8-1.انعام 114 هر نسخه تربیتی که در برابر نسخه دین قرار بگیرد فاقد ارزش است.

شاید معنای روایت «أُطْلِبُ العِلم وَلوْ بِالصّین»(11) در کنار روایت «شرِّقَا وَ غرِّبَا لَن تَجِدا عِلماً صَحیحاً إلّا شَیئاً خَرَجَ مِن عِندِنا» نیز این باشد که اگر علم ما اهل بیت علیهم السلام به کسی رسیده بود، از او استفاده کنید، حتی اگر در چین باشد؛ چون او واسطه بین ما و شما خواهد بود؛ البته کسی نباید طمع خام کند که می تواند به سرعت شاگرد امام صادق علیه السلام شود و هیچ فقیه و عارف به معارفی را قبول نداشته باشد! این همان راهی است که اگر انسان در آن شتاب کند، هرگز به مقصد نمی رسد؛ ولی با این حال، سرچشمة علم، اهل بیت علیهم السلام هستند. در این روایت هم حضرت بیش از این پیش نرفته اند.
امیرالمؤمنین علیه السلام در روایت دیگری فرمودند: «نَحنُ الاعْرافُ الّذینَ لایعرف الله عزّوَجلّ الا بِسَبیلِ مَعْرِفَتنِا فَلا سَواء مَنِ اعْتَصَمَ بِه النّاس حَیثُ ذَهَبَ النّاسُ إلی عُیُونٍ کَدِره تَفرُقُ بَعْضُهَا فِی بَعض وَ ذَهَبَ مَن ذَهَبَ إلیْنا إلی عُیُونٍ صَافِیَه تَجری بِإذنِ رَبِّها لاانْقِطَاعَ لَهَا وَ لا نَفَاد»(12)؛ کسانی که دیگران به او معتصم هستند با امامی که شما به او معتصم هستید، یکی نیست؛ اگر کسی به ما روی آورد، به چشمه های بی منتهای جاری به اذن پروردگار روی آورده است؛ یعنی اگر چیزی به شما بدهیم به اذن پروردگارتان می دهیم. ما به کسی بی حساب و کتاب چیزی را نمی دهیم. این روایات نشان می دهد که ما باید به اهل بیت علیهم السلام رجوع کنیم و معارف دین را از آن ها بگیریم.
فروید به عنوان یک محقق پزشکی، از مصرفکنندگان کوکائین و طرفداران آن به عنوان محرک و مسکن بود. او معتقد بود کوکائین درمان بسیاری از مشکلات ذهنی و فیزیکی است و در مقالهاش با عنوان «در کوکا»[۳۸] در ۱۸۸۴۴، فضایلش را برشمرده است
او مصرف کوکائین را به دوستش ارنست فون فلیشل-مارکسو که به مورفین معتاد بود و از درد ناشی از عفونت حاد در اثر تزریق، رنج میبرد، توصیه کرد.
بعدا با کشف ضرر های بیشمار کوکائین شهرت فروید بسیار خدشه دار شد.
راسل در کتاب ازدواج و اخلاق[6] که در سال 19299 نوشته شد نوشت «به نظر من زنا نباید دلیل طلاق باشد» و سعی کرد به خودش بقبولاند که آنچه ازدواج را ویران می کند، حسادت و غیرتی بودن است، نه بی وفایی. هرچند این کتاب بی بند و باری را تحسین نمی کند اما به نگرش های جنسی مسیحی حمله می کند و می گوید روابط بیرون از ازدواج مشکلات درون ازدواجی را کاهش می دهد. راسل در این کتاب در مورد دوست داشتن، وفاداری و خوشبختی در ازدواج هیچ نمی گوید. وقتی جان کوپر پویز رمان نویس با او در مورد ازدواج بحث می کردند، پویز که از وفاداری حمایت می کرد این نقاط ضعف کار او را یادآوری کرد.
ستعمار سیاسى چه مىکند؟ کوشش مىکند حکومت را به دست افرادى بدهد که عامل او و مجرى منویّات او باشند؛ به ظاهر مستقل باشند و حتى در مقابل آنها غرّش هم بکنند، غرّه هم بکشند اما در باطن، همه دستورها را از آن جا بگیرند. مگر ممکن است ملتى را استعمار اقتصادى و استعمار سیاسى بکنند بدون آن که استعمار فکرى بکنند یعنى بدون آن که فکرش را هم طورى بسازند که با استعمار سیاسى و اقتصادى جور دربیاید؛ شخصیت فکرى او را از او بگیرند، او را به آنچه مال خودش است بدبین کنند و به آن فکرى که از ناحیه استعمارگر آمده خوشبین کنند، یعنى در مردم حالت تجدد زدگى ایجاد کنند.
