نور در حرم نور

تفسیر قران در محضر حضرت معصومه سلام الله علیها

نور در حرم نور

تفسیر قران در محضر حضرت معصومه سلام الله علیها

کلمات کلیدی

آخرین نظرات

24:224:3
24:4
۹۶/۰۳/۲۲ موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین صفاریان

j18

نظرات  (۱۰)

... نمونه

در اینجا حدیث جالبى (از پیامبر ص) نقل شده که توجه به آن لازم است:

یؤتى بوال نقص من الحد سوطا فیقال له لم فعلت ذاک؟ فیقول: رحمة لعبادک، فیقال له انت ارحم بهم منى؟! فیؤمر به الى النار، و یؤتى بمن زاد سوطا، فیقال له لم فعلت ذلک؟ فیقول لینتهوا عن معاصیک! فیقول: انت احکم به منى؟! فیؤمر به الى النار!:

" روز قیامت بعضى از زمامداران را که یک تازیانه از حد الهى کم کرده‏اند در صحنه محشر مى‏آورند و به او گفته مى‏شود چرا چنین کردى؟ مى‏گوید: براى رحمت به بندگان تو! پروردگار به او مى‏گوید:

آیا تو نسبت به آنها از من مهربانتر بودى؟! و دستور داده مى‏شود او را به آتش بیفکنید! دیگرى را مى‏آورند که یک تازیانه بر حد الهى افزوده، به او گفته مى‏شود:

چرا چنین کردى؟ در پاسخ مى‏گوید: تا بندگانت از معصیت تو خوددارى کنند! خداوند مى‏فرماید: تو از من آگاهتر و حکیم‏تر بودى؟! سپس دستور داده مى‏شود او را هم به آتش دوزخ ببرند" «1».

3- دستور حضور جمعى از مؤمنان در صحنه مجازات است چرا که هدف تنها این نیست که گنهکار عبرت گیرد، بلکه هدف آنست که مجازات او سبب عبرت دیگران هم شود، و به تعبیر دیگر: با توجه به بافت زندگى اجتماعى بشر، آلودگیهاى اخلاقى در یک فرد ثابت نمى‏ماند، و به جامعه سرایت مى‏کند، براى پاکسازى باید همانگونه که گناه برملا شده مجازات نیز برملا گردد.

.... آیات مشابه

وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما جَزاءً بِما کَسَبا نَکالاً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ (38)

وَ الَّذانِ یَأْتِیانِها مِنْکُمْ فَآذُوهُما فَإِنْ تابا وَ أَصْلَحا فَأَعْرِضُوا عَنْهُما إِنَّ اللَّهَ کانَ تَوَّاباً رَحیماً (16)

...روایات

محمدبن یعقوب، عن الحسین بن محمد، عن معلى بن محمد، عن الحسن بن على الوشاء، عن حمادبن عثمان، «قالَ: قُلتُ لابى عبداللّه علیه السلام: فى اَدَبِ الصّبى وَ المَمَلُوکِ، فَقالَ: خَمسَةٌ أو سِتّةٌ وَ اَرَفَق.»

حمادبن عثمان مى گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: درباره مقدار تأدیب کودک و مملوک چه مى فرمایید؟ حضرت فرمود: پنج یا شش ضربه و کمتر.

امام علی (علیه السلام) می فرمایند:
قِوامُ الشَّریعَهِ الأمرُ بِالمَعرُوفِ والنَّهیُ عَنِ المُنکَرِ و إقامَهُ الحُدودِ؛استوارى شریعت ، به امر به معروف و نهى از منکر و برپاداشتن حدود است. میزان الحکمه ، ح
۱۲۶۸۸

... آیت الله مکارم

فلسفه حد وتعزیر

شکى نیست که تشریع احکام الهى به خاطر دعوت مردم به قسط و عدل و هدایت جامعه به طرق امن و امان است; تا انسان ها بتوانند به کسب فضایل و نفى رذائل و سیرالى الله و مقام قرب الهى که مقصد اعلاى آفرینش است بپردازند و از آنجا که احکام الهى به تنهایى در همه نفوس مؤثّر واقع نمى شود، لازم است در کنار آن بشارت و انذار قرار گیرد تا انگیزه حرکت مردم در انجام آنهاتأمین شود.

و از آنجا که بشارات و انذارهاى اخروى براى بازداشتن گروهى از مردم از اعمال خلاف و وادارکردن آن ها به انجام وظایف فردى و اجتماعى کافى نیست; لازم است مجازات هاى دنیوى براى کسانى که از حدود الهى تجاوز مى کنند; و حق و عدالت را زیر پا مى گذارند تعیین گردد، تا ضامن اجراى این احکام در میان کسانى شود که تربیت کافى دینى و تقواى الهى ندارند.

