24-2.تفویض امور به خدا (غافر/44)

ترجمه ی تفسیر المیزان: راغب کلمه" تفویض" را به معناى رد دانسته. و بنا به گفته وى تفویض امر به خدا، برگرداندن و واگذارى امر است به او، در نتیجه 1)تفویض با 2)توکل و 3)تسلیم قریب المعنى مىشود، چیزى که هست اعتبارها مختلف است.
1)و اگر آن را تفویض مىگویند به این اعتبار است که بنده خدا آنچه را که به ظاهر منسوب به خودش است، به خدا برمىگرداند و حال عبد در چنین وضعى حال کسى است که برکنار باشد و هیچ امرى راجع به او نباشد و
2)اگر توکلش مىخوانند به این اعتبار است که بنده خدا پروردگار خود را وکیل خود مىگیرد، تا هر تصرفى را که خواست در امور او بکند و
3)اگر تسلیمش مىنامند، به این اعتبار است که بنده خدا رام و منقاد محض است در برابر هر ارادهاى که خداى سبحان در بارهاش بکند، و هر کارى که از او بخواهد بدون اینکه هیچ امرى را به خود نسبت دهد، اطاعت مىکند.
پس تفویض و توکل و تسلیم مقامات سهگانهاى هستند از مراحل عبودیت، از همه پایینتر و سطحىتر توکل است و از آن دقیقتر و بالاتر تفویض و از آنهم دقیقتر و مهمتر تسلیم است.
*توکل و تفویض و تسلیم از عناونینی هستند گویا که اذا اجتمعا افترقا و اذا افترقا اجتمعا
سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ فَقَالَ التَّوَکُّلُ عَلَى اللَّهِ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ تَتَوَکَّلَ عَلَى اللَّهِ فِی أُمُورِکَ کُلِّهَا فَمَا فَعَلَ بِکَ کُنْتَ عَنْهُ رَاضِیاً تَعْلَمُ أَنَّهُ لَا یَأْلُوکَ خَیْراً وَ فَضْلًا وَ تَعْلَمُ أَنَّ الْحُکْمَ فِی ذَلِکَ لَهُ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ بِتَفْوِیضِ ذَلِکَ إِلَیْهِ وَ ثِقْ بِهِ فِیهَا وَ فِی غَیْرِهَا.( سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ فَقَالَ التَّوَکُّلُ عَلَى اللَّهِ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ تَتَوَکَّلَ عَلَى اللَّهِ فِی أُمُورِکَ کُلِّهَا فَمَا فَعَلَ بِکَ کُنْتَ عَنْهُ رَاضِیاً تَعْلَمُ أَنَّهُ لَا یَأْلُوکَ خَیْراً وَ فَضْلًا وَ تَعْلَمُ أَنَّ الْحُکْمَ فِی ذَلِکَ لَهُ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ بِتَفْوِیضِ ذَلِکَ إِلَیْهِ وَ ثِقْ بِهِ فِیهَا وَ فِی غَیْرِهَا.( رخی لغت شناسان برای تعریف توکل از تفویض بهره گرفتهاند و برای تعریف تفویض از توکل سود جسته اند. در احادیث بسیاری، تفویض و توکل در کنار یکدیگر ذکر شده اند. در برخی احادیث آمده است که با تفویضِ امور خویش به خدا، بر او توکل کنید. این معنای تفویض در اخلاق اسلامی اهمیت ویژه ای دارد و در احادیث به آن ترغیب شده )
تفسیر نور: تفویض»، واگذار کردن کارها به خداست و این حالت بالاتر از توکّل است. چون در وکالت، موکّل مىتواند بر کار وکیل نظارت کند، ولى در تفویض همهى کارها را به خدا مىسپاریم.(99)
البتّه تفویض و سپردن کارها به خدا که شعار مؤمن آل فرعون بود، بعد از بکار بردن تمام تلاش خود در راه نجات موسى از قتل و بیدار کردن و هشدار دادن و تبلیغ کردن بود. این گونه تفویض است که انواع حمایتهاى الهى را به دنبال دارد. «فوقاه اللّه»