به آداب خودشان بدبین باشند، آداب آنها را بهتر بدانند. به رسوم خودشان بدبین باشند، رسوم آنها را از رسوم خودشان بهتر بدانند. به ادبیات خودشان بدبین باشند، ادبیات آنها را از ادبیات خودشان بهتر بدانند. به فلسفه خودشان بدبین باشند، فلسفه آنها را از فلسفه خودشان بهتر بدانند.
به دین و آیین خودشان بدبین باشند، دین و آیین آنها را بهتر بدانند. به کتابهاى خودشان بدبین باشند، کتابهاى آنها را از کتابهاى خودشان بهتر بدانند. هر چه که از ناحیه آنهاست آن را خوب بدانند، هر چه از ناحیه خودشان است آن را بد بدانند.»*
( شهید مطهری، مجموعه آثار استاد شهید مطهرى، ج24، ص243)*
می گوییم چرا مباحث توحید و الهیات را از یونانیان مشرک و الهه پرست بگیریم؟ می گویند: در حدیث است که اطلبوا العلم و لو بالصین!
می گوییم: اولا معنای حدیث این است که بعد مسافت و مشقتها نباید مانع از جستجوی معرفت و دانش باشد و اگر عالمی ربانی در آن سوی دنیا هم بود، این امر مانع از علم آموزی از وی نمی تواند باشد. پس ولو بالصین مثالی از بعد مسافت است، نه این که علم موطن و خاستگاهی مشخص ندارد و بی وطن و هر جایی است و مشرکان و کفار چینی و یونانی هم می توانند علم توحید و الهیات تحویل مسلمین بدهند همان گونه که اکنون از علوم انسانی انگلیسی و آمریکایی و فرانسوی و آلمانی در دانشگاهها استفاده می کنیم!!
تعجب این است که مستدلین به این روایت بر دهها روایت دیگر که صریحا سخن از خاستگاه وحیانی و قرانی و اهل بیتی علوم و حکمت می گویند، چشم می بندند. چند نمونه از این روایات را باهم مرور می کنیم:
رسول الله صلی الله علیه و آله:
طلب العلم فریضة علی کل مسلم فاطلبوا العلم من مظانه و اقتبسوه من اهله(1)
ـ دانشآموزی بر هر مسلمانی واجب است، پس دانش را از جایگاهشایستهاش جویا شوید و از اهلش برگیرید.
من تعلم بابا من العلم عمن یثق به کان افضل من ان یصلی الف رکعة (2)
ـ آن که بابی از دانش را ازفرد مورد اعتمادش [و نه از هر کس و هر جا] بیاموزد، برتر از هزار رکعتنماز است.
ستفترق امتی علی ثلاث وسبعین فرقة، فرقة منها ناجیة والباقونهالکون، والناجون الذین یتمسکون بولایتکم، ویقتبسون من علمکم، ولایعملون برایهم، فاولئک ما علیهم من سبیل(3)
ـ پس از من امتم هفتاد و سه فرقه خواهد شد؛ تنها یک فرقه از آن اهلنجات و باقی هلاک شدگانند. نجاتیافتگان کسانیاند که به ولایت شما(اهلبیت علیهم السلام) گردن مینهند و از دانش شما اقتباس میکنند و اهل عمل به رأیو نظر خود نیستند.
انا مدینة الحکمة وعلی بن ابی طالب بابها؛ ولن توتی المدینة الا منقبل الباب (4)
من شهر حکمتم و امام علی علیه السلام در آن؛ و هرگز کسی جز از در وارد شهر نمیشود.
امیر المؤمنین علیه السلام:
ایها الناس ! اعلموا ان کمال الدین طلب العلم والعمل به… والعلممخزون عند اهله وقد امرتم بطلبه من اهله فاطلبوه(5)
ـ مردم! کمال دین در دانشجویی و عمل به آن است و علم نزد اهلش[حاملان شایستهاش] جمع است، پس شما موظف به طلب آن از اهلش هستید.
یا کمیل ! لا تاخذ الا عنا تکن منا
ـ ای کمیل! [علم و معارف و اعتقادات را] جز از ما [اهلبیت علیهم السلام] مگیر تااز ما باشی.
امام باقر علیه السلام:
لسلمة بن کهیل والحکم بن عتیبة: شرقا وغربا، فلا تجدان علماصحیحا الا شیئا خرج من عندنا اهل البیت(6)
ـ امام باقر علیه السلام به سلمة بن کهیل و حکم بن عتیبه فرمود: به شرق عالم رویدیا به غرب آن، دانش صحیح را جز در آنچه از سوی ما اهلبیت علیهم السلام صادرمیشود، نخواهید یافت.
فی قول الله عز وجل: فلینظر الانسان الی طعامه قال: قلت: ماطعامه؟ قال: علمه الذی یاخذه عمن یاخذه(7)
ـ از امام باقر علیه السلام درباره تفسیر این آیه که انسان باید به غذایش بنگرد،سؤال شد، امام علیه السلام فرمود: یعنی بنگرد که علمش را از چه منبع و کسی میگیرد[و آیا آن منبع شایستگی دارد یا نه].