شکى نیست که نظام اسلامى با نظام هاى مادّى تفاوت دارد; چون در چنین مجالى، در نظام هاى مادّى هیچ ضامن اجرائى جز همان مجازات هاى دنیوى و مادّى وجود ندارد; به همین دلیل هر حکمى که فاقد عقوبت متخلّف باشد، از نظر آنها حکم و قانون شمرده نمى شود، بلکه آن را یک توصیه اخلاقى مى دانند.

در حالى که در نظام هاى دینى، اعتقادات قلبى و تعهّدات معنوى و ایمان به دادگاه بزرگ الهى در قیامت، و توجه به مراقبت پروردگار در دنیا، یکى از انگیزه هاى مهم و ضامن اجرائى قوى است; ولى چون این انگیزه هاى الهى در همه نفوس به تنهایى مؤثّر نیست، باید در کنار جریمه هاى مادّى و عقوبت هاى دنیوى نیز قرار گیرد.

اهتمام شارع مقدّس به اجراى حدود و مجازات متخلّفان تا آن حد است، که در روایات متعدّدى مى خوانیم: «حَدّ یُقامُ فِى الاَرْضِ اَزْکى مِنْ مَطَرِ اَرْبَعینَ لَیْلَةً وَ اَیّامِها»: «حدّى که در زمین اجرا شود پر بارتر از چهل شبانه روز باران است!» این حدیث هم از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و هم از امام باقر(علیه السلام) و از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است; و در بعضى از این متون به جاى «اَزْکى»، «اَفْضَل»، یا «اَنْفَع» آمده است.(1)

در تفسیر آیه شریفه (... یُحیِى الاَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها) (2)در حدیثى از امام هفتم موسى بن جعفر(علیه السلام) مى خوانیم: «لَیْسَ یُحیِیها بِالْقَطرِ وَلکِنْ یَبْعَثُ اللهُ رِجالا فَیُحْیونَ الْعَدْلَ فَتُحْیَى الاَرْضُ لاِحْیاءِ الْعَدلِ، ثُمَّ قالَ : "وَ لاِقامَةُ الْحَدِّ فیهِ اَنْفَعُ فِى الاَرْضِ مِنَ الْقَطَر اَرْبَعینَ صَباحاً"»: (تنها) زمین را باران زنده نمى کند; بلکه خداوند مردانى را برمى انگیزد که عدالت را زنده کنند، سپس زمین به خاطر احیاى عدالت زنده مى شود، بعد از آن امام(علیه السلام) افزود: «به یقین اجراى یک حدّ در طریق عدالت سودمندتر است از چهل روز باران در زمین!» (3)

چرا اجراى یک حدّ انفع و افضل و ازکى از چهل شبانه روز باران نباشد؟! در حالى که سلامت جامعه و امنیّت و ثبات در آن اصل و ریشه هر خیر و برکتى است; زیرا باران هاى پر برکت و وفور نعمت و منافع اقتصادى بدون امنیّت کارساز نیست; و امنیّت اجتماعى بدون اجراى حدود و احقاق حقوق حاصل نمى شود; در غیر این صورت مردم به جان هم مى افتند و ظلم و فساد سطح جامعه را فرا مى گیرد; شهرها ویران و بندگان خدا به استضعاف کشیده مى شوند.

... نکته

خواجه نصیرالدین، با الهام از آیات قرآن کریم و روایات معصومان علیهم السلام تعلیم و تربیت فرزند را بر والدین و مربیان فرض دانسته و بر اجبارى بودن آموزش تأکید دارد. وى مى گوید: اگر کسى از کودک رفتار ناپسند مشاهده نمود، ابتدا با تعامل با آن برخورد نماید و اگر آن عمل را تکرار کرد، در نهان او را سرزنش نماید و از انجام دوباره او را برحذر دارد و اگر روش هاى تنبیهى آسان تر مؤثر واقع نشد مى توان با تنبیه بدنى او را اصلاح کرد. البته باید تنبیه بدنى در عین دردآور بودن، اندک و بى ضرر باشد.

خداوند متعال برای گناهان وعده عذاب داده و تنبیه تکوینی هم قرار داده است مثل قطع رحم، ظلم، سرزنش کردن و.... گاهی اوقات افراد خود متوجه این تنبیه ها می شوند

در روایات بابی به نام تادیب فرزند وجود دارد که البته شرایط و محدوده ای دارد

اگر به شروط ذکر شده دقت کنید ، خواهید دریافت که اسلام برای دزدی هایی که بر اساس یک وسوسه یا تحریک و یا از روی نادانی باشد و یا از روی اشتباه یا سو برداشت ، انجام شود  ، مجزات سخت بریدن دست را اعمال نمی کند ، از نظر اسلام کسی مستحق بریدم دست است که دزد است ، کار و درامدش دزدی است ، به اموال دیگران چشم طمع دارد ، با علم و اگاهی می دزد ، نقشه میکشد ، رشوه می دهد ، زد و بند می کند ، اختلاس می کند و  ...
 
