نور در حرم نور

تفسیر قران در محضر حضرت معصومه سلام الله علیها

نور در حرم نور

تفسیر قران در محضر حضرت معصومه سلام الله علیها

کلمات کلیدی

آخرین نظرات

9:19
۹۶/۰۳/۱۴ موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین صفاریان

j10

نظرات  (۷)

طبرى از ابن عباس روایت کند که این آیه درباره عباس در روز بدر نازل شده، موقعى که گفته بود اگر شما در اسلام آوردن سبقت جسته و به هجرت نیز پیشى گرفته اید. مانند ما سابقه سقایت حاج و حفظ خانه کعبه را ندارید سپس این آیه نازل گردید.


پس صرف سایقه بیشتر دلیل نیست . ملاک نیت ها و اصل و اسنمرار  جهاد برای خدا

2- جهادگران مخلص برتر از دیگرانند، هر چند دیگران منشأ خدماتى از طریق مشاغل دیگر باشند. أَ جَعَلْتُمْ سِقایَةَ الْحاجِ‌ ... کَمَنْ‌ ... جاهَدَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ‌

3- برابر دانستن جهادگران با ایمان با دیگران، مورد توبیخ و یکى از ظلم‌هاى اجتماعى است. أَ جَعَلْتُمْ‌ ... کَمَنْ‌ ... جاهَدَ ... الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ‌

تفسیر نور 

حال طبق این آیات است حمایت رهبری


یکی از مهم‌ترین راه‌های تقویت درونی، حفظ روحیّه‌ی انقلابی گری است در مردم؛ بخصوص در جوان ها. سعی دشمنان این است که جوان ما را لاابالی بار بیاورند، نسبت به انقلاب بی‌تفاوت بار بیاورند، روحیّه‌ی حماسه و انقلابی گری را در او بکُشند و از بین ببرند؛ جلوی این باید ایستاد. جوان، روحیّه‌ی انقلابی گری را باید حفظ کند. و مسئولین کشور جوان های انقلابی را گرامی بدارند؛ این‌ همه جوان های حزب‌اللّهی و انقلابی را برخی از  گویندگان و نویسندگان نکوبند به اسم افراطی و امثال اینها. جوان انقلابی را باید گرامی داشت، باید به روحیّه‌ی انقلابی گری تشویق کرد؛ این روحیّه است که کشور را حفظ می کند، از کشور دفاع می کند؛ این روحیّه است که در هنگام خطر به داد کشور می رسد."

تشبیهی قابل تأمل!

نکته ی جالب در آیه ی شریفه این است که کار و انسان در مقام تشبیه قرار گرفته اند، یک طرف تشبیه کار است و طرف دیگر، انسان؛ یعنی سقایت و عمارت که هر دو نوعی کار هستند به "من آمن" که منظور یک انسان مومن است، تشبیه شده اند و آیه این چنین معنا می شود: «آیا سیراب کردن حاجان و آباد کردن مسجدالحرام، مانند انسان مومن مجاهد است»؟! در صورتی که براساس قواعد ادبی هر دو طرف تشبیه باید با هم سنخیت داشته باشند؛ یعنی هر دو طرف، کار و یا هر دو طرف، انسان باشند؛ مثلا گفته شود: "اجعلتم سقایه الحاج و عماره المسجد الحرام  کمن امن بالله و الیوم الاخر وجهد فی سبیل الله"، و یا گفته شود: "اجعلتم من سقی الحاج وعمر المسجد الحرام کمن آمن..".

ارزش هر کاری به نیت فاعل آن بستگی دارد

ولی در این آیه می بینیم یک طرف تشبیه، کار و طرف دیگر آن، انسان است و این نشان می دهد که در طرف اول، شخص فاعل مورد توجه نیست؛ اما در طرف دوم، شخص فاعل مورد توجه و تجلیل و تکریم است. لذا در طرف اول، چون شخص فاعل در نزد خدا محترم نیست، کارش نیز از نظر خدا ارزش و احترامی ندارد، هر چند ظاهرا کارخوبی باشد، اما در طرف دوم به دلیل محترم بودن شخص فاعل در نزد خدا، کارش نیز دارای ارزش و احترام است، چون از او صادر شده و پرتو وجود اوست. البته آب دادن به حاجیان آن هم در بیابان های سوزان حجاز در حد خود، کار بسیار خوبی است، و مسلما کسی که در آن شرایط دشوار، کار آب دهی و سیراب کردن حجاج را به عهده بگیرد، طبیعی است که افتخار بزرگی نصیبش می شود و در نظر مردم موقعیت محبوبی پیدا می کنند ولی در عین حال، این کار با عظمت در نزد خدا ارزشی نداشته و در مقابل "من آمن" چیزی به حساب نیامده است و موضوع "عماره المسجد الحرام" و آباد ساختن آن، که در مقابل "من آمن" آمده به همین منوال است و نیز بهایی داده نشده است و تنها من آمن مورد تجلل و تکریم خدا قرار گرفته است.


