10-3.توبه/19 نکته تربیتی: توجه بیشتر به رفتارهای جهادی مبتنی بر ایمان در مفایسه با مناسک ظاهری دین

2- جهادگران مخلص برتر از دیگرانند، هر چند دیگران منشأ خدماتى از طریق مشاغل دیگر باشند. أَ جَعَلْتُمْ سِقایَةَ الْحاجِ ... کَمَنْ ... جاهَدَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ
3- برابر دانستن جهادگران با ایمان با دیگران، مورد توبیخ و یکى از ظلمهاى اجتماعى است. أَ جَعَلْتُمْ ... کَمَنْ ... جاهَدَ ... الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ
تفسیر نور
حال طبق این آیات است حمایت رهبری
یکی از مهمترین راههای تقویت درونی، حفظ روحیّهی انقلابی گری است در مردم؛ بخصوص در جوان ها. سعی دشمنان این است که جوان ما را لاابالی بار بیاورند، نسبت به انقلاب بیتفاوت بار بیاورند، روحیّهی حماسه و انقلابی گری را در او بکُشند و از بین ببرند؛ جلوی این باید ایستاد. جوان، روحیّهی انقلابی گری را باید حفظ کند. و مسئولین کشور جوان های انقلابی را گرامی بدارند؛ این همه جوان های حزباللّهی و انقلابی را برخی از گویندگان و نویسندگان نکوبند به اسم افراطی و امثال اینها. جوان انقلابی را باید گرامی داشت، باید به روحیّهی انقلابی گری تشویق کرد؛ این روحیّه است که کشور را حفظ می کند، از کشور دفاع می کند؛ این روحیّه است که در هنگام خطر به داد کشور می رسد."
تشبیهی قابل تأمل!
نکته ی جالب در آیه ی شریفه این است که کار و انسان در مقام تشبیه قرار گرفته اند، یک طرف تشبیه کار است و طرف دیگر، انسان؛ یعنی سقایت و عمارت که هر دو نوعی کار هستند به "من آمن" که منظور یک انسان مومن است، تشبیه شده اند و آیه این چنین معنا می شود: «آیا سیراب کردن حاجان و آباد کردن مسجدالحرام، مانند انسان مومن مجاهد است»؟! در صورتی که براساس قواعد ادبی هر دو طرف تشبیه باید با هم سنخیت داشته باشند؛ یعنی هر دو طرف، کار و یا هر دو طرف، انسان باشند؛ مثلا گفته شود: "اجعلتم سقایه الحاج و عماره المسجد الحرام کمن امن بالله و الیوم الاخر وجهد فی سبیل الله"، و یا گفته شود: "اجعلتم من سقی الحاج وعمر المسجد الحرام کمن آمن..".
ارزش هر کاری به نیت فاعل آن بستگی دارد
ولی در این آیه می بینیم یک طرف تشبیه، کار و طرف دیگر آن، انسان است و این نشان می دهد که در طرف اول، شخص فاعل مورد توجه نیست؛ اما در طرف دوم، شخص فاعل مورد توجه و تجلیل و تکریم است. لذا در طرف اول، چون شخص فاعل در نزد خدا محترم نیست، کارش نیز از نظر خدا ارزش و احترامی ندارد، هر چند ظاهرا کارخوبی باشد، اما در طرف دوم به دلیل محترم بودن شخص فاعل در نزد خدا، کارش نیز دارای ارزش و احترام است، چون از او صادر شده و پرتو وجود اوست. البته آب دادن به حاجیان آن هم در بیابان های سوزان حجاز در حد خود، کار بسیار خوبی است، و مسلما کسی که در آن شرایط دشوار، کار آب دهی و سیراب کردن حجاج را به عهده بگیرد، طبیعی است که افتخار بزرگی نصیبش می شود و در نظر مردم موقعیت محبوبی پیدا می کنند ولی در عین حال، این کار با عظمت در نزد خدا ارزشی نداشته و در مقابل "من آمن" چیزی به حساب نیامده است و موضوع "عماره المسجد الحرام" و آباد ساختن آن، که در مقابل "من آمن" آمده به همین منوال است و نیز بهایی داده نشده است و تنها من آمن مورد تجلل و تکریم خدا قرار گرفته است.
وزن و ارزش عملبه زنده بودن و توأم بودن عمل با ایمان است
در آیه شریفه در یک طرف مقابله (سقایه الحاج ) و (عمارة المسجد الحرام ) بدون هیچ قید زائدى آمده، و در طرف دیگر آن، ایمان به خدا و روز جزا، و یا به عبارتى جهاد در راه خدا با قید ایمان قرار گرفته است، و این خود بخوبى مى رساند که منظور از سقایت و عمارت در آیه، سقایت و عمارت خشک و خالى و بدون ایمان است، ذیل آیه هم که مى فرماید: (و الله لا یهدى القوم الظالمین ) - بنا بر اینکه تعریض به اهل سقایت و عمارت باشد بخاطر کفر و ظلمشان چنانکه متبادر از سیاق هم همین است نه تعریض به خیال باطلى که کرده و حکم بتساوى نموده اند - این نکته را تاءیید مى کند.
طبرى از ابن عباس روایت کند که این آیه درباره عباس در روز بدر نازل شده، موقعى که گفته بود اگر شما در اسلام آوردن سبقت جسته و به هجرت نیز پیشى گرفته اید. مانند ما سابقه سقایت حاج و حفظ خانه کعبه را ندارید سپس این آیه نازل گردید.