از نظر اسلام این افراد همانند یک انگل ، یک غده سرطانی هستند که باید درمان شود ، باید از پیکر جامعه اسلامی جدا شود. باید دست کسی که به مال و اموال دیگران دست درازی می کند بریده شود ، باید برای این افراد این چنین مجازات سخت و وحشت اوری وضع شود.

 امروز اگر شاهد اختلاس های میلیاردی هستیم ، اگر شاهد رشوه های کلان و حساب سازی ها و جابه جایی پول ها و سو استفاده از نظام پولی و بانکی هستیم ، اگر شاهد دزدی های کوچک و بزرگ هستیم ، اگر هر کسی اجازه دست درازی به مال دیگران را به خود می دهد ، اگر امروز افرادی به بیت المال و مال و سرمایه ملت اسلامی دستبرد می زند ، اگر امروز ، هر سود جویی به راحتی به فکر دزدی و کلاه برداری می افتاد ، فقط و فقط به این علت است که از احکام و دستورات اسلام دور شده اییم و بی شک تنها راه نجات ،  بازگشت به اسلام و حقیقت اسلام است.

اولین شرط مجازات این است که خود مجازات باز دارنده باشد ، یعنی فرد با در نظر گرفتن مجازات از انجام جرم منصرف شود ، مسلما حکم اسلام بر بریدن دست سارق یک حکم محکم و باز دارنده است.

اگر ان مسئول ، اگر ان مدیر ، اگر ان رئیس بانک ، اگر ان کارمند ، اگر ان تاجر ، اگر ان شخص ، همان شخصی که به خود اجازه می دهد دزدی کند ، اگر لحظه ایی به قطع شده انگشت خود می اندیشید بی شک قدم از قدم بر نمی داشت ، بی شک اگر به حکم قاطع و صریح اسلام می اندیشید ، هیچ وقت به خود  اجازه دست درازی به مال دیگران و ملت اسلامی را نمی داد. (2)

چرا ؟
چرا امروز جزای یک اختلاس گر باید چند سال زندان باشد ؟!
چرا باید یک بیچاره که از فشار تنگ دستی دست به دزدی می زند با یک محاکمه ساده محکوم شود و یک اختلاس گر با کمال احترام محاکمه شود و شاید هیچ وقت محکوم نشود ؟!!
چرا باید یک مسئول یا یک مدیر به خود اجازه دست درازی به مال دیگران و ملت اسلامی را بدهد ؟
چرا مجازات برای چنین دزدی هایی که اثار دزدی انها کم از جنایت نیستند ، سخت و باز دارنده نیست ؟
چرا امروز ما با سطحی نگری ، با ترس از اجرای احکام الهی ، با مصلحت اندیشی های بی مورد ، و یا بدبینانه تر  ، برای باز شده راه سو استفاده خود ، احکام ناب اسلامی را به حاشیه می بریم و در موزه تاریخ به ان می نگریم و به خیال خود از ان پاسداری می کنیم.

از پیامبر (ص) نقل شده است: هر گاه زنا زیاد شود، مرگ ناگهانى هم زیاد مى‏شود.

زنا نکنید، تا همسران شما نیز به زنا آلوده نشوند. هر که به ناموس دیگران تجاوز کند، به ناموسش تجاوز خواهد شد. همان گونه که با دیگران رفتار کنید، با شما رفتار خواهد شد.[۱۰۷]

امام على بن ابى طالب (ع) در حدیثى مى‏گوید: از پیامبر شنیدم چنین مى‏فرمود: در زنا شش اثر سوء است، سه قسمت آن در دنیا و سه قسمت آن در آخرت است.

اما آنها که در دنیا است یکى این است که صفا و نورانیت را از انسان مى‏گیرد روزى را قطع مى‏کند، و تسریع در نابودى انسان ها مى‏کند و اما آن سه که در آخرت است غضب پروردگار، سختى حساب و دخول- یا خلود- در آتش دوزخ است[۱۰۸].‏

على (ع) ترک زنا را مایۀ استحکام خانواده و ترک لواط را عامل حفظ نسل مى‏داند.