کل ما لم یخرج من هذا البیت فهو باطل (8)
ـ هر آنچه [علم و معرفت و حکمت] از خاندان وحی: بیرون نیامدهباشد، باطل و گمراهی است.
من دان الله بغیر سماع من صادق الزمه الله التیه یوم القیامة(9)
ـ هر کس براساس چیزی که از امام معصومی علیه السلام اخذ نکرده باشد،دینورزی نماید، خداوند او را روز قیامت سرگردان و هلاک خواهد نمود.
امام صادق علیه السلام:
یا یونس ! ان اردت العلم الصحیح فعندنا اهل البیت،فانا ورثنا واوتینا شرع الحکمة وفصل الخطاب(10)
ـ ای یونس!اگر طالب دانش و معرفت صحیح هستی، منحصراً نزد ما اهلبیت علیهم السلام است؛ ماوارثان حکمت شرع و فصل الخطاب هستیم.
کذب من زعم انه یعرفنا وهو مستمسک بعروة غیرنا(11)
ـ آنکه ادعای معرفت ما را دارد اما به ریسمانی غیر از ما [در علم و معرفتو حکومت و ولایت و…] چنگ میزند، دروغ میگوید.
امام کاظم علیه السلام:
لاعلم الا من عالم ربانی(12)
ـ علم جز نزد عالمربانی نیست.
همان گونه که ملاحظه فرمودید روایات فوق همگی بر خاستگاه و منبع و مأخذ انحصاری علوم که قدر متیقن آن الهیات و علم کلام و توحید و فقه است، تاکید دارند.
ضرورت رجوع به اهل بیت(ع) برای اخذ معارف
امام صادق علیه السلام در بیانی نورانی می فرمایند: «یَمُصُّونَ الثِّمَادَ وَ یَدَعُونَ النَّهَرَ الْعَظِیمَ»(الکافی ج1، ص: 222)؛ برخی از انسان های تشنه، آب برکه هایی که سرچشمه ندارند و نمی جوشند و راکد هستند، می نوشند؛ برخی از انسان های تشنه وقتی به این آب های راکد می رسند با اشتها آن را می مکند اما نهر عظیم را در کنار دستشان رها کرده اند. به ایشان عرض شد: نهر عظیم کیست؟ حضرت پاسخ دادند: وجود مقدس رسوال الله صلی الله علیه و آله نهر عظیم هستند؛ سپس توضیح دادند: همه سنت هایی را که خدای متعال به هر پیامبری داده بود، یک جا به نبی اکرم صلی الله علیه وآله اعطا کرده است؛ بنابراین ایشان نهر عظیم هستند و همه معارفی که از عالم بالا در طول تاریخ به همه انبیا علیهم السلام نازل شده به حضرت عطا گردیده که البته این نیز همه علم حضرت نیست؛ همه علوم انبیا علیهم السلام نازله ای از علم ایشان است؛ سپس فرمودند: خدای متعال هر آنچه را به نبی اکرم صلی الله علیه وآله داده بود، به امیرالمؤمنین علیه السلام هم عطا کردند؛ بنابراین امیرالمؤمنین علیه السلام هم نهر عظیم هستند و پس از ایشان، یک یک ائمه علیهم السلام؛ بنابراین ائمه علیهم السلام نهر عظیم هستند و دیگران (صحابه و...) ثماد.
مردم آب برکه ها را با اشتها می خورند اما این نهر عظیم را فراموش می کنند. پرسیده شد منظور از نهر عظیم چیست؟ فرمودند: وجود مقدس رسول الله(ص).
خداوند نهر دیگری را از عالم حقیقت در عالم ما جاری کرده است تا حقایق را به ما بنوشاند و آن هم وجود مقدس رسول الله(ص) است.
فرمود: «لاسواء من اعتصم به الناس ولاسواء حیث ذهب الناس الی عیون کدرة تفرغ بعضها فی بعض، وذهب من ذهب إلینا إلى عیون صافیة تجری بإذن ربها لاانقطاع لها ولانفاد» آن عده ای که دیگران به آنها متمسک می شوند با امامی که شما به او چنگ زده اید یکی نیستند. حضرت فرمودند: مردم به سراغ چشمه هایی رفتند که نمی جوشند؛ مانند ظروفی که محتوای آن به ظرف دیگری می ریزد. آلوده نیز هست؛ ولی شما به سوی سرچشمه هایی رفتید که «تَجْرِی بِإِذنِ رَبِّها» که به اذن پروردگارش جاری است و اگر فیضی به شما می رساند از سوی خودش نیست. همه اش امر خداست. انقطاع ندارد، پایان ندارد.