وزن و ارزش عملبه زنده بودن و توأم بودن عمل با ایمان است

در آیه شریفه در یک طرف مقابله (سقایه الحاج ) و (عمارة المسجد الحرام ) بدون هیچ قید زائدى آمده، و در طرف دیگر آن، ایمان به خدا و روز جزا، و یا به عبارتى جهاد در راه خدا با قید ایمان قرار گرفته است، و این خود بخوبى مى رساند که منظور از سقایت و عمارت در آیه، سقایت و عمارت خشک و خالى و بدون ایمان است، ذیل آیه هم که مى فرماید: (و الله لا یهدى القوم الظالمین ) - بنا بر اینکه تعریض به اهل سقایت و عمارت باشد بخاطر کفر و ظلمشان چنانکه متبادر از سیاق هم همین است نه تعریض به خیال باطلى که کرده و حکم بتساوى نموده اند - این نکته را تاءیید مى کند.

. روایاتی که شرط صحّت و قبولی اعمال را التزام به ولایت ائمه می‏داند و عمل صالح بدون ولایت را بی‏فایده می‏شمارد. در حدیث معروف زراره به نقل از امام صادق(ع) که می‏فرماید: اسلام بر پنج پایه بنا شده است: نماز، زکات، حجّ، روزه و ولایت. زراره از حضرت می‏پرسد کدام یک افضل است؟ امام می‏فرماید: ولایت افضل است، زیرا ولایت کلید آنهاست. در ادامه حدیث، به ترتیب فضیلت هر یک از آنها بر شمرده می‏شود و در پایان حضرت درباره اهمیت ولایت می‏فرماید: «اگر مردی شب‏ها را به عبادت سپری کند و روزها را روزه بدارد و تمام اموالش را صدقه بدهد و در تمام عمرش حج را به جا آورد، اما امر ولایت ولیّ خدا را نشناسد تا از او پیروی کند و تمام اعمالش با راهنمایی او باشد، برای او در ثواب خدای عزّوجل حقّی نیست و او در شمار اهل ایمان نیست. سپس فرمود: خدا نیکوکاران از ایشان [اهل ولایت یا مخالفان مستضعف [را به یمن رحمت خود در بهشت وارد کند».(1)