در یکى از سخنان حضرت رضا (ع) برخی مفاسد زنا عنوان شده، از جمله:

۱٫ ارتکاب قتل به وسیلۀ سقط جنین

۲٫ بر هم خوردن نظام خانوادگى و خویشاوندى

۳٫ ترک تربیت فرزندان

۴٫ از بین رفتن موازین ارث

حدود زنا

اجرای احکام حقوقی اسلام و از جمله حدود یکی از ضروری‏ترین مسائل اجتماعی ‏اسلام است و از اهمیت ویژه‏ای برخوردار می‏باشد؛ چرا که هیچ اجتماعی بدون آن از امنیت جانی، مالی، عقیدتی، ناموسی و آبرویی برخوردار نخواهد بود. با توجه به اینکه حد در اصطلاح فقه عبارت از مجازات‌هایی است که در شرع برای بعضی از گناهان معین شده است و مقدار و کیفیت مجازات ها برای انسان ها مجهول است لذا خداوند متعال در  قرآن کریم در آیات مختلف اجرای حدّ و بعضاً میزان آن را نسبت به تبهکاران مقرر داشته است، برای نمونه:

الزَّانِیَهُ وَ الزَّانی‏ فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَهَ جَلْدَهٍ وَ لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَهٌ فی‏ دینِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَهٌ مِنَ الْمُؤْمِنینَ.[۶۲]

” الزَّانِیَهُ وَ الزَّانِی … جَلْدَهٍ”- مراد مرد و زنى است که این عمل شنیع از آن دو سر زده، که باید به هر یک از آن دو صد تازیانه بزنند، و صد تازیانه حد زنا است به نص این آیه شریفه، چیزى که هست در چند صورت تخصیص خورده، اول این که زناکاران محصن باشند، یعنى مرد زناکار داراى همسر باشد، و زن زناکار هم شوهر داشته باشد، یا یکى از این دو محصن باشد که در این صورت هر کس که محصن است باید سنگسار شود، دوم این که برده نباشند که اگر برده باشند حد زناى آنان نصف حد زناى آزاد مى‏باشد. در این آیه سه حکم بیان شده است: صد تازیانه زدن به زن و مرد زناکار، عدم رأفت در اجراء این حکم و حضور جمعى به وقت تازیانه زدن

می گوید: نباید رأفت (و محبت کاذب) نسبت به آن دو شما را از اجراى حکم الهى مانع شود. شدت عمل نشان می‏دهد، می‏گوید: اینجا جای رأفت و گذشت نیست. همین‏ قدر که ثابت شد، دیگر حق گذشت نداری. در جمله بعد هم مخصوصا امر می‏کند که مبادا اجرای حکم حد مرد زناکار و زن زناکار را در پشت دیوارها و دور از چشم مردم انجام دهید. حتما باید در حضور مردم باشد و خبرش همه جا پخش شود تا بدانند اسلام در مسأله‏ عفاف حساسیت فوق العاده دارد، چون اصل اجرای دستورهای جزائی برای‏ تأدیب و تربیت اجتماع است. یک زنی زنا کند و محرمانه او را ولو اعدام هم کنند، اثری در اجتماع نمی بخشد.

در صدر اسلام هم هر وقت چنین‏ چیزی اتفاق می‏افتاد (که البته کم هم اتفاق افتاده چون این قوانین را که‏ اجرا می‏کردند زنا کم اتفاق می‏افتاد) اعلام عمومی می‏کردند. بنابراین در مجازات زنا، علاوه بر خود مجازات، کیفیت اجرا نیز معلوم گردیده و حضور مردم لازم دانسته شده است ‏(ولیشهد عذابهما طائفة من المۆمنین، نور آیه 2): و باید گروهى از مۆمنان مجازاتشان را مشاهده کنند! و این حضور جز براى این که هدف بازدارندگى بهتر تأمین شود، ظاهراً دلیل دیگرى ندارد. دستور حضور جمعى از مۆمنان در صحنه مجازات برای اینست که هدف تنها این نیست که گنهکار عبرت گیرد، بلکه هدف آنست که مجازات او سبب عبرت دیگران هم شود، و به تعبیر دیگر: با توجه به بافت زندگى اجتماعى بشر، آلودگیهاى اخلاقى در یک فرد ثابت نمى ماند، و به جامعه سرایت مى کند، براى پاکسازى باید همان گونه که گناه برملا شده مجازات نیز برملا گردد.

و بدین ترتیب اساس پاسخ این سۆال که چرا اسلام اجازه مى دهد آبروى انسانى در جمع بریزد روشن مى شود، زیرا مادام که گناه آشکار نگردیده و به دادگاه اسلامى کشیده نشده است خداوند ستار العیوب راضى به پرده درى نیست اما بعد از ثبوت جرم و بیرون افتادن راز از پرده استتار، و آلوده شدن جامعه و کم شدن اهمیت گناه، باید به گونه اى مجازات صورت گیرد که اثرات منفى گناه خنثى شود و عظمت گناه به حال نخستین باز گردد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی