2-20. رذیله فرح (توضیح و بیان مفاسد) (قصص/76)

.... صافی
عن الصادق عن أبیه علیهما السلام اوحى اللَّه تعالى الى موسى علیه السلام لا تفرح بکثرة المال و لا تدع ذکری على کلّ حال فان کثرة ذکری تنسی الذّنوب و ترک ذکری یقسی القلوب.
.... نمونه
معروف است که قارون از بستگان نزدیک موسى ع (پسر عمو یا عمو یا پسر خاله او) بود، و از نظر اطلاعات و آگاهى از تورات معلومات قابل ملاحظهاى داشت، نخست در صف مؤمنان بود، ولى غرور ثروت او را به آغوش کفر کشید و به قعر زمین فرستاد، او را به مبارزه با پیامبر خدا وادار نمود و مرگ عبرتانگیزش درسى براى همگان شد، که شرح این ماجرا را در آیات مورد بحث مىخوانیم.
نخست مىگوید:" قارون از قوم موسى بود اما بر آنها ستم و ظلم کرد" (إِنَّ قارُونَ کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى فَبَغى عَلَیْهِمْ).
علت این بغى و ظلم آن بود که ثروت سرشارى به دست آورده بود، و چون ظرفیت کافى و ایمان قوى نداشت، این ثروت فراوان او را فریب داد و به انحراف و استکبار کشانید.
....نورالثقلین
عن أمیر المؤمنین علیه السلام حدیث طویل و فیه: و الفرح مکروه عند الله عز و جل.
فی کتاب التوحید باسناده الى أبان الأحمر عن الصادق جعفر بن محمد علیهما السلام انه جاء الیه رجل فقال له: بأبى أنت و أمی عظنی موعظة، فقال علیه السلام: ان کانت العقوبة من الله عز و جل حقا فالفرح لماذا؟
... آیات مرتبط
لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ (23)
فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ (44)
وَ إِذا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِها وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَیْدیهِمْ إِذا هُمْ یَقْنَطُونَ (36)
فَلَمَّا جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَ حاقَ بِهِمْ ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ (83)
وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ نَعْماءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّیِّئاتُ عَنِّی إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ (10)
... نکته
فرح در لغت مخالف حزن و اندوه است.
اصل فرح و شادبودن علاوه بر اینکه مذموم نیست بلکه در روایتی از جنود عقل قرار گرفته و حزن از جنود جهل به شمار آمده است:...وَ النَّشَاطُ وَ ضِدَّهُ الْکَسَلَ وَ الْفَرَحُ وَ ضِدَّهُ الْحَزَنَ...
فَرِحینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (170)
﴿ قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِکَ فَلْیَفْرَحُواْ هُوَ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ ﴾ یونس/58
در مقابل رویکرد افراطی و مجاز شمردن هر شادی و نشاطی در زندگی انسان و نیز رویکرد تفریطی نسبت به دین مبنی بر مخالفت دین با هر شادی و نشاط که ناشی از عدم شناخت درست آموزههای دینی است، رویکردی متعادل، واقعگرا و علمی نسبت به دین وجود دارد که شادی و نشاط را با ارائه بایدها و نبایدها جهتدهی کرده است و برای فرد و اجتماع، زندگی همراه با سعادت را به دنبال دارد.
آنچه مورد نکوهش است در دو موردیافت شده است:
1- شاد بودن نسبت به متعلق مذموم است.(کثرت مال، تکاثر،گناهان،آزار مؤمنان)
2- شادی همراه با غفلت از یاد خدا: چنانچه شادی بدون یاد خدا باشد سبب غفلت می شود و این غفلت زمینه عدم آرامش و حزن را فراهم می آورد الا بذکر الله تطمئن القلوب. برای همین شادی الکی، بدون علت خندیدن، خندیدن زیاد و... مورد نهی قرار گرفته است.
مزاح و شوخی که یکی از عوامل برجسته شادی است، اگر به سبکسری، بیشرمی
و گستاخی بیامیزد، «هزل» نامیده میشود که در اسلام مطرود است و اگر به تحقیر و
بدگویی و ناسزا آمیخته شود، آن را «هجو» میخوانند و این نیز در اسلام نهی شده
است. (اصول کافی، ج 2، ص663) اگر شوخی از حد خارج شود و به بیهودگی یا زیاده روی
بینجامد، باز از نظر اسلام، عملی ناپسند خواهد بود؛ امام صادق(ع) میفرمایند:
«زیاد شوخی کردن، آبرو را میبرد». (همان، ص566)
خنده و تبسم که از دیگر عوامل نشاط و شادی است، باید صادقانه بوده، شخصیت آدمی را
لکهدار نکند. خنده از نظر اسلام، وقتی موثر و مفید است که به شخصیت دیگران لطمه
وارد نکند. خنده با انگیزه آزردن، اهانت و تحقیر دیگری، نکوهیده است.