محقق طوسى در کتاب «اوصاف الاشراف» چنین تعریف کرده است: مقصود از توکل اینست که بنده هر کارى که میکند و براى او پیش مىآید بخدا تعالى واگذارد، زیرا که میداند خدا از خود او تواناتر و قویتر است و بنحو احسن انجام میدهد، و سپس بقضاء خدا راضى باشد، و با وجود این در امورى که خدا باو واگذار فرموده است کوشش و جدیت کند و خود را با کوشش و قدرت و اراده خویش از اسباب و شروطى بداند که موجب تعلق اراده و قدرت خدا بامر او مىشود،
#نور الثقلین:امام صادق علیه السلام مىفرماید: فرعونیان مؤمن آل فرعون را کشتند و مراد از «وقاه اللّه» این است که خداوند دین او را حفظ کرد(حقیر: اگر تفویض کردیم نباید انتظار داشته باشیم آن کاری که ما فکر میکنیم بهتر است انجام میشود، آنچه که خدا بهتر میداند انجام میشود)
غزالی از پیامبر اکرم نقل کرده است: «اَوّلُ العِلْمِ مَعْرفَةُ الجبّارِ وَ آخِرُ العِلْمِ تفویض الاَمْرِ اِلَیهِ
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى دَاوُدَ ع مَا اعْتَصَمَ بِی عَبْدٌ مِنْ عِبَادِی دُونَ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِی عَرَفْتُ ذَلِکَ مِنْ نِیَّتِهِ ثُمَّ تَکِیدُهُ(برای او چاره فراهم کند) السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِیهِنَّ إِلَّا جَعَلْتُ لَهُ الْمَخْرَجَ مِنْ بَیْنِهِنَّ وَ مَا اعْتَصَمَ عَبْدٌ مِنْ عِبَادِی بِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِی عَرَفْتُ ذَلِکَ مِنْ نِیَّتِهِ إِلَّا قَطَعْتُ أَسْبَابَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ مِنْ یَدَیْهِ وَ أَسَخْتُ الْأَرْضَ مِنْ تَحْتِهِ وَ لَمْ أُبَالِ بِأَیِّ وَادٍ هَلَک
#روایت: تبیین تفویض:
وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی مُؤْمِنِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ. فَوَقاهُ اللَّهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ وَ التَّفْوِیضُ خَمْسَةُ أَحْرُفٍ لِکُلِّ حَرْفٍ مِنْهَا حُکْمٌ فَمَنْأَتَى بِأَحْکَامِهِ فَقَدْ أَتَى بِهِ
1. التَّاءُ مِنْ تَرْکِهِ التَّدْبِیرَ فِی الدُّنْیَا وَ (نمیدونهم اصلا این مورد رو وقت میشه توضیح داد یا نه!!!)
2. الْفَاءُ مِنْ فَنَاءِ کُلِّ هِمَّةٍ غَیْرِ اللَّهِ وَ
3. الْوَاوُ مِنْ وَفَاءِ الْعَهْدِ وَ تَصْدِیقِ الْوَعْدِ وَ
4. الْیَاءُ الْیَأْسُ مِنْ نَفْسِکَ وَ الْیَقِینُ بِرَبِّکَ وَ
5. الضَّادُ مِنَ الضَّمِیرِ الصَّافِی لِلَّهِ وَ الضَّرُورَةِ إِلَیْهِ
وَ الْمُفَوِّضُ لَا یُصْبِحُ إِلَّا سَالِماً مِنْ جَمِیعِ الْآفَاتِ وَ لَا یُمْسِی إِلَّا مُعَافًى بِدِینِه
#روایت: تفویض از ارکان ایمان است: وَ قَالَ ع الْإِیمَانُ أَرْبَعَةُ أَرْکَانٍ التَّوَکُّلُ عَلَى اللَّهِ وَ الرِّضَا بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ التَّسْلِیمُ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ التَّفْوِیضُ إِلَى اللَّهِ قَالَ الْعَبْدُ الصَّالِحُ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ- فَوَقاهُ اللَّهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا