگون شد که اشک از چشمانش جاری گردید و گفت: «گواهی میدهم که تو خلیفه خدا در زمینش هستی، خداوند آگاهتر است که مقام سالتخود را در وجود چه کسی قرار دهد، تو و پدرت مبغوضترین افراد در نزد من بودید، ولی اینک تو محبوبترین انسانها در نزد من هستی!»
سپس او به خانه امام حسن (علیهالسلام) وارد شد، و مهمان آن بزرگوار گردید، و پس از مدتی در حالی که قلبش سرشار از محبتخاندان رسالتبود، از محضر امام حسن (علیهالسلام) بیرون رفت. (13)