قالبهای نشاط و شادی و عوامل آن باید در شان مقام انسان و آرمانهای والای او
باشد؛ زیرا گاه محتوایی مفید در قالبی نامناسب، نتیجهای معکوس دارد و به همین
دلیل در روایات، قهقهه از شیطان تلقی شده (همان، 466) و تبسم، بهترین خنده دانسته
شده است. (غررالحکم و دررالکلم، ص222) زمان و مکان شادی نیز باید با آن متناسب
باشد؛ زیرا اگر این تناسب برقرار نباشد، بسیار ناپسند و زشت خواهد بود. مزاح و
بذلهگویی در مراسم سوگواری و مکانهای مقدس، شرعا و عقلا و عرفا ناپسند است.
... نکته
فرح در لغت مخالف حزن و اندوه است.
اصل فرح و شادبودن علاوه بر اینکه مذموم نیست بلکه در روایتی از جنود عقل قرار گرفته و حزن از جنود جهل به شمار آمده است:...وَ النَّشَاطُ وَ ضِدَّهُ الْکَسَلَ وَ الْفَرَحُ وَ ضِدَّهُ الْحَزَنَ...
فَرِحینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (170)
﴿ قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِکَ فَلْیَفْرَحُواْ هُوَ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ ﴾ یونس/58
در مقابل رویکرد افراطی و مجاز شمردن هر شادی و نشاطی در زندگی انسان و نیز رویکرد تفریطی نسبت به دین مبنی بر مخالفت دین با هر شادی و نشاط که ناشی از عدم شناخت درست آموزههای دینی است، رویکردی متعادل، واقعگرا و علمی نسبت به دین وجود دارد که شادی و نشاط را با ارائه بایدها و نبایدها جهتدهی کرده است و برای فرد و اجتماع، زندگی همراه با سعادت را به دنبال دارد.
آنچه مورد نکوهش است در دو موردیافت شده است:
1- شاد بودن نسبت به متعلق مذموم است.(کثرت مال، تکاثر،گناهان،آزار مؤمنان)
2- شادی همراه با غفلت از یاد خدا: چنانچه شادی بدون یاد خدا باشد سبب غفلت می شود و این غفلت زمینه عدم آرامش و حزن را فراهم می آورد الا بذکر الله تطمئن القلوب. برای همین شادی الکی، بدون علت خندیدن، خندیدن زیاد و... مورد نهی قرار گرفته است.
مزاح و شوخی که یکی از عوامل برجسته شادی است، اگر به سبکسری، بیشرمی
و گستاخی بیامیزد، «هزل» نامیده میشود که در اسلام مطرود است و اگر به تحقیر و
بدگویی و ناسزا آمیخته شود، آن را «هجو» میخوانند و این نیز در اسلام نهی شده
است. (اصول کافی، ج 2، ص663) اگر شوخی از حد خارج شود و به بیهودگی یا زیاده روی
بینجامد، باز از نظر اسلام، عملی ناپسند خواهد بود؛ امام صادق(ع) میفرمایند:
«زیاد شوخی کردن، آبرو را میبرد». (همان، ص566)
خنده و تبسم که از دیگر عوامل نشاط و شادی است، باید صادقانه بوده، شخصیت آدمی را
لکهدار نکند. خنده از نظر اسلام، وقتی موثر و مفید است که به شخصیت دیگران لطمه
وارد نکند. خنده با انگیزه آزردن، اهانت و تحقیر دیگری، نکوهیده است.
قالبهای نشاط و شادی و عوامل آن باید در شان مقام انسان و آرمانهای والای او
باشد؛ زیرا گاه محتوایی مفید در قالبی نامناسب، نتیجهای معکوس دارد و به همین
دلیل در روایات، قهقهه از شیطان تلقی شده (همان، 466) و تبسم، بهترین خنده دانسته
شده است. (غررالحکم و دررالکلم، ص222) زمان و مکان شادی نیز باید با آن متناسب
باشد؛ زیرا اگر این تناسب برقرار نباشد، بسیار ناپسند و زشت خواهد بود. مزاح و
بذلهگویی در مراسم سوگواری و مکانهای مقدس، شرعا و عقلا و عرفا ناپسند است.
.... المیزان
" إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ" کلمه" فرح" به معناى" بطر" تفسیر شده، و لیکن بطر، لازمه فرح و خوشحالى از ثروت دنیا است، البته فرح مفرط و خوشحالى از اندازه بیرون، چون خوشحالى مفرط آخرت را از یاد مىبرد، و قهرا بطر و طغیان مىآورد، و به همین جهت در آیه شریفه:" وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ" «2» اختیال، و فخر را از لوازم فرح شمرده، و فرموده به آنچه خدا به شما داده خوشحالى مکنید، که خدا اشخاص مختال و فخور را دوست نمىدارد.
و نیز به همین جهت است که در آیه مورد بحث نیز نهى از فرح را تعلیل کرده به اینکه خدا اشخاص خوشحال را دوست نمىدارد.