 «... لو ان رجلاً قام لیله و صام نهاره و تصدّق بجمیع ماله و حجّ جمیع دهره و لم یعرف ولایة ولی اللّه‏ فیوالیه و یکون جمیع اعماله بدلالته الیه ما کان علی اللّه‏ عزّوجل حق فی ثوابه...» (کافی، ج 2، ص 18).
2. «... لو انّ رجلاً لقی اللّه‏ بعمل سبعین نبیا ثمّ لم یأت بولایة اولی الامر منا اهل البیت ما قبل اللّه‏ منه صرفا و عدلاً» (امالی شیخ مفید، ص 115).
1. «... انّ افضل البقاع ما بین الرکن و المقام ولو ان رجلاً عمّر ما عمّر نوح فی قومه الف سنة الاخمسین عاما یصوم النهار و یقوم اللیل فی ذلک الموضع ثمّ لقی اللّه‏ بغیر ولایتنا لم ینفعه ذلک شیئا» (بحار، ج 27، ص 173).
 در پاره ای از آیات قرآن تصریح شده  که عمل کافر غیر مقبول است، همچنان که در روایات بسیاری وارد است که عمل غیر شیعه یعنی عمل کسی که ولایت ائمه معصومین (ع) را ندارد مقبول نیست. در سوره مبارکه ابراهیم، خدا اعمال کفار را به خاکستری تشبیه می کند که به وسیله تندبادی پراکنده شود و از دست برود: «مثل الذین کفروا بربهم اعمالهم کرماد اشتدت به الریح فی یوم عاصف لا یقدرون مما کسبوا علی شیء، ذلک هو الضلال البعید؛ مثل کافران اینگونه است که کارهای ایشان همچون توده خاکستری است که در یک روز طوفانی دستخوش باد سختی گردد، بر چیزی از آنچه فراهم کرده اند دست نمی یابند، آن است گمراهی عمیق» (ابراهیم/ 18).
در آیه ای از سوره مبارکه نور، اعمال کافران به سرابی تشبیه شده است که آب نما است ولی از نزدیک هیچ است. این آیه می فرماید: خدمات بزرگی که چشمها را خیره می کند و در نظر برخی از ساده لوح ها حتی از خدمات انبیاء هم بزرگتر است اگر با ایمان به خدا توأم نباشد هیچ و پوچ است و عظمت آن، خیالی بیش نیست، همچنان که سراب. اینک متن آیه کریمه: «و الذین کفروا اعمالهم کسراب بقیعة یحسبه الظمان ماء حتی اذا جاءه لم یجده شیئا و وجد الله عنده فوفیه حسابه، و الله سریع الحساب؛ و کافران کارهایشان همچون سرابی در بیابان است که شخص تشنه آن را آب می پندارد، تا وقتی که نزدیک آن بیاید می بیند که هیچ نیست، و خدا را در آنجا می یابد که به حساب وی می رسد و خدا بی درنگ حساب را تصفیه می کند» (نور/ 39).
وضع امیرالمؤمنین، حقیقتاً هم خیلی مشکل بوده است. زمان پیامبر، جنگها، صف‌کشیها و جناح‌بندیها، جناح‌بندیهای واضحی بود؛ کفر بود و ایمان، شرک بود و توحید. شرک واضح بود، منافقانی هم که بودند، منافقان شناخته‌شده‌یی بودند، پیامبر منافقان خودش را هم می‌شناخت؛ منافقانی که در مدینه بودند، منافقانی که از مدینه فرار کردند و به طرف مکه رفتند؛ «فمالکم فی‌المنافقین فئتین واللَّه ارکسهم بما کسبوا». انواع و اقسام منافقان در زمان پیامبر بودند؛ منافقانی که تا اشتباهی می‌کردند، درباره‌شان آیه‌یی نازل می‌شد و حقایق روشن می‌گردید؛ پیامبر بیان می‌کرد، همه می‌فهمیدند؛ اشتباهی در کار نمی‌ماند. اما در زمان امیرالمؤمنین، بزرگترین مشکل، وجود یک جناح علی‌الظاهر مسلمان، با همه‌ی شعارهای اسلامی، اما در اساسیترین مسأله‌ی دین منحرف بود؛ یعنی همان کسانی که مقابل امیرالمؤمنین قرار گرفتند.
اساسیترین مسأله‌ی دین، مسأله‌ی ولایت است؛ چون ولایت، نشانه و سایه‌ی توحید است. ولایت، یعنی حکومت؛ چیزی است که در جامعه‌ی اسلامی متعلق به خداست، و از خدای متعال به پیامبر، و از او به ولیّ مؤمنین می‌رسد. آنها در این نکته شک داشتند، دچار انحراف بودند و حقیقت را نمی‌فهمیدند؛ هرچند ممکن بود سجده‌های طولانی هم بکنند! همان کسانی که در جنگ صفین از امیرالمؤمنین رو برگرداندند و رفتند به عنوان مرزبانی در خراسان و مناطق دیگر ساکن شدند، سجده‌های طولانیِ یک شب یا ساعتهای متمادی می‌کردند؛ اما فایده‌اش چه بود که انسان امیرالمؤمنین را نشناسد، خط صحیح را - که خط توحید و خط ولایت است - نفهمد و برود مشغول سجده بشود! این سجده چه ارزشی دارد؟
بعضی از روایات باب ولایت نشان می‌دهد که این‌طور افرادی اگر همه‌ی عمرشان را عبادت بکنند، اما ولیّ خدا را نشناسند، تا به دلالت او حرکت بکنند و مسیر را با انگشت اشاره‌ی او معلوم نمایند، این چه فایده‌یی دارد؟ «و لم یعرف ولایة ولیّ‌اللَّه فیوالیه و یکون جمیع اعماله بدلالته». این، چه طور عبادتی است؟! امیرالمؤمنین با اینها درگیر بود.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی